بوستان جمشیدیه
بوستان جمشیدیه

بوستان جمشیدیه یا پارک سنگی جمشیدیه از زیباترین و دیدنی‌ترین بوستان‌های تهران است و با مساحتی حدود ۱۰ هکتار در انتهای خیابان شهید باهنر (نیاوران) واقع شده و از شمال به کوه کُلَک‌چال، از جنوب به باغ دولو، از شرق به خیابان جمشیدیه و از غرب به جاده کلک‌چال محدود است. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار مجاور و نیز آبنماهای سنگی است که جلوه‌ای خاص دارند. این پارک در ابتدای مسیر اصلی صعود به پناهگاه کُلَک‌چال قرار دارد.






پارک جمشیدیه دارای چهار در ورودی است که ارتفاع در ورودی اول از سطح دریا ۱۸۲۰ متر و بالاتر از آن ۲۱۰۰ متر است.

بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان جمشیدیه پس از بوستان ملت دومین پارکی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.






پارک ابوالقاسم فردوسی

ساخت بوستان فردوسی در سال ۱۳۷۵، انجام گرفت. این بوستان در راستای گسترش بوستان جمشیدیه است. مساحت پارک نزدیک به ۱۳۲٬۷۰۰ متر مربع است. آمیزش دو عنصر سنگ و گیاه در این پارک کوهستانی زیبایی خاصی را نمایان می سازد. مساحت گلکاری در این پارک ۶٬۳۱۷ متر مربع می‌باشد. در این پارک رستوران‌های گوناگونی وجود دارد که هر یک از آنها نمادی از زیبایی و آداب و رسوم قوم‌های ایرانی را به نمایش می‌گذارند.






امکانات رفاهی

از امکانات این بوستان می‌توان به آمفی تئاتر، رستوران، آب‌نما، مبلمان پارک (نیمک، سطل زباله، آبخوری، پایه چراغ)؛ فضای سبز (گیاهان پوششی، جنگلکاری، رز و درختچه، گل و گلکاری) نام برد. از دیگر امکانات رفاهی این پارک سرویس‌های بهداشتی و روشنایی در شب با به کارگیری از ۱۷۵ تیر روشنایی است.






بوستان دانشجو

پارک دانشجوی تهران در خیابان انقلاب اسلامی و در نزدیکی چهارراه ولیعصر (تقاطع خیابان ولیعصر) در همسایگی مجموعه تئاتر شهر قرار گرفته است. این پارک از شمال به خیابان انقلاب، از غرب به خیابان ولیعصر و از شرق به خیابان رازی محدود است.

نام ابتدایی پارک دانشجو «پارک پهلوی» بوده است که در زمینی به مساحت ۳۲۰۰ متر مربع احداث شده و شامل سالن تئاتر شهر، کتابخانه دانشجو، زمین بازی کودکان، سرویس بهداشتی و بوفه است. در سالهای اخیر در شهرداری تهران اقدام به ساخت ایستگاه متروی چهارراه ولی عصر در ضلع شمال غربی و مجتمع فرهنگی مذهبی ولی عصر(عج) در ظلع جنوب غربی این پارک نموده است. که موجب انتقادات شدید بسیاری از شهروندان و هنرمندان تهرانی در مخدوش کردن نمای ساختمان تئاتر شهر گشته است.






بوستان لاله

پارک لاله که تا پیش از انقلاب ۵۷ پارک فرح نام داشت، از بوستان‌های بزرگ شهر تهران است. این پارک در سال ۱۳۴۵ به در خواست فرح پهلوی از پادشاه بنیان شد. پیش از آن یک منطقه نظامی بود که برای اسب‌دوانی و رژه مورد استفاده ارتش قرار داشت و جلالیه نامیده می‌شد. مساحت این پارک ۳۵ هکتار است. در این پارک گونه‌های متفاوت گیاهی موجود است که مهمترین آنها عبارتند از: چنار، اقاقیا و کاج تهران.






تاریخچه

اراضی پارک لاله از گذشته در اختیار ارتش بوده است. زمین مزبور معروف به میدان اسب دوانی جلالیه و برای رژه از آن استفاده می‌شد. ارتش اراضی مربوطه را در ازای مطالبات وزارت دارایی به آن وزارت خانه انتقال داد. وزارت آبادانی و مسکن وقت ماموریت یافت برای این منطقه طرحی تهیه نماید. قسمت شمال پارک برای تاسیسات فرهنگی عمومی و قسمت جنوبی صرفاً برای پارک درنظر گرفته شد. طرح آن بوسیله طراح معروف فرانسوی «ژوفه» و سایر طراحان پارک سازی و همکاران ایرانی تهیه گردید. سایر عملیات اجرایی به عهده شهرداری گذاشته شد. شهرداری عملیات اجرایی را طبق طرح ادامه داد تا در سرانجام در سال ۱۳۴۵ پارک فرح تاسیس گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نام این پارک به لاله تغییر یافت.






موقعیت جغرافیایی

این پارک در محدوده منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده است و از شمال به خیابان دکتر فاطمی، از جنوب به بلوار کشاورز، از غرب به خیابان کارگر و از شرق به خیابان حجاب محدود می‌شود. در همسایگی این بوستان، موزه هنرهای معاصر، موزه فرش ایران و هتل لاله واقع شده‌است.






امکانات و فضاها

بخش جنوب شرقی این پارک به شیوه پارک‌های ژاپنی طراحی شده و دارای آب‌نما و جویبارهای مارپیچ است. در خیابان‌های شمالی پارک محوطه میزهای شطرنج جای داده شده است. زمین‌های ورزشی پارک شامل زمین‌های بسکتبال و والیبال نیز در بخش شمالی جای گرفته است. در این پارک همچنین یک مرکز تئاتر عروسکی، یک کتابخانه زیر پوشش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یک مسجد دایر می‌باشد. مجسمه‌ها و تندیس‌های گوناگونی نیز در این پارک وجود دارد که نامدارترین آنها تندیس خیام و تندیس ابوریحان بیرونی است.

تندیس خیام از آثار ابوالحسن صدیقی است که در سال ۱۳۵۱ و در کشور ایتالیا (به سفارش انجمن آثار ملی) ساخته شده است. این تندیس پس از جابجایی به ایران به این پارک منتقل شد و در بازدید همگانی قرار گرفت و پس از آن چندین بار به دستان فریدون صدیقی (فرزند آفریننده اثر) بازسازی شد.







