سگ سلوکی
سلوکی
تازی، تانجی، تاژی و یا تانژی که در کشورهای غربی با نام‌های دیگری از جمله سلوکی و پرشین گری‌هاوند ( به انگلیسی: Persian Greyhound , Saluki ) نوعی از سگ‌سانان است که در گذشته و حال در مناطق آسیا و خاورمیانه برای شکار بکار می‌رفته‌است. امروز نیز در ایران به شکار با آن می‌پردازند اما در ایران و اغلب کشورهای جهان همچنین به عنوان سگ خانگی یا برای شرکت در مسابقه نگه‌داری می‌شود. تازی سرعت بسیار زیادی دارد و با آن می‌توان حیوانات تیزپا مانند آهو و خرگوش را شکار کرد.اینگونه سگ‌ها تقریباً در تمامی مناطق آب و هوایی ایران و جهان قابلیت زندگی کردن دارند.





نام

این سگ را در برخی از زبان‌ها به نام‌های تازی ایرانی، پرشین گری‌هاوند و سالوکی می‌شناسند. در عربی به آن سلوقی می‌گویند. تازی، تاژی، تانژی، سگ تازی، نام‌هایی است که در فارسی برای این حیوان بکار رفته است و در زبان عربی و انگلیسی سلوقی، سالوقی و سالوکی (تلفظ و ضبط ناشی از آوانگاری نام عربی «سلوقی» در متن‌های اروپایی) گفته می‌شود.

یک تصور این است که «تازی» در فارسی از مصدر «تاختن» و «تازیدن» می‌آید که با ویژگی دوندگی این نوع سگ متناسب است.

ز تازیدن گور و گرد سوار برآمد همی دود از آن مرغزار. (فردوسی)

تازند رخش بدعت و سازند تیر کید اما سفندیار مرا تهمتن نیند. (خاقانی)




تاریخ

در یافته‌های باستان‌شناسانه‌ی شوش، چغا میش و تپه‌سبز در غرب ایران (مزوپوتامیا) سفالینه‌های بسیاری با نقش تازی در حال دویدن و شکار یافت شده است که از جمله می‌توان به این ظرف ۶ تا ۷ هزار ساله در موزه‌ی لوور اشاره کرد. سفالینه‌ی تازی و بزکوهی

در برخی از ظروف سفالین منقوش به نقوشی از سگ‌های تازی در تعقیب حیواناتی از جمله گوزن، آهو و بزکوهی برمی خوریم که با نهایت دقت و به سبکی انتزاعی ترسیم شده است. سفالینه‌های مکشوف از تل باکون در نزدیکی تخت جمشید نمونه‌های منحصربه‌فردی از نقوش تازی را از ۴۲۰۰ تا ۳۸۰۰ سال پیش از میلاد به نمایش گذاشته‌اند. باریکی اندام، دست‌ها و پاهای بلند و کشیده، پوزه باریک و دمی حلقه مانند همه از خصوصیات بارز سگ‌های تازی است که بر این سفال‌ها تصویر شده است.

همچنین می‌توان به سنگ‌نگاری‌های یافت شده در خمین و گلپایگان استان اصفهان اشاره کرد که علی‌رقم نبود تحقیقات دیرینه‌شناسانه‌ی کافی روی آن‌ها و از روی دیگر شواهد و سبک آثار به دوران پیش از کشاورزی ( در ایران از ۱۲ هزار سال پیش کشاورزی صورت می‌گرفته است) نسبت داده می‌شوند. نمونه‌ای از این سنگ‌نگاری‌ها نقش شکارچی سواره به‌همراه پرنده‌ی شکاری بر روی دستش و تازی‌ش بر روی اسب اشاره کرد.ببینیدوببینید

دیگر آثار قدیمی حضور سگ‌های تازی را در منطقه‌ای یافتند که قدیمی‌ترین محل سکونت بشر در دشت بود. در تپه‌های باستانی سیلک، واقع در نزدیکی شهر کاشان، علاوه بر استخوان حیوانات اهلی دوران پیشین، استخوان‌های یک سگ تازی نیز به دست آمد که متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد بود.

علاوه بر ظروف سفالین، نقش تازی‌ها را بر روی مهرها و اثر مهرهای به جا مانده از ایران باستان نیز می‌توان مشاهده کرد.

همچنین در وندیداد اوستا و در فرگرد ۱۰ شاهد قوانینی برای حمایت از سگ‌ها هستیم که در آن نام سگ شکاری نیز عنوان شده است. به‌علاوه در بندهش دیگر کتاب زرتشتیان که در مورد آفرینش و انواع موجودات سخن می‌گوید نامی از سگان شکاری به میان آمده است.

