سد کارون
سد کارون ۳

سد کارون ۳ یکی از بزرگ‌ترین سدهای ایران است، که بر روی رودخانه کارون در جنوب غربی ایران احداث شده‌است. نیروگاه این سد در حال حاضر با تولید سالیانه ۴۱۷۲ میلیون کیلووات ساعت انرژی یکی از بزرگترین نیروگاه‌های برق‌آبی کشور است. هدف از احداث سد و نیروگاه کارون ۳، تأمین بخشی از برق مورد نیاز کشور ایران و نیز کنترل سیلاب‌های مخرب است. ساختگاه سد و نیروگاه کارون ۳، در ۲۸ کیلومتری شرق شهرستان ایذه و در فاصله ۶۱۰ کیلومتری مصب رودخانه کارون در شمال شرقی استان خوزستان است.





این طرح در حدود ۱۲۰ کیلومتری بالادست سد شهید عباسپور (کارون ۱) قرار دارد. فاصله هوایی طرح کارون ۳ از اهواز، تقریباً ۱۴۰ کیلومتر است. ارتفاع بدنه سد ۲۰۵ متر و حجم مخزن سد ۳ میلیارد متر‌ مکعب است. عملیات اجرایی این طرح در سال ۱۳۷۳ آغاز و در سال ۱۳۸۳ به پایان رسیده است. از زمان آبگیری سدکارون۳ تاکنون بیش از ۸ سیلاب با دبی بیش از ۲۰۰۰ مترمکعب‌ بر ثانیه توسط این سد مهار شده است که از آن جمله می‌توان به دو سیلاب ۶۵۰۰ و یک سیلاب ۴۳۰۰ مترمکعب بر ثانیه اشاره کرد.

از جمله پروژه‌های مهمی که در حین ساخت سد کارون۳ اجرا شد احداث جاده جایگزین محور شهرکرد به ایذه بود. در هنگام آبگیری سد، این جاده ارتباطی به زیر آب می‌رفت. جهت برقراری ارتباط دوباره، ۷ کیلومتر جاده، سه رشته تونل و دو دهنه پل بر روی دریاچه سد با طول عرشه ۳۳۶ و ۲۱۴ متر ساخته شد. پل بزرگ کارون۳ با دهانه ۲۶۴ متر دارای طویل‌ترین دهانه پل در ایران است.





اهداف طرح

کنترل سیلاب‌های فصلی رودخانه کارون؛
بالا بردن قدرت تنظیم آب برای مصارف شرب و کشاورزی؛ و
تولید انرژی برق‌آبی.





ویژگی‌های شاخص سد کارون ۳

بیشترین حجم بتن‌ریزی در بدنه سدهای دوقوسی کشور؛
بیشترین حجم حفاری و تزریق در ایران وسومین در جهان؛
دارای بزرگترین مغار نیروگاه در کشور و از جمله ده مغار بزرگ نیروگاهی جهان؛
بزرگترین حوضچه استغراق در کشور؛ و
احداث بزرگترین پل فلزی زیر قوسی کشور.

فعالیت‌های طرح در حوزه توسعه منطقه‌ای

احداث بخشی از راه شهرکرد به ایذه، سه دهانه تونل و دو دستگاه پل عظیم؛
شناسایی بخشی از میراث فرهنگی منطقه حین طرح نجات بخشی طرح کارون۳؛
احداث یک باب مدرسه و تکمیل چند باب مدرسه دیگر؛
احداث ساختمان بهداری دهدز؛
احداث ساختمان بخشداری دهدز؛
جابه‌جایی مرقد امامزاده شهپر و بنای بارگاه جدید برای امامزاده؛
احداث ۱۷ کیلومتر جاده سادات به بارز؛ و
بهسازی بخشی از معابر شهری و روستایی منطقه.




اثرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی

در طی دوران احداث سد و نیروگاه کارون۳ ، پیامدهای احداث سد و تشکیل دریاچه آن مورد توجه بوده است.در طول این دوران نیروهای شاغل در کارگاه کارون۳ در زمان اوج فعالیت‌ها نزدیک به ۷ هزار نفر بوده‌اند. این در حالی‌است که فرصت‌های اشتغال به وجود آمده در طرح کارون۳ (اشتغال مستقیم و غیرمستقیم) بالغ بر ۲۲ هزار نفر بوده است. در حریم کارگاه و دریاچه کارون۳، تعداد ۶۳ پارچه آبادی کوچک و بزرگ واقع شده که ۳۹ روستا عرصه و اعیان خود را از دست داده و مابقی بخشی از اراضی خود را. در سال‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ طرحی تحت عنوان مطالعات اجتماعی، اقتصادی و طبیعی حوضه بالادست سد کارون۳ در سازمان اجرایی طرح و توسط معاونت پژوهشی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران اجرا شد. هدف از اجرای طرح مذکور بررسی ویژگی‌های اجتماعی، اقتصادی و طبیعی حوضه بالادست سد و شناسایی راه‌های کاهش یا جلوگیری از بروز مسایل اجتماعی ناشی از احداث سد و انتقال جمعیت ساکن در روستاهای منطقه بوده است. بر اساس این بررسی‌ها، اطلاعات جامع و دقیقی در هر حوزه جمع‌آوری و تنظیم شده و در بخش تلفیق، مجموعه‌ای از پیشنهادهای معطوف به اشتغال ارایه شده است.





نیروگاه کارون۳

در کنار سد کارون ۳، نیروگاه کارون ۳- یک نیروگاه زیرزمینی- با ظرفیت ۲۲۸۰ مگاوات و تولید سالیانه ۴۱۷۲ میلیون کیلووات ساعت، برق مورد نیاز ایران را در زمان اوج مصرف تأمین می‌نماید. این نیروگاه از زمان بهره‌برداری در اسفند ماه سال ۱۳۸۳ تا پایان سال ۱۳۸۶ توانسته ۱۱۳۸۲ میلیون کیلووات ساعت انرژی برق تولید کند.




ابزار دقیق

در کارگاه کارون۳ از ابزاردقیق متنوعی جهت رفتار‌نگاری سازه‌های مختلف مورداستفاده قرار گرفته است. برخی از این ابزاردقیق در زمان اجرا، نصب و موردبهره‌برداری قرار گرفتند. از این جمله ترموکوپل، ترمومتر، درزسنج و شیب‌سنج‌های بدنه سد و همچنین اکستنسومتر، نیروسنج و پین‌های همگرائی در مجموعه نیروگاه است. سایر ابزاردقیق بدنه سد همگام با پیشرفت پروژه و با توجه به پیش‌نیازهای مربوطه قبل از آبگیری مخزن نصب و قرائت صفر آنها انجام شده است. قرائت این ابزار در دوره آبگیری بسیار فشرده بوده و کلیه ابزار به‌صورت روزانه قرائت می‌شوند. ابزاردقیق بدنه سد شامل شیب‌سنج، پاندول، ترمومتر، درزه‌سنج،پیزومترهای الکتریکی و کاساگرانده، فشار برخاستی و اکستنسومترها است که ازشرکت سوئیسی "هوگنبرگر" خریداری شده است. درحال حاضر تمامی ابزاردقیق نصب شده در بدنه سد، رفتار بدنه و تکیه‌گاه‌ها و پرده آب‌بند را به‌خوبی مونیتورینگ می‌‌کند.




منابع قرضه و مشخصات آن

منابع قرضه طرح کارون۳ شامل بخشی از مصالح حاصله از حفاری‌های تکیه‌گاه‌ها وپی سد، حوضچه آرامش، حفاری‌ از معادن A و B در دهزیر، معادن تنگ قاف، رکعت، باجول وشالو در فاصله ۷ تا ۱۵ کیلومتری حاشیه رودخانه کارون در بالادست سد بوده است.




مرگ بختیاری‌ها

بی توجهی شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران بر انجام تعهدات قانونی در خصوص ترمیم راههای روستایی مستغرق در دریاچه سد کارون ۳ ، موجب غرق شدن یک مینی‌بوس و مرگ ۱۲ زن و کودک از روستائیان بختیاری بخش دهدز شهرستان ایذه در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۲ شد. از زمان آبگیری سد کارون ۳ در سال ۱۳۸۳ و زیر آب رفتن پل قدیمی «گدار شهپیر»، روستائیان و عشایر بختیاری ساکن روستاهای «سادات حسینی» در شمال شرقی ایذه، در بن بست گرفتار شده‌اند. شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران (آب و نیرو) به تعهدات خود برای احداث راههای روستایی که در اثر عملیات سدسازی تخریب شده و به زیر آب رفته‌اند عمل نکرده و در عوض، با قرار دادن یدک کش، اقدام به جابجایی مینی بوس‌های حامل مسافر می‌نماید. ازسوی استاندار خوزستان یک روز عزای عمومی در ایذه اعلام شد این حادثه واکنش شدید نمایندگان مجلس را در پی داشت. حجت اله درویش پور نماینده مردم ایذه و باغملک از بی توجهی وزارت نیرو به اخطارها انتقاد و وزارت نیرو را مقصر حادثه دانست هیچ دستگاهی مسولیت این حادثه را بر عهده نگرفت و حاضر به عذر خواهی از مردم داغدیده نشد .حتی استاندار خوزستان به ایذه نرفت .پس از تناقض گویی‌های آشکار سرانجام سازمان آب و برق خوزستان راننده مینی بوس روستا را مقصر حادثه اعلام کرد. اما مسئولان انتظامی علت حادثه را «واژگونی لنج» اعلام کردند.رئیس قوه قضاییه ایران روز شنبه، ۱۲ مرداد غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور را مامور تحقیق درباره حادثه کرد. کمال موسوی، امام جمعه ایذه در خطبه‌های نماز جمعه ۱۱ مرداد به شدت از انجام نشدن وعده مسئولان انتقاد کرد و گفت به ایذه و مردم ایذه خیانت شد و مسئولین با بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی به ایذه خیانت کردند.همچنین وی گفت :

اسرائیل هم اینگونه غزه را در محاصره قرار نداده بود که برخی مسئولین وزارت نیرو و استانداری خوزستان و به خصوص مسئولین شرکت دولتی آب و نیرو، مردم دنباله رود و سادات برحق حسینی را در محاصره قرار دادند و هر از چند گاهی باید شاهد مرگ این عزیزان باشیم. اگر اجازه می‌دادند، امروز کفن پوش به صحنه می‌آمدم تا مسئولان در اهواز و تهران بدانند که بر مردم ایذه و دهدز چه می‌گذرد و دچار چه فلاکت‌هایی هستند.