بوستان مینیاتور تهران
بوستان مینیاتور تهران بوستانی در شرق تهران است که با هدف نمایش ماکت‌های مینیاتوری آثار میراث جهانی ایران که در فهرست یونسکو به ثبت رسیده‌اند، ساخته شده است. وسعت این پارک حدود ۳ هکتار است. این بوستان در شمال خیابان جانبازان (گلبرگ) و شرق خیابان کرمان قرار دارد. ایده این پارک از باغ‌های ایرانی رونوشت شده است. در فاز نخست ماکت تخت جمشید، چغازنبیل، میدان نقش جهان اصفهان، پاسارگاد، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، ارگ بم، کلیساهای ارامنه، کوه کتیبه بیستون، مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، بازار تبریز و آبشارهای شوشتر برای بازدیدکنندگان ارائه شده است. در فاز بعدی این پارک، گسترش ماکت‌های مینیاتوری گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان، کاخ گلستان و روستای دستکند میمند کرمان و دیگر باغ‌های نه گانه ایرانی به اجرا در می‌آید.






دیگر امکانات

احداث بنای نگارخانه به وسعت ۷۵۰ مترمربع به منظور ایجاد نمایشگاه دائمی میراث فرهنگی، کتابخانه، فروشگاه محصولات فرهنگی، چایخانه، مونیتورینگ، سرویس‌بهداشتی و غیره از دیگر اقدامات انجام شده در بوستان مینیاتوری است. روشنایی بوستان مخلوطی از پایه چراغ‌های خورشیدی و پایه چراغ‌های پیوسته به برق شهری و با کاربری از لامپ‌های ال‌ای‌دی است.






ویژگیهای طراحی بوستان

ابعاد اصلی طراحی بوستان باغ مینیاتور از روح هندسی باغهای ایرانی در ترکیب با استانداردهای پارک مینیاتوری الهام گرفته است که ماکتها در غالب ویژگیهای شکل طبیعی زمین و نواحی جغرافیایی که آثار انتخاب شده در آنها مستقر می‌باشند و با توجه به جهات جغرافیایی بناها در محیط اصلی خود استقرار یافته‌اند، در فاز اول ماکت مینیاتوری، ۱۲ اثر تاریخی زیر که هم اکنون در فهرست آثار جهانی ثبت شده‌اند با مقیاس یک بیست و پنجم اندازه واقعی در بوستان استقرار یافته‌اند:

تخت جمشید، چغازنبیل، میدان امام ره (نقش جهان) اصفهان، پاسارگاد، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، ارگ بم، کلیساهای ارامنه، کوه و کتیبه بیستون، مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، بازار تبریز، آبشارهای شوشتر

شایان ذکر است که در فاز دوم توسعه، ماکت های مینیاتوری گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان، کاخ گلستان و بوستان دستکند میمند کرمان و دیگر باغهای ۹ گانه ایرانی اجراء خواهند گردید.






ورودی ها

ورودی پیاده در بوستان مینیاتوری جنب بوستان تمدن (گلبرگ) احداث گردیده است، همچنین یک ورودی سواره جهت سرویس اضطراری از خیابان کرمان برای مجموعه پیش بینی شده است.






فضای سبز

در ردیف دو طرف معابر بوستان از گونه‌های لیکوستروم پیوندی و مورد پیوندی استفاده شده که فرم درختی دارد، حدود ۷۰ درصد گیاهان استفاده شده همیشه سبز و ۳۰ درصد آنها خزان پذیر می‌باشند. انواع گیاهان غالب کاشته شده شامل گونه‌های زیر می‌باشد: چنار، ماگنولیای سبز، بلوط خزان شونده، میخک هندی ابلق، افرای چینی، مورد پیوندی، گوجه گل، سنجد همیشه سبز، یاس هلندی (لیکوستروم پیوندی)، ژینکگو، سدروس، کاج موگو و ...






سیستم آبیاری بوستان

شامل یک مخزن ۶۰۰ متر مکعبی جهت ذخیره آب و یک ایستگاه پمپاژ دور متغیر جهت صرفه جویی در مصرف آب و برق می‌باشد.






ابنیه و امکانات بوستان

-تاسیسات الکتریکی (لفیقی از پایه چراغهای خورشیدی (سولار) و پایه چراغهای متصل به برق شرقی با استفاده از لامپهای ال ای دی و کم مصرف) -طراحی و اجرای مبلمان بوستان شامل: نیمکت، آبخوری، نرده، تابلوهای هدایتگر، کتیبه‌های بوستان مینیاتور -ساختمان گالری به مساحت ۷۵۰ متر مربع جهت ایجاد نمایشگاه دائمی میراث فرهنگی - پارکینگ (درمجاورت بوستان، احداث پارکینگ طبقاتی در دستور کار شهرداری تهران قرار دارد)- کتابخانه- فروشگاه محصولات فرهنگی- چایخانه- مونیتورینگ- سرویس بهداشتی- مجموعه ورودی شامل: نگهبانی






بوستان نیاوران

بوستان نیاوران یا پارک نیاوران یکی از بوستان‌های شهر تهران است که در منطقه نیاوران در شمال‌شرقی تهران جای دارد. این بوستان در همسایگی میدان باهنر (میدان نیاوران) و انتهای شمالی خیابان پاسداران (سلطنت آباد پیشین) و در جنوب کاخ نیاوران قرار گرفته است.

پهنه این بوستان نزدیک به ۶۲،۰۰۰ متر مربع است و در سال ۱۳۴۸ به دستور محمدرضا پهلوی و با نقشه طراحان انگلیسی و معماری مهندس سردار افخمی ساخته شد.

این پارک دارای اشکوب‌های چندگانه و پله‌های گوناگون است که این پلکان از مشخصات ویژه آن است. این پارک دو در ورودی شمالی و جنوبی دارد که هر دو به خیابان پاسداران باز می شوند. از دیگر ویژگی این پارک آب نماهای بزرگ با مساحت نزدیک به ۳۳۲۰ متر مربع است. پهنه سبز پارک در برگیرنده ۸،۰۰۰ متر مربع گل‌کاری و در حدود ۲۰،۰۰۰ متر مربع چمن‌کاری به همراه درختان از گونه‌های فراوان است. یکی از کهن‌ترین درختان چنار تهران با دیرینگی ۱۵۰ سال و بلندی ۲۰ متر و محیط ۲,۸ متر در این پارک جای دارد. دریاچه این بوستان که در آن ماهی و مرغابی و لاکپشت زندگی می‌کنند، از دیگر زیبایی‌های این پارک است. در گذشته برای آبیاری فضای سبز و آب استخرهای پارک از آب تهران استفاده می‌شد، اما از سال ۱۳۷۹ از آب قنات منطقه بهره گرفته می‌شود.