از آثار یافت شده در گورهای فراعنه مصر که متعلق به ۲۱۰۰ سال پیش از میلاداند شواهدی به دست آمد که نشان می‌دهد در آن زمان اجساد سلوکی‌ها را مانند خداوندگارشان مومیایی کرده و به خاک می‌سپردند.

تازی‌ها در میان اعراب نیز دارای اهمیت و ارزش بالایی بوده‌اند. آنان این سگ‌ها را "سلوقی" می‌نامند و همواره در طول زمان قبایل بدوی عرب برای تامین مایحتاج خود وابسته به قدرت خارق العاده سلوکی‌ها بوده‌اند. اگر چه سگ در دین اسلام نجس شمرده می‌شود اما استثناهایی در مورد این نژاد خاص میان اعراب وجود داشت. بنا بر اعتقاد آنان سلوکی هدیه‌ای از جانب خداوند بود. آنان تنها سگانی بودند که اجازه داشتند داخل خیمه شیخ‌های عرب بنشینند. در میان اعراب علاقه و گرامی داشت نسبت به این سگ به حدی بود که آن را «ال حُر» می‌نامیدند که به معنای حیوان آزاده و اصیل است.

علی‌رغم مشکلات اسلام بعد از پیامبر با سگان، در قرآن و سوره‌ی مائده، آیه ۴ آمده است :

یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ.

که در این‌جا مکلبین اشاره به حیواناتی دارد که مانند سگ شکاری برای شکار تعلیم داده شده‌اند. و ترجمه‌ی آن به این صورت است: نقل به مضمون «... از صیدی که حیوانات آموزش‌دیده‌تان (مانند سگ) برای‌تان می‌آورند بخورید.»





شکار با سگ‌های تازی

در اسطوره‌های ایرانی شکار آموختن به سگان از ابداعات هوشنگ پیشدادی است.

در گذشته شاهان و بزرگان به شکار با سگ‌های تازی علاقه داشتند و همیشه در تازی-خانه‌های آن‌ها تعداد زیادی تازی آموزش‌دیده وجود داشت که هر یک دارای خدمه و مسئول خاص خود بودند. سلطان محمود غزنوی تمام سلوکی‌های خود را جل اطلس و زربفت می‌پوشاند و گردن بند جواهرنشان به گردنشان می‌انداخت. در رستم التواریخ نیز آمده است، در دوران صفویه مسئول سگ‌های شکاری را «تازی‌کش باشی» می‌نامیدند و سلوکی خانه‌های آن‌ها پر بود از «سگان شیرگیر پلنگ فرسا و تازی‌های نخجیر گیر آهو ربا.»

از سلوکی‌ها برای شکار انواع حیوانات از قبیل آهو، جبیر، گور و خرگوش استفاده می‌شود.




انواع تازی در ایران

در ایران چند نوع تازی وجود دارد

تازی کردی در غرب و شمال‌غرب دیده می‌شود و معمولن ظریف است و سریع و برای شکار خرگوش و آهو از آن استفاده می‌شود.
تازی شرق ایران که در استان‌های خراسان و سیستان دیده می‌شود شباهت بسیاری به تازی کردی دارد و درشت‌اندام است و با آن گراز و خرگوش و آهو و ... شکار می‌شود.
تازی کوسه در مناطق جنوب‌غربی و همچنین برخی مناطق جنوب شرقی دیده می‌شود و بدن و گوش آن کم‌موتر است.
تازی بلوچی در جنوب استان سیستان و در ملک بلوچستان دیده می‌شود. با بدنی مو دار و با موهایی بسیار بلند که در هم تنیده می‌شوند.

در شمال شرق ایران (برای مثال استان گلستان) نیز از دیرباز تازی وجود داشته و برای شکار به‌کار برده می‌شده است. این تازی با تازی‌های کرد و بعضی مناطق شرق ایران شباهت بسیار دارد.

تازی‌ها امروزه در مناطق روستایی و یا نزد بادیه‌نشین‌های مناطق مرزی ایران نیز وجود دارند که هر منطقه جثه و رنگ ویژه‌ای دارد اما همه‌ی این انواع به عنوان تازی ایرانی و در یک گروه قرار می‌گیرند. کما این‌که به‌جز انواع بسیار پرموی بلوچی بقیه‌ی انواع تقریبن در کلیه‌ی مناطق یاد شده به صورت موردی قابل رویت هستند.