در اقدامی بی سابقه کمیته ای مستقل و غیر دولتی گزارشی از حادثه منتشر کرد که ابعاد آنرا به دور از سانسورهای معمول بررسی کرد.




سد کارون ۴

سد کارون ۴ بر روی رودخانه کارون و در فاصلهٔ ۶۷۰ کیلومتری ریزشگاه رودخانه کارون به خلیج فارس احداث شده‌است. این سد بزرگترین سد بتنی دو قوسی ایران است.

این سد، در استان چهارمحال و بختیاری و ۱۸۰ کیلومتری جنوب غربی شهرکرد قرار دارد. و در تیرماه سال ۱۳۹۰ با حضور محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری وقت افتتاح شد.




سازندگان

سد کارون ۴ با کارفرمایی توسعه منابع آب و نیروی ایران، پیمانکاری شرکت جهاد توسعه منابع آب (شرکت زیر مجموعه موسسه جهاد توسعه (وزارت جهاد کشاورزی) و مشاوره مهاب قدس ساخته شده است. مطالعات نخستین طرح کارون ۴ در سال ۱۳۴۵ (۱۹۶۷ میلادی) در چارچوب طرح توسعه منابع آب و همچنین برنامه‌ریزی کلی منابع آب حوضه آبریز رودخانه کارون توسط شرکت مهندسین مشاور بین‌المللی "هارزا" انجام گرفت و پس از آن مطالعات مرحله نخست در سال ۱۳۷۴ و مطالعات مرحله دوم در سال ۱۳۷۶ توسط شرکت مهندسی مشاور "مهاب قدس" و شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران انجام شد.




اهداف و منافع سد کارون ۴

تولید انرژی برق‌آبي متوسط سالانه به ميزان ۲۱۰۰ گيگاوات ساعت
کنترل آب‌های سطحی منطقه
پيوستن به گروه سدهاي زنجيره‌اي کارون و تنظيم آب رودخانه به منظور تأمين آب مورد نياز صنعت و کشاورزي در دست‌هاي پايين‌دست
کنترل سیلاب‌های مخرب فصلی (وقوع سیلاب در زمان احداث سد دو مرتبه باعث تخریب سازه‌های وابسته به آن شد)


ویژگی‌های طرح

تنظیم آب رودخانه کارون به میزان ۳/۷ میلیارد مترمکعب
بالادست‌ترین سد در رودخانه کارون.



سرمایه گذاری، هزینه‌ها و منافع

طی برآورد اولیه هزینه‌های اجرای پروژه بالغ بر ۸۶۰۰ میلیارد ریال بوده که توسط منابع عمومی و داخلی همچون تسهیلات بانکی داخلی، اوراق مشارکت و نیز تسهیلات خارجی (فاینانس ، وام) تامین گردیده است. زیان‌های ناشی از طولانی شدن پروژه عبارت بوده از افزایش قیمت تمام شده طرح و همچنین عدم انتفاع از فروش برق تولید شده توسط نیروگاه آن. در نهایت منافع حاصل از تولید برق این سد بر اساس برآورد اولیه درآمد، سالانه برابر با ۱۳۵۳ میلیارد ریال تخمین زده شده است (بر حسب هرکیلووات ساعت ۶۴۲ ریال).



ترک خوردگی

در آبان ۱۳۹۲ اعلام شد که این سد ترک خورده است. اما حسن رنجبران، مجری طرح سد و نیروگاه کارون ۴ اعلام کرد: "ترک خوردن سد طبیعی است، خاصیت بتن ترک خوردن است و تمام سدهای بتنی دنیا ترک می‌خورند."

رسانه‌های ایران در زمان افتتاح این سد گزارش کرده بودند که ترک‌هایی در بدنه این سد عظیم وجود دارد که در آن زمان شرکت ملی حفاری ایران با استفاده از تکنولوژی تزریق سیمان به چاه نفت، ترک‌ها را ترمیم کرد.




شهرکرد

شَهرکُرد یکی از شهرهای مرکزی ایران و مرکز استان چهارمحال و بختیاری است و مرکز شهرستان شهرکرد می‌باشد. شهرکرد در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار دارد. نام پیشین آن «دِهْکُرد» بوده‌است که پس از تبدیل به شهر (در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی)، به شهرکرد تغییر نام داده شده‌است. براساس آمار سال 1390 خورشیدی، جمعیت شهرکرد برابر با 159000نفر زبان مردم شهرکرد فارسی است که با لهجه شهرکردی تکلم می‌شود.

شهرکرد مرتفع ترین مرکزٍ استان در ایران است و به همین دلیل به بام ایران شهرت دارد، ولی در کل، شهرکرد جزو ۲۰ شهر مرتفع ایران است که با حداکثر ارتفاع 2310 متر از سطح دریا، 300 متر پایین‌تر از مرتفع ترین شهر ایران، فریدونشهر (2600 متر) قرار دارد.




پیشینه

بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی، پیدا شدن سکه‌های مربوط به دوران اشکانی و ساسانی، و به خصوص توجّه به استقرار تپه‌های باستانی مربوط به هزاره‌های پیش از میلاد مسیح (ع)، قدمتی در حد هزاره‌های مذکور برای استقرار بشر و آغاز تمدن در محدوده دشت شهرکرد می‌توان منظور نمود،. هیئت‌های باستان‌شناسی درتپه باستانی گورگای (یا گورکای) در ۴ کیلومتری شهرکرد و در شمال شرقی کیان نشانه‌هایی مبنی بر قدمت حداقل هفت هزار ساله را یافته‌اند. اما با این همه به نظر می‌رسد این سکونت به شکل تنها یک روستا یا یک شهر متمرکز نبوده است. شهرکرد در قدیم بیشتر کاربرد نظامی داشته است و دژی بوده است مستحکم که شاپور دوم در نامه‌های خود آن را دژگرد خوانده است. برخی معتقدند دهکرد معرب شده همین دژگرد است. نام دهکرد (نام قدیم شهرکرد) از دوره زندیه به این سو در منابع دیده می‌شود.

در متون تاریخی از مکانی به نام چالشتر در ناحیه شهرکرد به عنوان مرکز حکومتی نام برده شده است که خرابه‌های دیوار قلعه آن امروز هم به جای مانده است. چالشتر که اکنون ناحیه‌ای از شهرکرد به حساب می‌آید در سالیان دور و از دوران صفویه تا اواسط دوران حکومت قاجاریه و قدرت گیری خوانین بختیاری مرکز حکمرانی چهار محال بوده است.،.

مولف مرآت البلدان در کتاب خود (مرآت البلدان ج ۴ صص ۵۱ - ۵۲) در شرح این ناحیه چنین می‌گوید:

از قرای ناحیه «رار» یکی قریه «چالشتر» است که قلعه‌ای آجری است و ۲۲ برج دارد و هر دهنه برج را هشتاد ذرع با برج دیگر فاصله‌است. از بناهای مرحوم حاجی محمد رضاخان می‌باشد و در آنجا بناهای عالی و عمارتهای بسیار خوب است که بیش از ۳۰ هزار تومان خرج عمارات شده. دویست خانوارجمعیت و یک رشته قنات دارد که هشت سنگ میرابی آب ازآن جاری است و هر سال صد خروار زمین بذرافشان را مشروب می‌نماید. حمام و مسجد و تیمچه و بازارچه و دکاکین و آسیا دارد و ۳۹۰ تومان مالیات دیوانی آنجاست و شش نفر سرباز هم می‌دهد.

بر اساس اسناد و مدارک فرهنگی موجود مسجد امام صادق معروف به مسجد اتابکان فارس، در دوره حکمرانی اتابکان ساخته شده‌است که به واسطه قرار گرفتن آن در محوریت بافت قدیم محله، همراه بقعه امامزادگان دو معصوم حلیمه و حکیمه خاتون (س)، محل قدیم آتشکده شهرکرد، آسیاب، کارخانه روغن کشی و بازارچه سنتی برجسته تر شدن این محل آن هنگام به بعد دانسته شده‌است. اتابکان لر از شهرکرد به دلیل موقعیت راهبردی آن به عتوان پاسگاه استفاده می‌کرده‌اند.




وجه تسمیه

شهرکرد در قدیم دهکرد نامیده می‌شد و در شهریور ۱۳۱۴ خورشیدی از دهکرد به شهرکرد تغییر نام یافت. واژه «دهکرد» از دو بخش «ده» + «کرد» تشکیل شده‌است.