بخش‌های گوناگون بوستان

ساختمان کانون فرهنگی کودکان
کتاب‌خانه
آمفی تئاتر
زمین اسکیت
زمین بازی کودکان
زمین تمرین اسب‌سواری
سالن ورزشی بانوان
نمازخانه
چهار استخر بزرگ







پارک ارم

پارک ارم در پنج کیلومتری اتوبان تهران - کرج با وسعتی بالغ بر ۷۰ هکتار بزرگترین پارک ایران است. این مجموعه در اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی به وسیله رحیم علی خرم تاسیس شد و پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) این پارک مصادره و به تملک بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی درآمد. این پارک دارای یک دریاچه هشت هکتاری و دو شهربازی با ۲۸ گونه وسایل بازی و باغ وحش می‌باشد.






پارک پرواز

پارک (بوستان) پرواز، نام بوستانی در شمال تهران و در منطقه سعادت آباد است. نامگذاری این بوستان بخاطر خیابانی به همین نام در ضلع جنوب شرقی این بوستان (که اکنون به نام یکی از کشته شدگان جنگ ایران و عراق تغییر نام داده است) می باشد.

بوستان پرواز از شمال و شرق به بلوار پیام و میدان بهرود، از جنوب به شهرک پاسارگاد و از غرب به شهرک کیهان محدود می‌شود.

اختلاف ارتفاع این بوستان نسبت به مناطق اطراف، باعث ایجاد چشم انداز زیبایی از شمال و جنوب تهران شامل کوهستان البرز و همچنین برج میلاد و سایر ساختمانهای بلندمرتبه تهران - بخصوص در هوای عاری از آلاینده ها - شده که از این بوستان قابل مشاهده است. همین مساله وجه تمایز بوستان پرواز از سایر بوستانهای تهران است (دید پانوراما یا ۳۶۰ درجه تهران).

در ضلع شرقی و شمال شرقی این بوستان یکی از ایستگاه های آتش نشانی متعلق به سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران، و همچنین دو مجتمع تجاری (شامل فروشگاه زنجیره ای شهروند) و یک مسجد وجود دارد.






پارک شهر

پارکِ شَهْر یکی از پارک‌های قدیمی شهر تهران است. این پارک که در منطقه ۱۲ در مرکز تهران در محدوده خیابان‌های خیام و شهید فیاض‌بخش قرار دارد. تاریخ تاسیس این پارک به سال ۱۳۳۹ باز می‌گردد. مساحت این پارک تقریباً ۲۵ هکتار است و ۸ در ورودی دارد. درون این پارک: موزه صلح تهران، آکواریم پارک شهر تهران، استخر، ورزشگاه، کتابخانه و ... وجود دارد.

این بوستان از جنوب به خیابان بهشت، از شمال به خیابان فیاض بخش، از شرق به خیابان خیام، و از غرب به وحدت اسلامی (شاپور) محدود می‌شود.






اماکن درون و پیرامون پارک

درون پارک:

موزه صلح تهران
آکواریم پارک شهر تهران
باغ پرندگان
کتابخانه مرکزی پارک شهر







پیرامون پارک:

اداره آب و فاضلاب (منطقه 4)
دیوان عدالت اداری
پزشکی قانونی
تالار سنگلج
شهرداری تهران
ساختمان شورای اسلامی شهر تهران
روزنامه رسمی کشور
کانون جهانگردی و اتومبیل رانی ایران
وزارت دادگستری
ورزشگاه شهدای هفتم تیر
تحقیقات علوم آزمایشگاهی
درمانگاه خیریه صالح
مرکز تلفن قندی







پارک ملی سرخه‌حصار
سرخه‌حصار یکی از پارک‌های ملّی ایران است که در شرق تهران قرارگرفته و مساحت آن در حدود ۹۱۶۸ هکتار می‌باشد که به جز بخش شمال شرقی آن تمام این ناحیه تحت کنترل و حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارد..






تاریخچه

سرخه حصار یکی از قدیمییترین شکارگاه‌های ایران محسوب شده به همین خاطر در گذشته از اهمیت خاصی برخوردار بود. همچو پارک ملی خجیر با بیش از دویست سال(از سال ۱۱۷۴) به عنوان شکارگاه سلطنتی مورد حفاظت قرار گرفت. این پارک در سال ۱۳۵۹ به گفته وزیر وقت هوشنگ ضیایی به عنوان پارک ملی به ثبت رسید و طی مصوبه شماره ۹۱ مورخ ۶۱-۶-۲۶ شورایعالی حفاظت محیط زیست با عنوان پارک ملی تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است. بر مبنای تبصره ۴ ماده ۳۱ اصلاحی قانون جنگلها کلیه مراتع و اراضی ملی و مناطق حفاظت شده در اختیار سازمان محیط زیست قرار دارد و قابل وا گذاری به غیر نیستند .






اقلیم

آب و هوای این منطقه نیمه خشک است و اختلاف درجه حرارت روز و شب در آن بالا است. متوسط حداکثر درجه حرارت سالانه آن ۹/۱۸ درجه سانتی‌گراد است. این منطقه از وجود رودخانه جاجرود بهره می برد که پس از سد لتیان، در حاشیه منطقه جریان پیدا می‌کند و در شهرک پارچین از منطقه خارج می‌شود. پارک ملی سرخه حصار همچو پارک ملی خجیر دارای اکوسیستمی یکسان می باشد با این تفاوت که نزدیکی این پارک به شهر تهران جاذبه های توریستی این منطقه را افزایش داده است .






موقعیت جغرافیائی

پارک ملی سرخه حصاربا 3957108 تا 3940015 عرض جغرافیائی و 572230 تا 560270 طول جغرافیائی در شرق شهر تهران واقع گردیده است. راه‌های ارتباطی این ناحیه عبارتند از: جاده خجیر که از دو راهی زرشکی منشعب می‌شود و تا خجیر ۱۴ کیلومتر است. راه دیگر جاده قصر فیروزه است.






پوشش گیاهی

به دلیل وسعت و تفاوت در ارتفاع در قسمت‌های مختلف پارک می‌توان گونه‌های متفاوتی از گیاهان را در این پارک مشاهده کرد.

پوشش گیاهی منطقه گرمسیری شامل گز، تاغ، گون، خارشتر و اسپند
پوشش گیاهی استپی کوهپایه شامل درمنه و گونه های بالشتکی مانند کلاه حسن، گون، چوبک و گیاهان دارویی مانند آویشن، قدومه، بومادران، کاکوتی و پونه کوهی .






درختان و درختچه: زالزالک، گوجه وحشی، سرو کوهی

حیات وحش جانوری

حیواناتی همچون: کل ، بز، قوچ، میش البرز مرکزی ، آهو، گراز ، پلنگ ، کفتار ، روباه قرمز ، شغال ، گربه وحشی ،گورکن ، تشی و خرگوش در آن زیست دارند.