پوشش مو در بدن تازی

گوش و بدن مودار
گوش مودار و بدن کم مو
گوش و بدن با موهای خیلی کوتاه
گوش و بدن با موهای کاملاً بلند







سنت برنارد
توضیحات

سِنت بِرنارد سگی بزرگ جثه، قدرتمند، عضلانی به همراه سری بزرگ و قدرتمند می‌باشد. هر چقدر ارتفاع حیوان بیشتر باشد ارزشمندتر است. پوشش خارجی در دو نوع زبر و سخت، صاف و نرم وجود دارد که هر دو نوع آن به رنگ سفید به همراه لکه‌های قهوه‌ای، قرمز و سیاه می‌باشد. معمولاً صورت و گوشها به رنگ سیاه می‌باشد. موهای زبر و زمخت از طول بیشتری برخوردار است. دارای پاهای بزرگ و پر مو می‌باشد که امکان راه رفتن را بر روی برف و یخ برای او فراهم می‌آورد. حس بویایی قوی دارد و به نظر می‌آید که از حس ششم نسبت به وقوع حوادثی مانند بهمن و طوفان برخوردار می‌باشد.




خلق وخو

بسیار آرام و دوستانه می‌باشد. رفتار کودکان را به خوبی تحمل می‌کند و با آنها کنار می‌آید. سِنت بِرنارد به آرامی راه می‌رود. بسیار باوفا است و علاقه دارد تا صاحبش را خشنود سازد بدلیل داشتن جثه غولپیکر باید او را از سنین پایین اجتماعی کرد. آموزشها را به خوبی فرا می‌گیرد و بهتر است تا زمانی که هنوز جثه آن قابل کنترل می‌باشد مطیع بودن را به او آموخت. معمولاً بعد از خوردن آب و غذا ریزش آب از دهان طبیعی می‌باشد. سِنت بِرنارد همچنین دیدبان خوبی است.





وزن و ارتفاع

وزن در نرها: (50-91) ک.گ، در ماده ها: (50-91) ک.گ

ارتفاع در نرها: (61-70) س.م، در ماده ها: (61-70) س.م




مشکلات سلامتی

غالباً سگ سلامتی است اما بیماریهای قلبی، مشکلات پوستی، مشکل کپل، برگشتگی پلک پایین به درون چشم و معده درد قابل ذکر می‌باشد. از آنجا که سِنت بِرنارد مشکل ورم معده دارد بهتر است در ازای یک وعده غذای بزرگ از دو یا سه وعده غذای کوچک بهره گرفت.




شرایط نگهداری

برای نگهداری در آپارتمان مناسب می‌باشد به شرطی که در طول روز فعالیت بدنی کافی داشته باشد . اصولاً در داخل خانه آرام است و یک حیاط کوچک مکان مناسبی را برایش فراهم می‌کند. می‌تواند در خارج از خانه نگهداری شود اما توجه داشته باشید که سِنت بِرنارد نسبت به اب و هوای گرم، اتاق و ماشین گرم حساسیت دارد. این حیوان به علت جثه ی بزرگ باید در باغ های بزرگ باشد تا خوب رشد کند




فعالیت بدنی

پیاده روی‌های طولانی پیشنهاد می‌شود. نباید توله‌ها را قبل از آنکه استخوان بندیشان بطور کامل شکل بگیرد به ورزش و فعالیت بدنی زیاد، وادار نمود. پیاده روزهای کوتاه و بازی‌های منظم تا سن دو سالگی کافی می‌باشد.




طول عمر

حدود 8-10 سال.




آراستن

هر دو نوع پوشش سِنت بِرنارد برای آراستن آسان می‌باشد. برس کشیدن و شانه زدن منظم و استحمام در مواقع ضروری پیشنهاد می‌شود. بهتر است به جای شامپو از صابون ملایم استفاه شود. چشمها باید مرتباً تمیز شود تا از عفونت آن جلوگیری شود. این نژاد دوبار در سال ریزش موی فصلی دارد.





تاریخچه

سِنت بِرنارد یک نژاد باستانی می‌باشد. اجداد او را احتمالاً Mastiff و Tibetan Mastiff تشکیل می‌دهند که 1000 سال پیش توسط رومی‌ها به آلپ برده شدند. نقش سِنت بِرنارد بعنوان ناجی کوهستان از اواسط قرن 17 آغاز گردید و تا به امروز بیش از 2000 نفر توسط این سگ از مرگ حتمی نجات یافته اند. عملیات نجات سِنت بِرنارد این گونه است که ابتدا برف‌ها را کنار زده و مصدوم را پیدا می‌کند سپس صورت او را می لیسد و در کنارش می خوابد تا گرم شود و در این مدت سگ دیگر جهت آوردن تیم نجات می‌رود. حس بویایی فوق العاده دارد و می‌تواند فرد مصدوم را تا مترها زیر برف ردیابی کند.