در کتابی به‌نام «ایران باستان» از ژوزف ویسهوفر محقق و شرق‌شناس آلمانی آمده‌است که شاپور دوم در نامه‌نگاری‌های خود نام شهریار دژگـُرد را که دژی مستحکم در منطقه کوهستانی زاگرس بوده، آورده‌است ودژ در پارسی به معنای قلعه وگُرد به معنای پهلوان است که با احتساب تسلط زبان عربی در دوران حکومت اعراب به‌راحتی می‌توان دریافت که «دژگُرد» با عوض شدن حروف «ژ» و «گ» که در الفبای عربی وجود نداشته، به «دهکُرد» تغییر کرده‌است. در منطقهٔ اصفهان، چهارمحال و بختیاری، لرستان و خوزستان وجود مکان‌های نظامی، کاملاً قابل تشخیص است. همانند «چَمگُرد» (چَمگُردان امروزی)، «دژگُرد» (شهرکرد امروزی)، «چِلگُرد» (چِلگِردامروزی) «بروگُرد»(بروجرد امروزی،«دژپل» قدیم (دزفول امروزی) و«دهدژ» قدیم و (دهدزامروزی).
بعضی معتقدند واژه «کرد» در حقیقت به معنی گله داری است چون شغل ساکنان اولیه این منطقه (دوران اتابکان فارس) به علت داشتن مراتع خوب و سرسبز، غالباً گله داری بوده‌است.

البته به‌گفته برخی از اهالی این شهر، با توجه به اینکه در شهرکرد چه در قدیم و چه در حال کردین (نوعی بالاپوش نمدی که چوپانان دهکرد به تن می‌کنند) تولید می‌شود، ابتدا به این مکان دهکردین و بعدها به خاطر راحتی کار، به آن دهکرد گفته شد.




موقعیت جغرافیایی

شهرکرد بین ۵۰ درجه و ۴۹ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۵۰ درجه و ۵۳ دقیقه و ۴۴ ثانیه طول و ۳۲ درجه و ۱۸ دقیقه و ۲۲ ثانیه تا ۲۳ درجه و ۲۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه عرض جغرافیایی و در ۹۷ کیلومتری جنوب غرب اصفهان قرار گرفته‌است. به لحاظ توپوگرافی در بخش شمالی رشته کوه زاگرس قرار گرفته‌است. این شهر با ارتفاع بین 2050 تا 2310 متر از سطح دریا، مرتفع‌ترین مرکز استان ایران است و به همین خاطر به «بام ایران» معروف است،.




آب و هوا
شهرکرد دارای اقلیم نیمه مرطوب معتدل با تابستان‌های معتدل و زمستان‌های بسیار سرد است. میانگین سالانه دمای هوادر شهرکرد ۱۱/۵ درجه سانتیگراد می‌باشد. در طول ۳۰ سال گذشته حداقل مطلق دما و حداکثر مطلق دمای ثبت شده در شهرکرد به ترتیب ۳۲ درجه سانتیگراد زیر صفر و ۴۲ درجه سانتیگراد بوده‌است. سردترین و گرمترین ماه‌های شهرکرد به ترتیب دی و مرداد می‌باشد. اگرچه در زمستان میزان رطوبت متوسط تا بالا است، میزان بارش در فصولی که کشت صورت می‌گیرد به جز ماه‌های اردیبهشت و فروردین تقریباً به صفر نزدیک است. سردترین ماه و گرمترین آن به ترتیب دی و مرداد می‌باشد.



زبان و مردم

زبان مردم شهرکرد فارسی است که با لهجه شهرکردی تکلم می‌شود. باید دانست اگرچه شهرکرد در ردیف شهرهای بزرگ قرار نمی‌گیرد اما به دلیل مرکز استان بودن، مردم مهاجر زیادی را از دیگر شهرها و مناطق استان و استانهای همجوار به خود جلب کرده است. در شهر می‌توان بسیاری از کسانی را یافت که که هر کدام با گویش‌ها و لهجه‌های خود صحبت می‌کنند و این ویژگی شهرهای مهاجرپذیر است .
در هر حال مردم شهرکرد بر خلاف تصور عام کردی تکلم نمی‌کنند و مانند دیگر ساکنین منطقه چهار محال (از استان چهار محال و بختیاری)مانند شهرهای فرخ شهر و بروجن به فارسی تکلم می‌کنند. به گویش فارسی. مردمان منطقه بختیاری به گویش لری بختیاری تکلم می‌کنند و هرچه به سمت خوزستان می‌رویم جمعیت لرهای بختیاری بیشتر می‌شود.
مردم بومی شهرکرد دارای لهجه‌ای خاصی هستند که با وجود مفهوم بودن واژگان آن برای افراد غیر بومی، کلمات آن دارای آهنگ ادای خاصی است که لهجه شهرکردی را از گویش معیار فارسی متمایز می‌سازد. در میان ساکنین محلی شهرکرد، لهجه مردمان بومی شهرکرد به لهجه دهکردی یا دیکردی معروف است که تا حدودی مشابه برخی زیر لهجه‌های اصفهانی اما بسیار غلیظ تر از آن است. لهجه دهکردی سرشار از واژه‌های بسیار قدمت داری است به طوری که پسوند 'اولی' (OLE) در حال حاضر فقط در لهجه دهکردی رایج است، به طور مثال در این لهجه به خاک‌آلود، "خاکولی" می‌گویند،.




صنعت و اقتصاد

اقتصاد سنتی شهرکرد مبتنی بر قالی بافی، نمد مالی، گیوه دوزی، قفل سازی و کوره‌های آجر پزی است که امروزه با توجه به صنعتی تر شدن جامعه از اهمیت آن کاسته شده است. در حال حاضر صنایع بزرگ و کارخانه‌های مهمی در نزدیکی شهرکرد واقع شده‌اند که عده زیادی از ساکنان شهرکرد و حومه در آن‌ها مشغول به کار هستند، مهمترین این صنایع عبارتند از:

فولاد زاگرس شهرکرد
صنایع فولاد فرخ شهر
لوازم خانوادگی برفاب شهرکرد
سیمان شهرکرد
گاز کربنیک شهرکرد
نساجی حجاب شهرکرد
صنایع شیر و لبنی شهرکرد

همچنین تعداد زیادی از ساکنان شهرکرد در مشاغل خدماتی دولتی و خصوصی مشغول به کار هستند.

در سال ۱۳۹۲، کارخانه سیمان شهرکرد برای دومین سال متوالی مقام نخست تولید سیمان کشور را کسب کرد.،



مکان‌های مذهبی

امام‌زاده‌ها

امام زاده دوخاتون شهرکرد در مرکز شهر واقع است و در قدیم هسته اصلی شهر بوده‌است.این دو امام زاده واجب التعظیم فرزندان جناب ابراهیم مجاب هستند که قبر این بزرگوار در کربلای معلی و حرم امام حسین (ع) می باشد.

امامزاده سبز پوش شهرکرد در غرب شهرکرد واقع است.




سقاخانه‌ها

سقاخانه ارباب میرزا
مصلی بزرگ امام خمینی شهرکرد

مصلی بزرگ امام خمینی شهرکرد در زمینی به وسعت۲۲۰۰۰ متر مربع ساخته شده که مساحت زیر بنای مجتمع و مصلا ۳۳۷۴۳ متر مربع است. این مجموعه دارای ۵ کاربری فرهنگی بنام‌های مصلای نماز جمعه –مجموعه فرهنگی مهدیه- کتابخانه – سالن اجتماعات و پژوهشکده قرآنی می‌باشد. قسمت‌های مختلف این مجموعه غبارتند از:

مجموعه مصلی و دفتر امام جمعه: این مجموعه با مساحتی بالغ بر۱۰۰۰۰متر مربع به عنوان هسته مرکزی مجتمع شناخته می‌شود. ویژگی‌های این مجموعه عبارتند از:

شبستان مصلی در دوطبقه و با مساحت۸۰۰۰متر مربع ساخته شده‌است.
ارتفع گنبد اصلی از کف ۱۸ متر و قطر آن ۳۲٫۲۵متر می‌باشد و مساحت زیر گنبد هزار مترمربع و بدون ستون است که در نوع خو بی نظیر است.
ارتفع گلدسته‌ها از پشت بام ۳۸ متر واز زمین ۴۸ متر می‌باشد.
تاسیسات گرمایش و سرمایش سیستم هواساز و تهویه مطبوع طراحی شده‌است.
مصلا دارای سه ورودی اصلی شرقی، غربی و شمالی است.
مصلا دارای دو حیاط یکی در قسمت شمالی با مساحت ۱۸۰۰متر مربع و دیگری در قسمت شرقی با مساحت ۵۰۰ متر مربع است.

مجتمع فرهنگی مهدیه
پژوهشکده قرآنی
مجموعه سالن اجتماعات
کتابخانه مصلا
مجتمع اداری مصلا
مجتمع تجاری مصلا: این مجموعه با مساحتی بالغ بر۸۰۰۰ متر مربع در دو طبقه شامل نود باب مغازه تجاری با مساحت هریک بیش از ۲۵ متر مربع می‌باشد.
پارکینگ مجتمع: این پارکینگ دارای گنجایش ۱۶۰ اتومبیل است.