پرندگان موجود در سرخه حصار نیز شامل: حواصیل خاکستری، حواصیل شب ، بوتیمار ،اگرت بزرگ ، سرسبز ، اردک ارده ای ، خوتکا ، اردک نوک پهن ، فیلوش ، عقاب ماهیگیر ، کورکور ، قرقی ، طرلان ، عقاب طلایی ، عقاب شاهی ، سارگپه ، کرکس ، دال سیاه ، دلیجه ، بالابان ، بحری ، شاهین ،آبچلیک و‌ آبیا است.

خزندگان و دوزیستان: مار کرمی ، کور مار دوسر، مارآتشی ، مارپلنگی، ماردستی، مار آبی ، مارشتری ، شترمار ،یله مار ، تیرمار ،سوسن مار ، افعی شاخدار ایرانی، افعی کوفی ، قورباغه معمولی، وزغ سبز، لاک پشت ممیزدارغرب نیز از موجودات پارک سرخه حصار هستند.






عوامل تهدید کننده منطقه

از مهمترین عوامل تهدید کننده می توان به تعارضات و تصرفات اراضی بوسیله نیروهای نظامی بهره برداری از معدن بالاست . وجود کانون متمرکز انسانی ، تغییر کاربری اراضی به منظور شهرسازی بهره برداری از گونه های غیربومی در ایجاد توسعه فضای سبز پارک نام برد .







بوستان ساعی
بوستان ساعی یا پارک ساعی یکی از بوستان‌های عمومی تهران است که با مساحتی در حدود ۱۲ هکتار در خیابان ولیعصر و در منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده‌است. محل این پارک در سال ۱۳۲۴ توسط مهندس کریم ساعی درخت‌کاری شد و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفت. سرانجام ایده طراحی اصلی پارک در دهه ۴۰ شکل گرفت و این پارک در سال ۱۳۴۲ با طراحی حسین محجوبی ساخته شد. تکمیل مراحل طراحی و ساخت پارک بین سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ ادامه یافت.






تاریخچه

در سال ۱۳۲۹ و به تلاش مهندس کریم ساعی، بوستان ساعی به شکل جنگلی بنیان گذاشته شد. پیش‌تر در سال ۱۳۲۴ زمین این بوستان درخت‌کاری گردیده و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفته بود. پس از درگذشت مهندس ساعی به علت سانحه هوایی، این پارک همچنان به شکل گذشته و وابسته به وزارت کشاورزی باقی ماند. پس از توسعه شهر تهران در سال ۱۳۳۴ این پارک به شهرداری تهران واگذار گردید و پس از آن سازمان پارک‌ها با تجهیز این پارک آن را عمومی کرد.






مشخصات

وسعت بوستان ساعی ۱۲۰۰۸۲ متر مربع و دارای شش ورودی است. در پی توسعه و تجهیز بوستان، بناهایی مانند جوی، برکه، آبشار و زمین بازی درست شده‌اند و قسمتی از پارک نیز به باغ ژاپنی معروف است که پرندگان آبزی هم در آن قسمت نگه‌داری می‌شوند. در قسمت حیات‌وحش پارک، حیوانات دیگری نیز نگه‌داری می‌شوند که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به خرگوش٬ قوچ ٬ غاز٬ قو٬ مرغابی٬ سنجاب٬ طوطی وحشی و طاووس اشاره نمود. پوشش گیاهی پارک نیز بسیار متنوع می‌باشد و از میان آن‌ها می‌توان به چنار٬ کاج تهران٬ سرو شیرازی، سرو نقره‌ای، سرو بادبزنی، سرو تبری٬ برگ‌بو، افرا، نارون‌، سدروس‌، ماگنولیا، یاس وحشی‌، ژنیگو، زالزالک، گردو و سیب اشاره کرد. در طراحی این پارک تلاش شده که بیشتر حرکت‌های موجود، اسلیمی باشند تا یک نوع اختلاف سطح بوجود بیاید و از پله‌ تا حد ممکن استفاده نشود.







پارک شفق

پارک شفق مربوط به دوره پهلوی دوم است و در تهران، خیابان جمال‌الدین اسدآبادی، کوچه شهید قنبری (نوزدهم) واقع شده است که از یک طرف به خیابان مستوفی و از طرف دیگر به خیابان سید جمال ال دین اسد آبادی متصل می‌شود. این پارک در دوره قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران پادگانی با قدمت زیاد بوده که پس از تقسیم عراضی بین کارمندان دولت قسمتی از آن باقی ماند که این پارک شکل گرفت. این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۸۵۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

بنیان‌گذار این پارک دکتر رضازاده شفق بود و در باغی متعلق به مستوفی‌الممالک ساخته شد. الگوی این پارک از پارک‌های فرانسوی الهام گرفته شده است و از ابتدا بر پایه طرح و برنامه‌ای مشخص احداث شد. وجود گذرگاه‌های غیرهمسطح در ترکیب با پله‌ها از ویژگی‌های این بوستان است.

طراح و معمار این پارک، کامران دیبا است.

فرهنگسرای شفق (دانشجو) در این بوستان قرار دارد.

این پارک در نزدیکی بیمارستان «حضرت فاطمه» قرار دارد.

در این پارک ورزش پارکور به صورت جدی و توسط افراد گروه شفق و زیرمجموعه‌های آنها انجام می‌گیرد.








بوستان شهید توکلی
به منظورافزایش سطح فضای سبز منطقه وایجاد فرصت‎های تفریحی، اجتماعی و ورزشی برای شهروندان وجوانان منطقه، بوستان شهید توکلی دریکی ازپرجمعیت ترین ومستعدترین محلات منطقه احداث و به بهره برداری رسید. این بوستان با وسعت ۱۴۰۰۰ مترمربع شامل زمین بازی کودکان، آبنما، سرای محله دهقان، بازار میوه و تره بار نظام آباد است، این بوستان درانتهای خیابان شهید مدنی واقع شده که دارای فضاهای متعدد ورزشی تفریحی واجتماعی است.







بوستان طالقانی
پارک جنگلی طالقانی یا پارک جنگلی عباس‌آباد با نام پیشین پارک جهان کودک و تپه‌های داوودیه یکی از پارک‌های شهر تهران است که در منطقه ۳ شهرداری تهران در نزدیکی ایستگاه مترو میرداماد و بر روی تپه‌های عباس‌آباد واقع شده‌است. به‌علت قرار گرفتن آن در ارتفاع، این پارک دارای چشم‌اندازی مشرف به شهر تهران می‌باشد. قسمت جنوبی این پارک دارای طرحی حلزونی‌شکل است و از درختان بلوط ایتالیایی پوشیده شده‌است.