مراکز آموزشی و دانشگاهی

دانشگاه شهرکرد
دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد



مکان‌های تفریحی

وجود ۲۴۰ گردشگاه، MMآثار تاریخی، قلعه‌ها، اماکن سیاحتی و زیارتی و آب و هوای مطبوع در فصل تابستان شمار زیادی گردشگر را رهسپار استان چهارمحال و بختیاری به خصوص شهرکرد، مرکز این استان می‌کند. وجود فضای سبز و سایه سار درختان مفرح با امکانات رفاهی و بهداشتی در روزهای گرم تابستان گردشگران زیادی را میهمان بوستانهای شهرکرد ازجمله پارک ملت، پارک بانوان، پارک لاله (پارک ورودی شهر)، پارک شب (عمونادر) و پارک تهلیجان می‌کند..

از جمله مکان‌های تاریخی شهرکرد می‌توان به قلعه چالشتر، اتاق آئینه شهرکرد و موزهٔ باستان شناسی شهرکرد اشاره کرد. همچنین در نزدیکی شهرکرد، جاذبه‌های طبیعی فراروانی وجود دارد که معروف ترین آن‌ها عبارتند از: گرداب بن (واقع در شهرستان بن)، پل زمان خان (واقع در شهرستان سامان)، چشمه کوهرنگ، تونل و آبشار کوهرنگ،، دشت لاله‌های واژگون، تالاب بین‌المللی چغاخور و تالاب گندمان




حمل و نقل شهری و برون شهری
اتوبوس شهری

سازمان اتوبوسرانی شهرکرد و حومه برای خدمات رسانی به مردم ۱۵۰ دستگاه اتوبوس در اختیار دارد که در تمام مسیرهای شهری تردد دارند.




تاکسی

علاوه بر حضور دو سیستم تاکسی بی‌سیم هماهنگ با سامانه یکپارچه کشوری (۱۸۳۳) و دیگری (۱۸۰۰)، نزدیک به ۱۵۰۰ تاکسی گردشی، خط ویژه (مانند تاکسی فرودگاه و تاکسی پایانه مسافربری)، تاکسی بانوان، دفتر تاکسی تلفنی و مسافربرهای شخصی در شهر فعالیت دارند.




فرودگاه

فرودگاه بین‌المللی شهرکرد در جنوب شهر واقع شده‌است. از این فرودگاه پروازهایی در مسیرهای ورودی و خروجی و پروازهایی هفتگی در داخل کشور و به خارج از کشور از جمله کویت و سوریه صورت می‌گیرد. گستره پروازها به نحوی است که حتی پرواز شهرکرد-کویت این استان تمام صندلی‌های خالی را که از مقصد تهران-شهرکرد-کویت است را پر کرده. و به عنوان پرواز استراتژیک محسوب می‌شود.





پایانه‌های مسافربری

به جهت رفاه مسافران پایانه‌های مسافربری شهرکرد در سه جهت شهر قرار دارند که در این میان پایانه آزادی نقش اساسی‌تری در جابجایی مسافر به سراسر کشور دارا است.

پایانه مسافربری آزادی شهرکرد در جنوب شهرکرد
پایانه مسافربری غرب شهرکرد (معروف به ترمینال سامان) در غرب شهرکرد





تونل کوهرنگ

تونل کوهرنگ تونلی است که برای انتقال آب رود ماربر (آب کوهرنگ) به زاینده‌رود در نزدیک شهر چلگرد یا کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری در ایران ساخته شده‌است. تونل کوهرنگ یکی از جاذبه‌های طبیعی و بسیار زیبای منطقه کوهرنگ است که به همراه دیگر جاذبه‌های منطقه کوهرنگ همچون چشمه دیمه، پیست اسکی چلگرد، روستای شگفت انگیز سرآقاسید و بسیاری از مناطق گردشگری و طبیعی کوهرنگ هر ساله گردشگران بسیاری را خصوصا در ماه اردیبهشت به خود جلب می‌نماید. از نخستین تونل کوهرنگ در سال ۱۳۳۲ بهره‌برداری شد. در سال ۱۳۶۴ تونل دوم به بهره برداری رسید. در سال ۱۳۷۷ عملیات ساخت سومین تونل کوهرنگ آغاز شد که تاکنون ادامه دارد. نخستین بار شاه عباس کبیر درسال ۱۰۲۹ه ق میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی بختیاری(۱۰۳۷-۹۷۴ه ق) فرزند تاجمیرخان بهرامسری آسترکی دورَکی(۹۷۴-۹۲۴ه ق) که فرمانروای تامه بختیاری بود، را مامور الحاق آب کارون به زاینده رود نمود ودراین خصوص گردنه کوهرنگ به چلگرد نیزتوسط بختیاریها شکافته شد واکنون به نام کارکنان معروف است وپایه‌های سدی که بررودخانه کوهرنگ احداث گردید نیز موجود است. اما با مرگ شاه عباس، این طرح ناتمام ماند.




پیشینه

آب کوهرنگ یکی از سرچشمه‌های کارون بود. پیوستن آن به زاینده‌رود بخاطر نزدیکی سرچشمه این دورود از گذشته در نظر بوده‌است. در ۹۹۶ ه. ق. شاه طهماسب اول ماموریت پیوستن این دو رود را به میرفضل‌الله شهرستانی حاکم اصفهان سپرد. قرار بود که با کندن مسیری در کوه کارکنان این کار انجام شود. ولی بخاطر تحولاتی این کار به سرانجام نرسید. در دوره شاه عباس اول نیز کوششی شد و آن نیز ناتمام ماند.

تونل کوهرنگ ۱: نخستین بررسیها برای انتقال آب رودخانه بیرگان به حوضه زاینده‌رود به سالهای پس از جنگ دوم جهانی باز می‌گردد. در نتیجه این بررسیها طراحی و اجرای بند انحرافی و تونل اول کوهرنگ به وسیله مهندسان مشاور الکساندر گیپ واگذار گردید و از این سیستم در سال ۱۳۳۲ خورشیدی بهره‌برداری شد. این سیستم شامل بند و یک تونل ۲۹۰۰ متری بطور میانگین سالانه حدود ۲۵۵ میلیون متر مکعب آب را به حوضه زاینده‌رود منتقل می‌کند.

تونل کوهرنگ ۲: طراحی و اجرای سد انحرافی و تونل دوم کوهرنگ بوسیله مهندسان مشاور سوگرا انجام‌گرفت و از این سیستم در سال ۱۳۶۴ خورشیدی بهره‌برداری شد. از سال ۱۳۶۶ خورشیدی با پایان یافتن ساختمان سد و تونل ماربران و انتقال ۱۱۵ میلیون متر مکعب آب چشمه‌های ماربران و کلنچین به پشت این سد، سد و تونل دوم کوهرنگ سالانه بطور میانگین حدود ۲۵۵ میلیون متر مکعب آب را به مخزن سد زاینده‌رود انتقال می‌دهند.

تونل کوهرنگ ۳: طراحی و ساخت سد و تونل سوم کوهرنگ بوسیله مهندسان مشاور زایندآب و تهران برکلی در سالهای دهه ۶۰ بررسی شد. گزارش این بررسیها و نقشه‌های طرح مقدماتی سد، سازه‌های وابسته و تونل انتقال آب در سال ۱۳۶۷ خورشیدی منتشر شد. در سال ۱۳۷۰ اسناد مناقصه تونل سوم کوهرنگ تهیه و پس از برگزاری مناقصه بین‌المللی و سپس مناقصه داخلی نهایتاً شرکت تابلیه برنده مناقصه می‌شود و کار را با نظارت شرکت زایندآب شروع می‌نماید. در سال ۱۳۷۷ خورشیدی سازمان آب منطقه‌ای اصفهان با توجه به گذشت یک دهه از مطالعات و ضرورت کاربری آمار و اطلاعات گردآوری شده در این دوره، برای بهنگام کردن آمار استفاده از اطلاعات جدید و بازنگری در طراحی‌ها و مبانی طرح، مطالعات تکمیلی فاز یک سد را به شرکت مهندسی مشاور مهاب‌قدس و همچنین مطالعات تکمیلی مرحله دوم تونل انتقال آب کوهرنگ ۳ را به مشارکت مهاب قدس- زایندآب واگذار کرد. در نتیجه تونل سوم کوهرنگ به منظور تأمین و انتقال آب به میزان حدود ۲۵۵ میلیون متر مکعب در سال، جهت تأمین قسمتی از کمبود آب منطقه مرکزی ایران برای مصارف شرب صنعت، کشاورزی و افزایش حجم آب تنظیم شده سد زاینده رود اصفهان با استفاده از سد مخزنی کوهرنگ ۳، طراحی و عملیات اجرایی آن آغاز گردید.




دشت لاله‌های واژگون

دشت لاله‌های واژگون یکی از جاذبه‌های دیدنی و گردشگری ایران است. این دشت ۳۶۰۰ هکتار وسعت و در استان چهارمحال و بختیاری دارد و رویشگاه اصلی گونهٔ گیاهی لاله واژگون است. محدوده اي از اين دشت بعنوان اثر طبیعی ملی لاله واژگون تحت حفاظت سازمان محيط زيست ايران قرار دارد.

این دشت در شهرستان کوهرنگ واقع شده و جاذبه‌های گردشگری دیگری مانند آبشار کوهرنگ، پیست اسکی چلگرد و چشمه آب معدنی دیمه در نزدیکی آن قرار دارند.

رویشگاه اصلی این گیاه نادر، دامنه کوههای آب‌کاسه خوربه، گرگانک و مناطق بنواستکی و مله زرده‌است. لاله‌های واژگون، که در زبان محلی گل بگریو (گل گریان) و اشک مریم نامیده می‌شوند، در اواخر فروردین ماه به گل می‌نشینند و تا اواخر اردیبهشت گل‌های خود را حفظ می‌کنند.

در این مدت هر هفته ده هزار نفر از این مکان بازدید می‌کنند که بر اثر تخریب‌های صورت گرفته و احتمال انقراض، حضور گردشگران با محدودیت‌هایی همراه گردیده‌است.

بیشتر رویش این گیاه در منطقه نسار خوربه واقع در تیشتردان می باشد.




اثر طبیعی ملی لاله واژگون

اثر طبیعی ملی لاله واژگون محدوده اي از دشت لاله واژگون یکی از ۲۰ اثر طبیعی ملی ایران و مورد حمایت سازمان محیط زیست است که در ارتفاع 2500-2800 متري دامنه کوه ميلي با مساحت ۳۷۹ هکتار در شهرستان کوهرنگ با مختصات 32 درجه و 9 دقيقه شمالي و 50 درجه و 22 دقيقه شرقي قرار دارد و از سال 1375 تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفته است. تنها مسير منتهي به آن جاده خاکي روستاي فخرآباد است که از آنجا تا منطقه يکساعت پياده روي است. اين منطقه مرطوب و معتدل است. علاوه بر آن گون، دافنه، کوما، لاله و تنگز از ديگر گونه هاي گياهي و کبک، کبک دري، کل و بز، خرس قهوه اي، زاغ نوک زرد و قرمز از گونه هاي جانوري منطقه اند.




تالاب چغاخور

چغاخور تالابی در شهرستان بروجن در استان چهارمحال بختیاری است.

به گفته امینی (۱۳۸۱)، تالاب بین‌المللی و زیبای چغاخور با مساحتی حدود ۲۳۰۰ هکتار در دامنه ارتفاعات برآفتاب و کلار (۳۸۳۰ متر) در نزدیکی شهر بلداجی واقع گردیده‌است. این تالاب در مسیر جاده شهرکرد-خوزستان قرار گرفته و از شهر کرد ۶۵ کیلومتر فاصله دارد. فضای وسیع، هوای مطبوع، چشم‌اندازهای زیبا و وجود انواع پرندگان مهاجر و بومی همراه آداب و رسوم اصیل بختیاری‌ها، این تالاب را در ردیف یکی از کانون‌های مهم جذب گردشگری در استان چهارمحال بختیاری قرار داده‌است. دهکده سیاحتی چغاخور از طرح های گردشگری این تالاب می باشد که در فضایی به وسعت 20 هکتار از زمینهای حاشیه تالاب سد چغاخور در استان چهارمحال و بختیاری اجرا می باشد.

طبق اثر امینی (۱۳۸۱)، ویژگی منحصر به فرد تالاب، وجود نوعی ماهی از خانواده گامبوزیا (کپوردندان) در این مکان است. در تابستان دیدن عشایر بختیاری و روستاهای بختیاری‌نشین اطراف چغاخور بسیار لذت بخش است. مناسب‌ترین زمان‌ها برای بازدید از این تالاب فصل‌های بهار و تابستان ذکر شده‌است.

با این حال چغاخور نیز مانند بسیاری از تالاب‌های کشور با خطر رو به روست، اما خطری که چغاخور را تهدید می‌کند نه بی‌آبی که غرق شدن در آب است.

به گفته هومان خاکپور، کارشناس منابع طبیعی، می‌خواهند از جایی که فرسایش آبی بالاست آب را به این تالاب منتقل کنند و به این ترتیب آبی که وارد تالاب خواهد شد پر از رسوب است. اگر این آب داخل تالاب بیاید علاوه بر این که ارتفاع آب بیش از شش متر می‌شود و ویژگی تالابی چغاخور از بین می‌رود، خسارات دیگری هم وارد می‌شود. خود آب با این سرعتی که وارد تالاب می‌شود یک جریان رودخانه‌ای درست می‌کند که به دلیل جریان تند آب کل اکوسیستم تالاب را از بین خواهد برد. علاوه بر این، آن رسوباتی که با حجم زیاد وارد تالاب می‌شود کل رویشگاه کف تالاب را از بین می‌برد.





تالاب گندمان

تالاب گندمان تالابی است در نزدیکی شهر گندمان از شهرستان بروجن. تالاب گندمان در لیست ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری در ایرانقرار دارد که این تالاب زیبا در دفتر بین‌المللی تحقیقات پرندگان آبزی لندن ثبت گشته است. وسعت این تالاب که در جنوب غربی گندمان واقع شده، ۹۸۰ هکتار است و ارتفاع آن از سطح آب ۲۲۱۹ متر است. منابع تامین کننده آب تالاب علاوه بر باران و برف، چشمه‌ها (چشمه‌های حاشیه تالاب چون گل کوچک، گل بزرگ، مرادان و نصیرآباد) و رودخانه آقبلاغ است.

پوشش گیاهی تالاب را عمدتاً گونه‌های حاشیه‌ای و نم پسند تشکیل می‌دهد که از آن جمله می‌توان به درختان بید، مرغ، جگن، ساز، نی، لویی، زنبق، آلاله آبی، هزار نی، بارهنگ آبی، نخل مرداب، عدسک آبی و بزواش اشاره کرد. پرندگانی چون لک لک، شکاریا، حواصیل، بالکان، مرغابی سانان، یلوه و سلیم هم در تالاب گندمان دیده می‌شوند. ماهی‌های تالاب نیز شامل ماهی گورخری، سفید کولی، ماهی پوزه دار و سیاه ماهی است.

از امکانات ویژه تفریحی و ورزشی اطراف تالاب، پرورش و نگهداری اسب و همچنین سوارکاری در مرغزار پیرامون تالاب است. سنت پرورش اسب از زمانهای بسیار دور در این منطقه بختیاری معمول بوده و نژاد ویژه‌ای به وجود آورده‌است که آمیزه‌ای از نژاد بومی و عربی است.

هومان خاکپور، دیده‌بان طبیعت بختیاری، معتقد است که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد این تالاب در وضعیت خشکی قرار گرفته است. تالاب گندمان علاوه بر خشکسالی و محرومیت از حق‌آبه طبیعی با برداشت بی‌رویه آب برای کشاورزی نیز رو به رو است و به تازگی مورد هجوم افرادی قرار گرفته که قصد تهیه علوفه از نیزارهای این تالاب در آستانه ثبت بین‌المللی را دارند.




شهرستان بروجن

شهرستان بروجن از جمله شهرهای مهم چهار محال و بختیاری است که در دشتی به وسعت حدود ۵۸۰ کیلومتر مربع در شرقی‌ترین نقطه منطقه و در محل تلاقی راه‌های سه استان چهار محال و بختیاری، اصفهان و فارس قرار گرفته است. این شهرستان به دلیل دیدنی‌های فراوانی که در خود دارد در سال‌های اخیر به صورت یکی از قطب‌های گردشگری استان در آمده است. باغ آورگان، تالاب چغاخور، تالاب گندمان، تنگ وستگان، چشمه سیاسرد، گردشگاه گردبیشه، بقعه امامزاده حمزه علی، امامزاده مادر و دختر گندمان، امامزاده قیس بن علی، نقوش سنگی برجسته سولک در تنگ کوهستانی سولک (ساوالک) بختیاری از دیدنی‌های این شهرستان محسوب می شوند.

گویش مردمان بروجن فارسی، بختیاری و ترکی قشقایی است.شهرستان بروجن زادگاه شاعرشهیر داراب افسر بختیاری می‌باشد.فرشهای بختیاری وقالی پشم اندر پشم یلمه، گز بلداجی وگیوه وچوقای آن شهرت جهانی دارد

جمعیت: ۱۱۷۹۱۵ (برآورد ۱۳۸۱)
نماینده مردم شهرستان بروجن در مجلس نهم امیرعباس سلطانی است.




بخش‌ها

بخش مرکزی شهرستان بروجن




دهستان حومه

شهرها: بروجن، فرادنبه، سفیددشت و نقنه.

بخش گندمان شامل (شهر گندمان.کتک علیاوسفلی .نصیراباد .مورچگان .وستگان.کنرک علیاوسفلی)


شهر گندمان
دهستان درواهان




شهر: گندمان

بخش بلداجی
دهستان امامزاده حمزه علی
دهستان چغاخور



شهرها: بلداجی
گردشگاه‌ها و جاهای دیدنی


سیاسرد
تالاب چغاخور
تالاب گندمان
گردشگاه مادردختر
امامزاده حمزه‌علی
خانه تاریخی حفیظی ها





سیاسرد

منطقه نمونه گردشگری سیاسرد سیاسرد به عنوان مهم ترین قطب طبیعی و گردشگری بروجن در فاصله ۶ کیلومتری شهر بروجن واقع شده است. وجود درختان کهنسال، باغهای میوه اطراف آن که چشم اندازه زیبایی را به وجود آورده است، آب خنکی که از دل زمین می‌جوشد، هوای خنک و مطبوع آن در فصل بهار و تابستان جمعیت زیادی را از مناطق مختلف کشور به سمت خود می‌کشاند. زمستان‌ها نیز با وجود کوهها و تپه‌های اطراف و بارش فراوان برف به عنوان مکان تفریحی جوانان جهت ورزش اسکی و دیگر بازی‌های زمستانی محسوب می‌شود.