بوستان ولایت

بوستان ولایت نام بوستانی در جنوب غربی شهر تهران است که در محل قبلی فرودگاه قلعه‌مرغی ساخته شده است. این بوستان دارای ۳۰۰ هکتار وسعت و امکاناتی از قبیل شهربازی سقف‌دار و پیست دوچرخه سواری و موتورسواری می‌باشد.







بوستان هنرمندان
باغ هنرمندان یا باغ هنر یا بوستان ایرانشهر در مرکز تهران، خیابان ایرانشهر واقع شده‌است. خانهٔ هنرمندان ایران و تماشاخانهٔ ایرانشهر نیز در این بوستان قرار دارند.






تاریخچه

سابقهٔ تاریخی باغ هنر مربوط به دورهٔ قاجار بازمی‌گردد. این باغ در آن دوران بخشی از اراضی یکی از شاهزادگان قاجار بوده‌است و صاحب آن شخصی به نام فیشر، از معماران آلمانی و باغبان‌های فرنگی آن زمان بود. در هنگام وقوع جنگ جهانی دوم از این باغ جهت انبار تسلیحات متفقین استفاده می‌شد و به همین دلیل چندین ساختمان با معماری خارجی به منظور نگهداری ملزومات ساخته شد. پس از خروج متفین از ایران این فضا در اختیار نیروهای نظامی ایران قرار گرفت و تا سال ۱۳۷۵ در اختیار آنان بود. در سال ۱۳۷۵ شهرداری تهران این مکان را به تملک خود درمی‌آورد و با تخریب بناهای اضافی و تغییرات در آن، این مکان را به صورت وضعیت فعلی (باغ هنر) درمی‌آورد.






ویژگی‌ها

این بوستان که در منطقهٔ ۶ شهرداری تهران واقع شده، از شمال به خیابان بهشهر، از شرق به خیابان عاصم ترابی از غرب به خیابان ایرانشهر و از جنوب به کوچه علیرضا برفروشان محدود می‌شود. بخشی از گوشهٔ شمال‌شرقی باغ هنر متعلق به ادارهٔ تحقیقات جهاد خودکفایی بوده، منطقهٔ نظامی محسوب می‌شود.

خانهٔ هنرمندان ایران در جبههٔ جنوبی بوستان قرار دارد که باعث ایجاد جو فرهنگی و هنری در این محیط شده‌است. در ضلع شرقی نیز تماشاخانهٔ ایرانشهر قرار دارد. همچنین یک پایگاه مدیریت بحران نیز در این بوستان واقع شده‌است.

اهمیت خیابان ایرانشهر به دلیل دسترسی بهتر به مسیرهای اصلی شهر است.
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 1:18 am
تئاتر
تئاتر یا نمایش شاخه‌ای از هنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان‌ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد مانند اپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی و پانتومیم.
نام
تئاتر واژه‌ای است یونانی در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» می‌گویند. دراصل تعریف دقیق تئاتر یعنی بیان مشکلات مردم ومسائل اجتماعی، سیاسی وفرهنگی یک جامعه به زبان تئاترومهمترین فنی که باید درتئاتراستفاده شودفن بیان می‌باشد. وتاریخچه رشته پرطرفدارتئاترمربوط به یونان باستان ورم درقبل ازمیلادمسیح می‌باشد.





زیرشاخه‌های تئاتر

نمایش

پانتومیم (بی کلام)

نمایش روحوضی،

تعزیه خوانی

نقالی

نمایش عروسکی

تئاترخیابانی

نمایش:این کارتوسط یک یاچندبازیگردریک محیط بازبه نام((سن)) انجام می گیردکه این کارتوسط کارگردان هدایت می‌شود.

پانتومیم (بی کلام):نمایشی است که فقط توسط یک بازیگرانجام میگیردودرآن ازهیچ کلامی استفاده نمی‌شود.

نمایش روحوضی:به نمایشی گفته میشودکه تماشگرانی روی یک حوض که با الوار پوشانده شده و رویش را فرش کرده اند بازی می شود و داستان نمایش رااجرامی کنند. این نوع نمایش درزمان‌های قدیم انجام می‌شد.

تعزیه خوانی: به نمایشی گفته می شودکه درآن بیشترمصائب کربلاوحوادث عاشورا رابه تصویرمی کشد. و بازیگران در دو گروه اولیا(نقش مثبت) و اشقیا(نقش منفی) ایفای نقش می کنند.

پرده خوانی:به نمایشی گفته می شودکه تصاویری را که بر روی پرده نقاشی شده است ،یک راوی طبق این پرده به نقل کردن نمایش می‌پردازد. استفاده این نوع نمایش بیشتردر زمانهای قدیم استفاده می شدوبه نمایش قهوه خانه‌ای معروف است.
نمایش عروسکی: نمایش عروسکی به نمایشی گفته می شودکه درآن ازعروسک استفاده می شودوبازیگران صحنه عروسکها می باشندوبه افرادی که این عروسکهارابه حرکت درمی آورند، " عروسک گردان" گفته می شودواین نمایش هم دارای کاردگردان است.


پیشینه

تئاتر یکی ازهنرهای هفتگانه است. کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده‌اند می‌گویند سر چشمه آن از آیین هاست. آیین به مراسم مذهبی و اجتماعی می‌گویند. مثل مراسم عروسی یا مراسم سینه زنی در ماه محرم در ایران و مراسم رقص‌های مخصوص در کشورهای دیگر انسان همیشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و میل اوست تسلط داشته باشد و این ویژه گی اصلی تئاتر است. تئاتر در مقایسه با هنرهای دیگر امکانات زیادی دارد برای اینکه از هنرهای دیگر مثل نقاشی، ادبیات، معماری، موسیقی و … در آن استفاده می‌شود کلمه تئاتر (theater) در اصل از کلمه تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تیه ((thea تماشاگران و یا محله تماشا است.

درزمان‌های قدیم، تماشاگرن در سرازیری تپه‌ها می‌نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشریفات مخصوص در پایین همان تپه یا کناره معبد که محل عبادت بوده، تماشا می‌کردند. موسیقی، رقص، گفتار، صورتک، لباس، اجراکنندگان، تماشگر و صحنه در اجرای آیین آرایش توسط رنگ، خاکستر یا جوهر که سطح بدن را می‌پوشاند برای کامل کردن صورتک و لباس بکار می‌رود آنطور که گریم در تئاتر این کار را انجام می‌دهد.

بازیگران آیین باید بسیار ماهر و با انضباط باشند مثل بازیگران تئاتر برای اجرای آیین یکی پیشکسوتان یا سالمندان آشنا به آیین تمرین سختی را برای ادارهٔ اجرای خوب آیین بکار می‌گیرد که کاملاً با کارگردانی تئاتر قابل مقایسه است. با اینکه سرچشمه آیینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ بوجود آمدن تئاتر است اما جستجوگرانی هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است. آنها می‌گویند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها جزو بزرگترین خصوصیات انسان است.