هوای خنک و مطبوع و سایه‌سار درختان کهنسال موجود در اطراف چشمه سیاسرد مکانی بسیار زیبا برای تفرج و استراحت باشندگان شهر بروجن و سایر گردشگران پدید آورده است، به طوری که همه روزه و به ویژه در روزهای تعطیل این مکان شاهد حضور شمار زیادی از مسافران و گردشگران از استان‌های هم‌جوار می‌باشد. فضاسازی‌های مناسب اطراف چشمه، نزدیکی راه و دسترسی آسان، بر طرف‌داران این کانون گردشگری افزوده و میل به بازدید از این گردشگاه را دوچندان نموده است: امکانات و تسهیلات تفریحی، گردشگری، حمل و نقل، اسکان و جاده آسفالته، فضای سبز، سرویس بهداشتی، سکوی نشیمن، دسترسی به واحدهای اقامتی و پذیرایی شهر بروجن، تجهیزات بازی کودکان، پارکینگ، آب آشامیدنی. این تفریحگاه، دارای چشمه‌ای است که منابع آبی آن در زیر کوه سیاسرد واقع شده‌اند. این چشمه در سال‌های آبسالی دارای حجم آب زیاد و گوارایی است. در اطراف این چشمه، باغ‌ها و ویلاهای زیادی ساخته شده‌اند که کوچه‌باغ‌های باصفایی را تشکیل داده‌اند. این تفریحگاه در تابستان، به علت خنکا و مطبوعیت هوا، مورد توجه شهروندان شهر بروجن و شمار زیادی از شهروندان شهر اصفهان و شهرستان‌های تابع آن (همچون شهرضا، دهاقان، مبارکه و نجف‌آباد که آب و هوای گرمتری دارند.) قرار گرفته است. در فصل زمستان، پیست اسکی طبیعی و آماتور بر روی کوه سیاسرد توسط علاقه‌مندان برپا می‌شود. در چند سال اخیر سیاسرد زیبا و زیباتر شده است به طوری که در سال 86 به عنوان گردشگاه ملی معرفی گردید و در سال‌های اخیر گردشگاه نمونه استان برگزیده شد. از دیگر جذابیت‌های سیاسرد پیاده‌روی در جاده منتهی به آن است که همیشه ورزشکاران این راه را پیاده یا با دوچرخه طی می‌کنند تا به سیاسرد برسند و پس از استراحت در زیر درختان تنومند آن و آشامیدن آب گوارا از چشمه آن دوباره مسیر 6 کیلومتری ان را باز می‌گردند.




گردشگاه مادردختر
گردشگاه مادردختر گردشگاهی است در کنار شهر گندمان از شهرستان بروجن. برخی نام آن را اشاره به یک (یا دو) امامزاده می‌دانند. برخی دیگر ریشهٔ این نام را در آیین‌های کهن (مانند پرستش آناهیتا) می‌دانند.




امامزاده حمزه‌علی
امامزاده حمزه‌علی نام گردشگاهی است در نزدیکی بلداجی، از شهرستان بروجن. این گردشگاه در بالای تپه‌ای سنگی است که در بالای آن مقبره‌ای، منسوب به یکی از نوادگان امام سجاد ع، قرار دارد. البته، دربارهٔ صحت این انتساب، دلیل چندانی وجود ندارد. ازنظر ابوهوا یکی از مناطق خوش اب وهوای استان چهارمخال وبختیاری است. ساکنان بخش بلداجی کرامات زیادی ازایشان دیدندازجمله ادمهاو شترهابا بار عدس که هنگام دزدی از امام زاده باقدرت خداوند به سنگ تبدیل شدند. وجود غاری زیباو پراز اب یکی از جاذبه‌های دیدنی این مکان مقدس می‌باشد. در روز تاسوعای حسینی عاشقان ودلسوختگان فراوانی برای برپایی مراسم با شکوه عزاداری حسینی گرد این امامزاده جمع می‌شوندوشروع به تعزیه خوانی می‌کنند. به هنگام تابستان، در دامنهٔ جنوبی این تپه، بازارچه‌ای موسمی بزرگی برپاست وسالیانه هزاران نفر ار شهرهای اطراف چون اصفهان از این مکان مقدس دیدن می‌کنند
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 10:57 am
تئاتر
تئاتر یا نمایش شاخه‌ای از هنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان‌ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد مانند اپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی و پانتومیم.
نام
تئاتر واژه‌ای است یونانی در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» می‌گویند. دراصل تعریف دقیق تئاتر یعنی بیان مشکلات مردم ومسائل اجتماعی، سیاسی وفرهنگی یک جامعه به زبان تئاترومهمترین فنی که باید درتئاتراستفاده شودفن بیان می‌باشد. وتاریخچه رشته پرطرفدارتئاترمربوط به یونان باستان ورم درقبل ازمیلادمسیح می‌باشد.





زیرشاخه‌های تئاتر

نمایش

پانتومیم (بی کلام)

نمایش روحوضی،

تعزیه خوانی

نقالی

نمایش عروسکی

تئاترخیابانی

نمایش:این کارتوسط یک یاچندبازیگردریک محیط بازبه نام((سن)) انجام می گیردکه این کارتوسط کارگردان هدایت می‌شود.

پانتومیم (بی کلام):نمایشی است که فقط توسط یک بازیگرانجام میگیردودرآن ازهیچ کلامی استفاده نمی‌شود.

نمایش روحوضی:به نمایشی گفته میشودکه تماشگرانی روی یک حوض که با الوار پوشانده شده و رویش را فرش کرده اند بازی می شود و داستان نمایش رااجرامی کنند. این نوع نمایش درزمان‌های قدیم انجام می‌شد.

تعزیه خوانی: به نمایشی گفته می شودکه درآن بیشترمصائب کربلاوحوادث عاشورا رابه تصویرمی کشد. و بازیگران در دو گروه اولیا(نقش مثبت) و اشقیا(نقش منفی) ایفای نقش می کنند.

پرده خوانی:به نمایشی گفته می شودکه تصاویری را که بر روی پرده نقاشی شده است ،یک راوی طبق این پرده به نقل کردن نمایش می‌پردازد. استفاده این نوع نمایش بیشتردر زمانهای قدیم استفاده می شدوبه نمایش قهوه خانه‌ای معروف است.
نمایش عروسکی: نمایش عروسکی به نمایشی گفته می شودکه درآن ازعروسک استفاده می شودوبازیگران صحنه عروسکها می باشندوبه افرادی که این عروسکهارابه حرکت درمی آورند، " عروسک گردان" گفته می شودواین نمایش هم دارای کاردگردان است.


پیشینه

تئاتر یکی ازهنرهای هفتگانه است. کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده‌اند می‌گویند سر چشمه آن از آیین هاست. آیین به مراسم مذهبی و اجتماعی می‌گویند. مثل مراسم عروسی یا مراسم سینه زنی در ماه محرم در ایران و مراسم رقص‌های مخصوص در کشورهای دیگر انسان همیشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و میل اوست تسلط داشته باشد و این ویژه گی اصلی تئاتر است. تئاتر در مقایسه با هنرهای دیگر امکانات زیادی دارد برای اینکه از هنرهای دیگر مثل نقاشی، ادبیات، معماری، موسیقی و … در آن استفاده می‌شود کلمه تئاتر (theater) در اصل از کلمه تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تیه ((thea تماشاگران و یا محله تماشا است.

درزمان‌های قدیم، تماشاگرن در سرازیری تپه‌ها می‌نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشریفات مخصوص در پایین همان تپه یا کناره معبد که محل عبادت بوده، تماشا می‌کردند. موسیقی، رقص، گفتار، صورتک، لباس، اجراکنندگان، تماشگر و صحنه در اجرای آیین آرایش توسط رنگ، خاکستر یا جوهر که سطح بدن را می‌پوشاند برای کامل کردن صورتک و لباس بکار می‌رود آنطور که گریم در تئاتر این کار را انجام می‌دهد.

بازیگران آیین باید بسیار ماهر و با انضباط باشند مثل بازیگران تئاتر برای اجرای آیین یکی پیشکسوتان یا سالمندان آشنا به آیین تمرین سختی را برای ادارهٔ اجرای خوب آیین بکار می‌گیرد که کاملاً با کارگردانی تئاتر قابل مقایسه است. با اینکه سرچشمه آیینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ بوجود آمدن تئاتر است اما جستجوگرانی هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است. آنها می‌گویند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها جزو بزرگترین خصوصیات انسان است.

برخی می‌گویند تئاتر از رقص و حرکات ضربی و ژیمناستیک و یا تقلید حرکات و صدای حیوانات آغاز شده است. اما نه خصوصیت داستانسرائی انسان و نه علاقهٔ او به تقلید، هیچکدام نمی‌تواند او را بسوی آفریدن هنر تئاتر راهنمائی کرده باشد، چرا که اسطوره‌ها و داستانها هم در اطراف آیین‌ها بوجود آمده‌اند و تقلید از حیواناتی که اندیشه و عقل ندارند هم نمی‌توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا که آیین‌ها از اندیشه و اعتقادات و میزان شناخت انسان شکل گرفته است است.

خاستگاه‌های تئاتر عناصر تئاتری و دراماتیک را در هر جامعهٔ انسانی می‌توان سراغ کرد، صرف نظر از آنکه این جوامع پیشرفته و پیچیده باشند یا نباشند. این عناصر در رقص‌ها و مراسم مردم ابتدایی همان قدر بارزند که در مبارزات سیاسی، راهپیماها، مسابقات ورزشی، مراسم مذهبی و حتی در بازی‌های کودکان ما پیداست. غالب شرکت کنندگان در این گونه فعالیت‌ها خود گمان نمی‌کنند در فعالیتی تئاتری حضور دارند، با آنکه در آنها تماشاگر، دیالوگ و برخورد عقاید به کار گرفته می‌شود. باید متذکر شد که میان تئاتر به عنوان یک شکل هنری و بهره‌برداری ضمنی از عناصر تئاتری در فعالیت‌های دیگر معمولاً تمایزی قایل می‌شوند.

علاقه به درک خاستگاه تئاتر از اواخر سدهٔ نوزدهم سرعتی تصاعدی گرفت، زیرا در آن زمان مردم شناسان اشتیاق زیادی به یافتن پاسخ مسأله از خود نشان می‌دادند. از آن هنگام تا به امروز، نظر مردم شناسی حداقل سه مرحله را پشت سر نهاده است. در مرحلهٔ اول که از ۱۸۷۵ تا ۱۹۱۵ به طول انجامید، مردم شناسان به رهبری سر جیمز فریزر ادعا کردند که همهٔ فرهنگ‌ها از یک الگوی تکاملی پیروی می‌کنند. در نتیجه جوامع ابتدایی موجود در عصر حاضر، می‌توانند منابع مستندی درباره تئاتر هزاران سال پیش در دسترس ما بگذارند.

مرحلهٔ دوم پیشرفت مردم شناسی از سال ۱۹۱۵ آغاز می‌شود و مکتب دیگری به رهبری برانیسلاو مالینوفسکی، روش استقرایی مکتب فریزر را رد می‌کند، و به جای آن رهیافتی استنتاجی را پیشنهاد می‌کند. مکتب جدید مطالعهٔ خود را در محل مورد بررسی، و در عمق آن آغاز کرده و سؤال را اساساً به گونهٔ دیگری طرح می‌کند: کارکرد روزانهٔ جوامع معین چگونه است؟ این مکتب را غالباً مکتب «کارکرد گرایی» می‌نامند. بعد از جنگ جهانی دوم مرحلهٔ سومی هم توسط مردم شناسان بنا نهاده شده که مکتب «ساختگرایی» نامیده می‌شود. بانی این مکتب کلود لِوی استروس نام دارد. لِوی استروس همچون پیروان مکتب کارکرد گرایی، داروینیسم فرهنگی را رد می‌کند و معتقد است که هر جامعه‌ای خط فرهنگی خاصهٔ خود را به وجود می‌آورد. لِوی استروس نیز مانند فریزر به الگویی جهانی معتقد است، هرچند الگوی او با الگوی فریزر تفاوت دارد. آنچه برای لِوی استروس بیشترین اهمیت را دارد آن است که بداند مغز چگونه عمل می‌کند و پاسخ آن را در تحلیل اسطوره جستجو می‌کند.

امروزه اکثریت منتقدان و مورخان توافق دارند که آئین تنها یکی از خاستگاه‌های تئاتر است و نه لزوماً تنها خاستگاه آن. از طرف دیگر، غالب محققان این نظر را که تئاتر در همهٔ جوامع از الگوی تکاملی واحدی پیروی کرده است و رد می‌کنند. به علاوه امروزه هیچ مردم شناسی جوامع ابتدایی را فرو دستانه برآورد نمی‌کند. آنها دریافته‌اند که اگرچه جوامع پیشرفته از دانش تخصصی و فنون بهره‌مندی بیشتری دارند، اما در مقابل، غالباً از نظر همبستگی و یکپارچگی ویژه‌ای که در جوامع کمتر پیشرفته وجود دارد، دچار کمبود قابل توجهی هستند با آنکه منشأ آئینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ خاستگاه تئاتر است، اما هرگز تنها نظریهٔ مورد قبول عام محسوب نمی‌شود.

هستند محققانی که معتقدند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است؛ آنها اظهار می‌دارند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها عمده ترین خصیصهٔ انسان است، همچنین آنها الگویی را پیشنهاد می‌کنند که در آن الگو تئاتر از افسانه سرایی نشأت می‌گیرد. افسانه‌ها ابتدا دربارهٔ شکار، جنگ یا فتوحات دیگرند و به تدریج آب و تاب بیشتری می‌یابند. مطالعات اخیر از نقاشی‌های به دست آمده از عصر یخبندان حاکی از آن است که انسان از ۳۰۰۰۰ سال پیش مراسم آئینی اجرا می کرده است و از هزاره‌های بعد از این تاریخ، یعنی ۲۰۰۰۰ سال پیش، در یکی از غارهای فرانسه و اسپانیا یک نقاشی به دست آمده که نشان دهندهٔ مراسمی است مربوط به شکار اما نظر ما دربارهٔ این نقاشی‌های اولیه هنوز محقق نیست. وقتی به دوره‌های نزدیک تر می‌رسیم و می‌بینیم انسان آغاز به گسترش مهارت‌ها و عاداتی کرده است که راه به تمدن می‌برند، تصاویر برای ما گویاتر می‌گردند: تصاویری همچون اهلی کردن حیوانات، کشت گندم، اختراع سفالگری و ترک زندگی کوچنشینی یعنی هنگامی که شکارچیان و تهیه کنندگان غذا در مکانی مستقر می‌شوند و به کشاورزی و دامداری خو می‌کنند.


تئاتر و درام در یونان باستان

هنگامی که تمدن‌های خاور نزدیک و مصر شکوفا می‌شدند، دیگران در همسایگی آنان تازه قدم در راه تحول می‌نهادند. مهمترین این تمدن‌های نوپا، از نظر بررسی ما، «تمدن اژه‌ای» است که پیشاهنگ تمدن یونانی بود. «فرهنگ مینوسی» که از سال ۲۵۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد در جزیرهٔ کِرت شکفته بود، در اثر زمین لرزه یا آتش‌سوزی فاجعه آمیزی ویران شد، و اطلاع کمی از چگونگی آن در دست است. پس از آن، تمدن میسنی توسط مهاجمان شمالی نابود شد، و عصر تاریک از ۱۱۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد آغاز گردید. این تمدن باستانی اژه‌ای تأثیر مستقیم زیادی در تحول تئاتر نداشت، اما تئاتر غیر مستقیم آن فوقالعاده زیاد بود، زیرا خدایان، قهرمانان و تاریخ همین مردم بود که مواد اولیهٔ ایلیاد و ادیسهٔ هومر و اکثر درامهای یونانی را فراهم آورد. از این رو این تمدن‌ها به جهات مختلف زیربنای ادبیات غرب به شمار می‌آیند.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها آیتکا (آتن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو آرگوس بودند اگرچه آتن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله آتن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد آموختند. در حقیقت آنها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از آن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

اسناد مربوط به تئاتر در این دوران هنوز کم است. ارتباط بین تئاتر و ایالت ـ شهر از سال ۵۳۴ پیش از میلاد آغاز شد و آن زمانی بود که دولت آتن مسابقه‌ای برای انتخاب بهترین تراژدی اجرا شده در دیونوسیای شهر، که جشنوارهٔ مذهبی مهمی بود، گنجانید. کمدی آخرین شکل دراماتیک بود که از طرف حکومت یونان به رسمیت شناخته شد، ولی تا سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به دیونوسیای شهر راه نیافت. لذا سرگذشت آن، تا قبل از این تاریخ، تا حدودی بر حدس و گمان استوار است. ارسطو می‌گوید کمدی از نمایش بدیهه سازی‌های سرخوانِ آوازه‌های آئینی فالیک بیرون آمده است. اما از آنجا که تعداد زیادی آئین‌های فالیک وجود داشته، روشن نیست منظور ارسطو کدامیک بوده است.

بعضی از مراسم ما قبل دراماتیک، توسط گروه رقص اجرا می‌شد، که گاه صورتک حیوان بر چهره می‌زدند یا سوار حیوانات می‌شدند و یا حیوانی را به عنوان نمایندهٔ حیوانات دیگر با خود می‌کشیدند. همچنین در آن دوره نمایش‌های همسرایان چاق، سایترها و مردانی بر فراز دیرک‌های بلند وجود داشت. مراسم اغلب شامل یک راهپیمایی به دنبال همسرایانی بود که می‌خواندند و می‌رقصیدند و نمادهای بزرگ و فالیک را بر روی علم‌هایی به اهتزاز در می‌آوردند. این مراسم موجب عکس العمل‌ها و مسخره گی‌هایی در میان شرکت کنندگان و تماشاگران می‌شد. در کمدی‌های اولیه همهٔ این نمایش‌ها عناصر جنبی خود را نیز داشتند. کمدی گذشته از خاستگاه و تاریخ آغاز آن، در بین سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به حد کافی رشد یافته بود تا بتواند شایستگی‌های نمایش در دیونوسیای شهر را داشته باشد. نام تعداد کمی از کمدی نویسانِ نخستین ضبط شده است: کیونیدِس، که ظاهراً برندهٔ اولین مسابقه بوده، ماگنِس که برنده ۱۱ مسابقه بوده است و کمدی‌هایی مثل پرنده‌ها، پشه انجیری و قورباغه‌ها از اوست. اِکفانتیدس که گفته می‌شود کمدی‌های ظریفتری از پیشینیان خود نوشته است. کراتینوس که بیست و یک نمایشنامهٔ کمدی را به او نسبت داده‌اند و به عنوان اولین نویسندهٔ واقعی و در خور توجه در زمینهٔ کمدی شناخته می‌شود. کراتس که سایترهای شخصی را که قبلاً شاخص کمدی بود رها کرد و به مسائل عمومی ترین پرداخت. او پولیس و آرسیتوفان سر کردهٔ همهٔ کمدی نویسان که بذله گوئی‌ها و ابداعاتش در سایتر مورد قبول همه قرار گرفته است.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها یتکا (تن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو رگوس بودند اگرچه تن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله تن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد موختند. در حقیقت نها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از ن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