برخی می‌گویند تئاتر از رقص و حرکات ضربی و ژیمناستیک و یا تقلید حرکات و صدای حیوانات آغاز شده است. اما نه خصوصیت داستانسرائی انسان و نه علاقهٔ او به تقلید، هیچکدام نمی‌تواند او را بسوی آفریدن هنر تئاتر راهنمائی کرده باشد، چرا که اسطوره‌ها و داستانها هم در اطراف آیین‌ها بوجود آمده‌اند و تقلید از حیواناتی که اندیشه و عقل ندارند هم نمی‌توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا که آیین‌ها از اندیشه و اعتقادات و میزان شناخت انسان شکل گرفته است است.

خاستگاه‌های تئاتر عناصر تئاتری و دراماتیک را در هر جامعهٔ انسانی می‌توان سراغ کرد، صرف نظر از آنکه این جوامع پیشرفته و پیچیده باشند یا نباشند. این عناصر در رقص‌ها و مراسم مردم ابتدایی همان قدر بارزند که در مبارزات سیاسی، راهپیماها، مسابقات ورزشی، مراسم مذهبی و حتی در بازی‌های کودکان ما پیداست. غالب شرکت کنندگان در این گونه فعالیت‌ها خود گمان نمی‌کنند در فعالیتی تئاتری حضور دارند، با آنکه در آنها تماشاگر، دیالوگ و برخورد عقاید به کار گرفته می‌شود. باید متذکر شد که میان تئاتر به عنوان یک شکل هنری و بهره‌برداری ضمنی از عناصر تئاتری در فعالیت‌های دیگر معمولاً تمایزی قایل می‌شوند.

علاقه به درک خاستگاه تئاتر از اواخر سدهٔ نوزدهم سرعتی تصاعدی گرفت، زیرا در آن زمان مردم شناسان اشتیاق زیادی به یافتن پاسخ مسأله از خود نشان می‌دادند. از آن هنگام تا به امروز، نظر مردم شناسی حداقل سه مرحله را پشت سر نهاده است. در مرحلهٔ اول که از ۱۸۷۵ تا ۱۹۱۵ به طول انجامید، مردم شناسان به رهبری سر جیمز فریزر ادعا کردند که همهٔ فرهنگ‌ها از یک الگوی تکاملی پیروی می‌کنند. در نتیجه جوامع ابتدایی موجود در عصر حاضر، می‌توانند منابع مستندی درباره تئاتر هزاران سال پیش در دسترس ما بگذارند.

مرحلهٔ دوم پیشرفت مردم شناسی از سال ۱۹۱۵ آغاز می‌شود و مکتب دیگری به رهبری برانیسلاو مالینوفسکی، روش استقرایی مکتب فریزر را رد می‌کند، و به جای آن رهیافتی استنتاجی را پیشنهاد می‌کند. مکتب جدید مطالعهٔ خود را در محل مورد بررسی، و در عمق آن آغاز کرده و سؤال را اساساً به گونهٔ دیگری طرح می‌کند: کارکرد روزانهٔ جوامع معین چگونه است؟ این مکتب را غالباً مکتب «کارکرد گرایی» می‌نامند. بعد از جنگ جهانی دوم مرحلهٔ سومی هم توسط مردم شناسان بنا نهاده شده که مکتب «ساختگرایی» نامیده می‌شود. بانی این مکتب کلود لِوی استروس نام دارد. لِوی استروس همچون پیروان مکتب کارکرد گرایی، داروینیسم فرهنگی را رد می‌کند و معتقد است که هر جامعه‌ای خط فرهنگی خاصهٔ خود را به وجود می‌آورد. لِوی استروس نیز مانند فریزر به الگویی جهانی معتقد است، هرچند الگوی او با الگوی فریزر تفاوت دارد. آنچه برای لِوی استروس بیشترین اهمیت را دارد آن است که بداند مغز چگونه عمل می‌کند و پاسخ آن را در تحلیل اسطوره جستجو می‌کند.

امروزه اکثریت منتقدان و مورخان توافق دارند که آئین تنها یکی از خاستگاه‌های تئاتر است و نه لزوماً تنها خاستگاه آن. از طرف دیگر، غالب محققان این نظر را که تئاتر در همهٔ جوامع از الگوی تکاملی واحدی پیروی کرده است و رد می‌کنند. به علاوه امروزه هیچ مردم شناسی جوامع ابتدایی را فرو دستانه برآورد نمی‌کند. آنها دریافته‌اند که اگرچه جوامع پیشرفته از دانش تخصصی و فنون بهره‌مندی بیشتری دارند، اما در مقابل، غالباً از نظر همبستگی و یکپارچگی ویژه‌ای که در جوامع کمتر پیشرفته وجود دارد، دچار کمبود قابل توجهی هستند با آنکه منشأ آئینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ خاستگاه تئاتر است، اما هرگز تنها نظریهٔ مورد قبول عام محسوب نمی‌شود.

هستند محققانی که معتقدند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است؛ آنها اظهار می‌دارند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها عمده ترین خصیصهٔ انسان است، همچنین آنها الگویی را پیشنهاد می‌کنند که در آن الگو تئاتر از افسانه سرایی نشأت می‌گیرد. افسانه‌ها ابتدا دربارهٔ شکار، جنگ یا فتوحات دیگرند و به تدریج آب و تاب بیشتری می‌یابند. مطالعات اخیر از نقاشی‌های به دست آمده از عصر یخبندان حاکی از آن است که انسان از ۳۰۰۰۰ سال پیش مراسم آئینی اجرا می کرده است و از هزاره‌های بعد از این تاریخ، یعنی ۲۰۰۰۰ سال پیش، در یکی از غارهای فرانسه و اسپانیا یک نقاشی به دست آمده که نشان دهندهٔ مراسمی است مربوط به شکار اما نظر ما دربارهٔ این نقاشی‌های اولیه هنوز محقق نیست. وقتی به دوره‌های نزدیک تر می‌رسیم و می‌بینیم انسان آغاز به گسترش مهارت‌ها و عاداتی کرده است که راه به تمدن می‌برند، تصاویر برای ما گویاتر می‌گردند: تصاویری همچون اهلی کردن حیوانات، کشت گندم، اختراع سفالگری و ترک زندگی کوچنشینی یعنی هنگامی که شکارچیان و تهیه کنندگان غذا در مکانی مستقر می‌شوند و به کشاورزی و دامداری خو می‌کنند.