شرق و غرب در تلاقی هزار ساله بیزانس مرحلهٔ دیگری از تداوم تاریخ روم و اسکندر کبیر و تمدن کلاسیک یونان بود. تئاتر بیزانس سه گونه متمایز داشت: تئاتر سپند، تئاتر مذهبی و تئاتر کلاسیک یا ادیبانه. ارزیابی طبیعت و وسعت تئاتر بیزانس مشکل است، زیرا منابع موجود بسیار اندک است و مورخان بر سر تفسیر همین اندک نیز توافق ندارند. مسلم این است که نمایش‌های تئاتری در سراسر دوران بیزانس رواج داشته‌اند. گفته می‌شود که قسطنطنیه در اصل دو تئاتر از نوع رومن داشته و حداقل یکی از آنها تا اواخر دوران بیزانس برپا بوده است. قلمرو امپراتوری بیزانس شامل بخش اعظم مدیترانهٔ شرقی بود که تئاترهای هلنی و یونای ـ رومی در آن ساخته شده بودند. نمایش‌های تئاتری و سرگرم‌کننده از طریق بیزانس به مدت هزار سال تداوم یافتند و هنگامی که اینگونه نمایش‌ها در روم از رونق افتاده بودند در بیزانس به حیات خود ادامه دادند. تأثیر بیزانس بر اروپای غربی بسیار متحمل است، زیرا روابط تجاری بین بیزانس و روم غربی هیچگاه به کلی قطع نشد. بدون شک در اوایل سدهٔ نهم، هنر بیزانس در معماری کلیساها و پدیده‌های دیگر هنری در غرب تأثیر فراوان داشته است. همچنین جنگ‌های صلیبی که در سدهٔ یازدهم آغاز شد برخورد شرق و غرب را افزایش داد. به رغم وجود شرایط مناسب، هنوز نمی‌توان تأثیر بیزانس بر تئاتر غرب را اثبات کرد اما می‌توان اذعان داشت که بیزانس سنت تئاتری را زنده نگه داشت و بخش‌هایی از هنر آن الهام بخش هنرمندان بعدی گردید. امپراتوری بیزانس سرانجام تسلیم نیروهای مسلمین شد. تحت تعلیمات حضرت محمد (ص) جهان اسلام به سرعت رو به گردش نهاد و در حوالی ۶۲۲ مقبولیت عام یافت. در قلمرو اسلام داستان گویی تقریباً در همه جا و درام‌های فولکور در برخی نقاط، متداول بود. در نقاط دیگر، به ویژه در هند، اندونزی، ترکیه و یونان تئاتر عروسک‌های سایه محبوبیت یافت. اما عروسک‌ها تا حد ممکن از واقع گرایی به دور بودند. این عروسک‌ها اشکالی دو بعدی بودند که از قطعات چرم بریده می‌شدند و با قطعه چوبی که به آن وصل می‌شد هدایت می‌گردیدند. بعدها، تنها سایهٔ این عروسک‌ها که توسط فانوس یا مشعل بر روی پارچهٔ سفیدی منعکس می‌گردید، نمایش داده می‌شد.

در بعضی کشورها تئاتر سایه هنرپیشه‌ای گردید و به کلی از هنر بازیگری زنده جدا گشت. تئاتر سایه ظاهراً حدود سدهٔ چهاردهم میلادی در ترکیه عرضه شد. سپس از سقوط بیزانس، در مناطقی که عصر عظیم تئاترهای کلاسیک، هلنی و یونانی ـ رومی را دیده بود. در این مناطق نمایش‌های عروسکی بر گرد شخصیت «قراگوز» و ماجراهای مضحک او دور می‌زد. سرانجام این نمایش‌ها قراگوز نامیده شدند و این سنت تا زمان ما ادامه یافته است. مسلمانان در بسیاری از نقاط تئاتر را به عنوان هنری بی اهمیت قلمداد کردند. در هزارهٔ اول مسیحی، یکی از توسعه یافته ترین و پرمحتواترین درام‌ها را باید در هند جستجو کرد. تمدن هند به قدمت تمدن مصر باستان و خاورمیانه است، اما دانش ما بر این تمدن با ورود قوم آریاییاز آسیای مرکزی در ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود. در واقع در سده‌های پس از آن است که ترکیب و سیمای زندگی و هنر مردم هند پدیدار می‌گردد. شاید مهمترین تأثیرات بر درام هند، از طریق هندوییسم و ادبیات سانسکویت صورت گرفته باشد. عصر طلایی درام در فرهنگ هندی حدود ۱۲۰ میلادی آغاز می‌شود و تا حدود ۵۰۰ میلادی ادامه می‌یابد. نقطهٔ اوج عصر طلایی سده‌های چهارم و پنجم است که امپراتوری گوپتا در شمال هند مرکز هنر، طب و آموزش قرار می‌گیرد. در آنجا شهرهای زیبا، دانشگاه‌ها و تمدنی عظیم و پر شکوه بنیان نهاده می‌شود. نقطهٔ اوج دیگری نیز در نیمهٔ اول سدهٔ هفتم تحت فرمانروایی شاه هارشا به ظهور می‌رسد. خود هارشا یکی از نمایشنامه نویس‌های مهم محسوب می‌شود.

در دوران حکومت هارشا تأثیر هند بر آسیای جنوب شرقی نیز گسترده شد و موجب توسعهٔ درام در آن نقاط گردید. هندیان به واقع نگاری و ضبط تاریخ توجه چندانی نشان نمی‌دادند، از این رو محققان جدید تاریخ‌های بسیار متفاوتی را برای درام‌های موجود سانسکریت در نظر گرفتهاند. اما آنچه پیش از همه مورد توافق است قدیمیترین قطعاتی است که به حدود ۱۰۰۰ سال پیش تعلق دارند. حدود ۲۵ نمایشنامهٔ سانکسریت به دست ما رسیده است که تاریخ بعضی از آنها حوالی سدهٔ نهم میلادی و در این میان بهترین آنها را به سدهٔ چهارم و پنجم میلادی نسبت می‌دهند. از میان درام نویسان سانسکریت می‌توان این نویسندگان را نام برد: شاه هارشا با نمایشنامه‌های سینه ریو مروارید، شاهزاده خانم گمشده و ناگاندا؛ بهاوا بوتی با نمایشنامه‌های داستان قهرمان بزرگ، آخرین قصهٔ راما و ازدواج دزدیده شده؛ ویشا کاداتا با نمایشنامهٔ انگشتری خاتم راکشاسا. در سال‌هایی که درام هند در حال شکوفایی بود، تئاتر چین تازه داشت شکل می‌گرفت، به ویژه در نواحی پکن که همچون مصر و خاورمیانه از گاهواره‌های تمدن به شمار می‌رود. مدارک ما دربارهٔ سال‌های پیش از ۱۵۰۰ پیش از میلاد، یعین زمان به قدرت رسیدن سلسلهٔ شانگ اندک است. در زندگی چینیان از همان آغاز، رقص، موسیقی و آئین‌های مختلف نقش مهمی داشته است و برخی از فرمانروایان چینی اینگونه فعالیت‌ها را برای هماهنگ کردن کشور خود لازم می‌شمردند و در سدهٔ هشتم پیش از میلاد معابدی وجود داشت که اجرا کنندگانی بدین منظور در اختیار داشتند. مورخان سعی کرده‌اند بین آئین‌های چینی و همسرایان دیتیرامب در یونان شباهت‌هایی بیابند. اولین دورهٔ درخشان هنر و ادبیات چینی، با حکومت سلسلهٔ هان آغاز می‌شود. مجموعه سرگرمی‌های این دوره را «صد نمایش» می‌نامیدند.

در سدهٔ سیزدهم نمایش‌های گوناگون سرگرم‌کننده جزئی از زندگی عادی مردم چین محسوب می‌شد. اما تا مدت‌ها بعد از تسلط مغول‌ها در ۱۲۷۹ بر چین، هیچ درام ادبی در چین به وجود نیامد. تحولات اصلی تئاتر چین بعدها رخ داد. احیای تئاتر در اروپای غربی از اوایل قرون وسطی آغاز شد. پس از سقوط امپراتوری روم، فعالیت‌های سازمان دارِ تئاتری در اروپای غربی متوقف شده بود، زیرا در سدهٔ ششم شرایط مشابهی با دوران ما قبل عظمت تئاتر روم بر صحنه حاکم شد، اما عناصر تئاتری حداقل در چهار شکل مختلف حفظ شدند: بقایای میم رومی، نقالی توتنی، جشنواره‌های عامیانه و آئین‌های شرک آمیز و مراسم مسیحی. تئاتر در اوایل قرون وسطی باید از دل این منابع زاده می‌شد.
ساعت : 10:57 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
مرکز فیلم | next page | next page