تئاتر و درام در یونان باستان

هنگامی که تمدن‌های خاور نزدیک و مصر شکوفا می‌شدند، دیگران در همسایگی آنان تازه قدم در راه تحول می‌نهادند. مهمترین این تمدن‌های نوپا، از نظر بررسی ما، «تمدن اژه‌ای» است که پیشاهنگ تمدن یونانی بود. «فرهنگ مینوسی» که از سال ۲۵۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد در جزیرهٔ کِرت شکفته بود، در اثر زمین لرزه یا آتش‌سوزی فاجعه آمیزی ویران شد، و اطلاع کمی از چگونگی آن در دست است. پس از آن، تمدن میسنی توسط مهاجمان شمالی نابود شد، و عصر تاریک از ۱۱۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد آغاز گردید. این تمدن باستانی اژه‌ای تأثیر مستقیم زیادی در تحول تئاتر نداشت، اما تئاتر غیر مستقیم آن فوقالعاده زیاد بود، زیرا خدایان، قهرمانان و تاریخ همین مردم بود که مواد اولیهٔ ایلیاد و ادیسهٔ هومر و اکثر درامهای یونانی را فراهم آورد. از این رو این تمدن‌ها به جهات مختلف زیربنای ادبیات غرب به شمار می‌آیند.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها آیتکا (آتن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو آرگوس بودند اگرچه آتن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله آتن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد آموختند. در حقیقت آنها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از آن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

اسناد مربوط به تئاتر در این دوران هنوز کم است. ارتباط بین تئاتر و ایالت ـ شهر از سال ۵۳۴ پیش از میلاد آغاز شد و آن زمانی بود که دولت آتن مسابقه‌ای برای انتخاب بهترین تراژدی اجرا شده در دیونوسیای شهر، که جشنوارهٔ مذهبی مهمی بود، گنجانید. کمدی آخرین شکل دراماتیک بود که از طرف حکومت یونان به رسمیت شناخته شد، ولی تا سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به دیونوسیای شهر راه نیافت. لذا سرگذشت آن، تا قبل از این تاریخ، تا حدودی بر حدس و گمان استوار است. ارسطو می‌گوید کمدی از نمایش بدیهه سازی‌های سرخوانِ آوازه‌های آئینی فالیک بیرون آمده است. اما از آنجا که تعداد زیادی آئین‌های فالیک وجود داشته، روشن نیست منظور ارسطو کدامیک بوده است.

بعضی از مراسم ما قبل دراماتیک، توسط گروه رقص اجرا می‌شد، که گاه صورتک حیوان بر چهره می‌زدند یا سوار حیوانات می‌شدند و یا حیوانی را به عنوان نمایندهٔ حیوانات دیگر با خود می‌کشیدند. همچنین در آن دوره نمایش‌های همسرایان چاق، سایترها و مردانی بر فراز دیرک‌های بلند وجود داشت. مراسم اغلب شامل یک راهپیمایی به دنبال همسرایانی بود که می‌خواندند و می‌رقصیدند و نمادهای بزرگ و فالیک را بر روی علم‌هایی به اهتزاز در می‌آوردند. این مراسم موجب عکس العمل‌ها و مسخره گی‌هایی در میان شرکت کنندگان و تماشاگران می‌شد. در کمدی‌های اولیه همهٔ این نمایش‌ها عناصر جنبی خود را نیز داشتند. کمدی گذشته از خاستگاه و تاریخ آغاز آن، در بین سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به حد کافی رشد یافته بود تا بتواند شایستگی‌های نمایش در دیونوسیای شهر را داشته باشد. نام تعداد کمی از کمدی نویسانِ نخستین ضبط شده است: کیونیدِس، که ظاهراً برندهٔ اولین مسابقه بوده، ماگنِس که برنده ۱۱ مسابقه بوده است و کمدی‌هایی مثل پرنده‌ها، پشه انجیری و قورباغه‌ها از اوست. اِکفانتیدس که گفته می‌شود کمدی‌های ظریفتری از پیشینیان خود نوشته است. کراتینوس که بیست و یک نمایشنامهٔ کمدی را به او نسبت داده‌اند و به عنوان اولین نویسندهٔ واقعی و در خور توجه در زمینهٔ کمدی شناخته می‌شود. کراتس که سایترهای شخصی را که قبلاً شاخص کمدی بود رها کرد و به مسائل عمومی ترین پرداخت. او پولیس و آرسیتوفان سر کردهٔ همهٔ کمدی نویسان که بذله گوئی‌ها و ابداعاتش در سایتر مورد قبول همه قرار گرفته است.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها یتکا (تن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو رگوس بودند اگرچه تن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله تن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد موختند. در حقیقت نها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از ن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

شرق و غرب در تلاقی هزار ساله بیزانس مرحلهٔ دیگری از تداوم تاریخ روم و اسکندر کبیر و تمدن کلاسیک یونان بود. تئاتر بیزانس سه گونه متمایز داشت: تئاتر سپند، تئاتر مذهبی و تئاتر کلاسیک یا ادیبانه. ارزیابی طبیعت و وسعت تئاتر بیزانس مشکل است، زیرا منابع موجود بسیار اندک است و مورخان بر سر تفسیر همین اندک نیز توافق ندارند. مسلم این است که نمایش‌های تئاتری در سراسر دوران بیزانس رواج داشته‌اند. گفته می‌شود که قسطنطنیه در اصل دو تئاتر از نوع رومن داشته و حداقل یکی از آنها تا اواخر دوران بیزانس برپا بوده است. قلمرو امپراتوری بیزانس شامل بخش اعظم مدیترانهٔ شرقی بود که تئاترهای هلنی و یونای ـ رومی در آن ساخته شده بودند. نمایش‌های تئاتری و سرگرم‌کننده از طریق بیزانس به مدت هزار سال تداوم یافتند و هنگامی که اینگونه نمایش‌ها در روم از رونق افتاده بودند در بیزانس به حیات خود ادامه دادند. تأثیر بیزانس بر اروپای غربی بسیار متحمل است، زیرا روابط تجاری بین بیزانس و روم غربی هیچگاه به کلی قطع نشد. بدون شک در اوایل سدهٔ نهم، هنر بیزانس در معماری کلیساها و پدیده‌های دیگر هنری در غرب تأثیر فراوان داشته است. همچنین جنگ‌های صلیبی که در سدهٔ یازدهم آغاز شد برخورد شرق و غرب را افزایش داد. به رغم وجود شرایط مناسب، هنوز نمی‌توان تأثیر بیزانس بر تئاتر غرب را اثبات کرد اما می‌توان اذعان داشت که بیزانس سنت تئاتری را زنده نگه داشت و بخش‌هایی از هنر آن الهام بخش هنرمندان بعدی گردید. امپراتوری بیزانس سرانجام تسلیم نیروهای مسلمین شد. تحت تعلیمات حضرت محمد (ص) جهان اسلام به سرعت رو به گردش نهاد و در حوالی ۶۲۲ مقبولیت عام یافت. در قلمرو اسلام داستان گویی تقریباً در همه جا و درام‌های فولکور در برخی نقاط، متداول بود. در نقاط دیگر، به ویژه در هند، اندونزی، ترکیه و یونان تئاتر عروسک‌های سایه محبوبیت یافت. اما عروسک‌ها تا حد ممکن از واقع گرایی به دور بودند. این عروسک‌ها اشکالی دو بعدی بودند که از قطعات چرم بریده می‌شدند و با قطعه چوبی که به آن وصل می‌شد هدایت می‌گردیدند. بعدها، تنها سایهٔ این عروسک‌ها که توسط فانوس یا مشعل بر روی پارچهٔ سفیدی منعکس می‌گردید، نمایش داده می‌شد.

در بعضی کشورها تئاتر سایه هنرپیشه‌ای گردید و به کلی از هنر بازیگری زنده جدا گشت. تئاتر سایه ظاهراً حدود سدهٔ چهاردهم میلادی در ترکیه عرضه شد. سپس از سقوط بیزانس، در مناطقی که عصر عظیم تئاترهای کلاسیک، هلنی و یونانی ـ رومی را دیده بود. در این مناطق نمایش‌های عروسکی بر گرد شخصیت «قراگوز» و ماجراهای مضحک او دور می‌زد. سرانجام این نمایش‌ها قراگوز نامیده شدند و این سنت تا زمان ما ادامه یافته است. مسلمانان در بسیاری از نقاط تئاتر را به عنوان هنری بی اهمیت قلمداد کردند. در هزارهٔ اول مسیحی، یکی از توسعه یافته ترین و پرمحتواترین درام‌ها را باید در هند جستجو کرد. تمدن هند به قدمت تمدن مصر باستان و خاورمیانه است، اما دانش ما بر این تمدن با ورود قوم آریاییاز آسیای مرکزی در ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود. در واقع در سده‌های پس از آن است که ترکیب و سیمای زندگی و هنر مردم هند پدیدار می‌گردد. شاید مهمترین تأثیرات بر درام هند، از طریق هندوییسم و ادبیات سانسکویت صورت گرفته باشد. عصر طلایی درام در فرهنگ هندی حدود ۱۲۰ میلادی آغاز می‌شود و تا حدود ۵۰۰ میلادی ادامه می‌یابد. نقطهٔ اوج عصر طلایی سده‌های چهارم و پنجم است که امپراتوری گوپتا در شمال هند مرکز هنر، طب و آموزش قرار می‌گیرد. در آنجا شهرهای زیبا، دانشگاه‌ها و تمدنی عظیم و پر شکوه بنیان نهاده می‌شود. نقطهٔ اوج دیگری نیز در نیمهٔ اول سدهٔ هفتم تحت فرمانروایی شاه هارشا به ظهور می‌رسد. خود هارشا یکی از نمایشنامه نویس‌های مهم محسوب می‌شود.

در دوران حکومت هارشا تأثیر هند بر آسیای جنوب شرقی نیز گسترده شد و موجب توسعهٔ درام در آن نقاط گردید. هندیان به واقع نگاری و ضبط تاریخ توجه چندانی نشان نمی‌دادند، از این رو محققان جدید تاریخ‌های بسیار متفاوتی را برای درام‌های موجود سانسکریت در نظر گرفتهاند. اما آنچه پیش از همه مورد توافق است قدیمیترین قطعاتی است که به حدود ۱۰۰۰ سال پیش تعلق دارند. حدود ۲۵ نمایشنامهٔ سانکسریت به دست ما رسیده است که تاریخ بعضی از آنها حوالی سدهٔ نهم میلادی و در این میان بهترین آنها را به سدهٔ چهارم و پنجم میلادی نسبت می‌دهند. از میان درام نویسان سانسکریت می‌توان این نویسندگان را نام برد: شاه هارشا با نمایشنامه‌های سینه ریو مروارید، شاهزاده خانم گمشده و ناگاندا؛ بهاوا بوتی با نمایشنامه‌های داستان قهرمان بزرگ، آخرین قصهٔ راما و ازدواج دزدیده شده؛ ویشا کاداتا با نمایشنامهٔ انگشتری خاتم راکشاسا. در سال‌هایی که درام هند در حال شکوفایی بود، تئاتر چین تازه داشت شکل می‌گرفت، به ویژه در نواحی پکن که همچون مصر و خاورمیانه از گاهواره‌های تمدن به شمار می‌رود. مدارک ما دربارهٔ سال‌های پیش از ۱۵۰۰ پیش از میلاد، یعین زمان به قدرت رسیدن سلسلهٔ شانگ اندک است. در زندگی چینیان از همان آغاز، رقص، موسیقی و آئین‌های مختلف نقش مهمی داشته است و برخی از فرمانروایان چینی اینگونه فعالیت‌ها را برای هماهنگ کردن کشور خود لازم می‌شمردند و در سدهٔ هشتم پیش از میلاد معابدی وجود داشت که اجرا کنندگانی بدین منظور در اختیار داشتند. مورخان سعی کرده‌اند بین آئین‌های چینی و همسرایان دیتیرامب در یونان شباهت‌هایی بیابند. اولین دورهٔ درخشان هنر و ادبیات چینی، با حکومت سلسلهٔ هان آغاز می‌شود. مجموعه سرگرمی‌های این دوره را «صد نمایش» می‌نامیدند.

در سدهٔ سیزدهم نمایش‌های گوناگون سرگرم‌کننده جزئی از زندگی عادی مردم چین محسوب می‌شد. اما تا مدت‌ها بعد از تسلط مغول‌ها در ۱۲۷۹ بر چین، هیچ درام ادبی در چین به وجود نیامد. تحولات اصلی تئاتر چین بعدها رخ داد. احیای تئاتر در اروپای غربی از اوایل قرون وسطی آغاز شد. پس از سقوط امپراتوری روم، فعالیت‌های سازمان دارِ تئاتری در اروپای غربی متوقف شده بود، زیرا در سدهٔ ششم شرایط مشابهی با دوران ما قبل عظمت تئاتر روم بر صحنه حاکم شد، اما عناصر تئاتری حداقل در چهار شکل مختلف حفظ شدند: بقایای میم رومی، نقالی توتنی، جشنواره‌های عامیانه و آئین‌های شرک آمیز و مراسم مسیحی. تئاتر در اوایل قرون وسطی باید از دل این منابع زاده می‌شد.
ساعت : 1:18 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
مرکز فیلم | next page | next page