سیبرین هاسکی
سیبرین هاسکی (Siberian Husky)

مشخصات

مشخصات ظاهری

هاسکی سگی قدرتمند و کاری می‌باشد. در همه رنگها از سیاه یکدست تا سفید یافت می‌شود. معمولاً بصورت دو رنگ سیاه وسفید، طوسی و سفید، قرمز و سفید و نارنجی و سفید یافت می‌شود. رنگ نارنجی و سفید هستند و البته گاهی مالاموت ها آلاسکایی ها با این نژاد ترکیب میشوند و یا که مالامونت ها به رنگ های نارنجی معروفیت بیشتری داردن نمونه چشم آبی آن از اصالت بیشتری و استاندارد بیشتری و قیمت بیشتری برخوردار است البته آبی روشن و تیره هم دارد که یک بحث حرفه ای است. و آلاسکایین هاسکی نیز همان سیبریایی هست که به آلاسکا انتقال داده شده و در آنجا پرورش داده شده و با اختلاف کمی از نمونه اصلی میباشد که اختلافات این دو در اندازه, خطوطت صورت و خصوصیات رفتاری میباشد. که آلاسکایی ها فاقد خطوط اند و بیشتر سگ گله و سورتمه کش هستند و بیشتر به رنگ خاکستری و سفید یافت میشوند و رنگ چشم بیشتر آنها رنگ های تیره می باشد. در اکثر سگها صورت و زیر بدن سفید می‌باشد. گوشها حالت برافراشته و نوک تیز دارند و همانند سایر نژادهای سگ در سیبری دارای چشمان آبی رنگ می‌باشند. چشمها گاهی اوقات نیز دو رنگ است (آبی - قهوه‌ای). در بین پنجه‌ها دارای مو می‌باشد که این امر راه رفتن حیوان را بر روی برف و یخ آسان می‌سازد. لایه زیرین موها زبر و ضخیم و لایه بیرونی صاف و نرم می‌باشد. هاسکی قادر است تا در دمای ۶۰- درجه به راحتی زندگی کند.





خلق و خو

سگی آرام و بازیگوش می‌باشد. مشتاق و گاهی اوقات لجباز. به اعضای خانواده‌ای که در آن بزرگ می‌شود بسیار علاقه‌مند است. باهوش، اجتماعی و با محبت می‌باشد. اگرچه انرژی زیادی خصوصاً در تولگی دارد اما سگ سر براه و مطیعی می‌باشد. رابطه خوبی با کودکان دارد. بسیار کم واق واق می‌کند بنابراین دیدبان خوبی نمی‌باشد. استعداد خوبی در آموختن دارد اما این کار را باید با صبر و حوصله انجام داد چراکه هاسکی می‌تواند گاهی اوقات لجباز شود. اگر بیکار بماند خیلی زود حوصله اش سر می‌رود. از تنهایی بیزار است بنابراین اگر ساعات زیادی را بیرون از خانه سپری می‌کنید حتماً یک جفت و هم بازی برای سگ خود پیدا کنید. به غذای کمتری نسبت به آنچه به نظرمی رسد نیاز دارد. اگر از سنین پایین اجتماعی شود با سایر حیوانات مشکلی ندارد سگی واقعاً بازیگوش که با زور میتوان ان را اموزش داد.




وزن، ارتفاع

وزن در نرها: (۲۰-۲۷) کیلوگرم، در ماده‌ها: (۱۶-۲۲) کیلوگرم ارتفاع در نرها: (۵۳-۶۰) سانتی‌متر، در ماده‌ها: (۵۱-۵۶) سانتی‌متر




طول عمر

حدود ۱۲- ۱۵ سال





مشکلات سلامتی

اصولاً سگ سلامتی است. مشکلات کپل، بیماری‌های چشمی همانند آب مروارید و ورم پوستی ناشی از کمبود روی قابل ذکر می‌باشد.




شرایط نگهداری

شب ها باید با پوشک مای داگ بخوابد




فعالیت بدنی

به فعالیت بدنی زیادی نیاز دارد اما نباید او را در هوای گرم به انجام ورزشهای سخت وادار نمود. یک حیاط بزرگ با نرده یا دیوارهای بلند پیشنهاد می‌شود. توجه کنید تا نرده‌ها از زیر نیز بلند و محکم باشند چراکه هاسکی علاقه زیادی به کندن زمین دارد.





آراستن

به جز در فصول ریزش مو به آراستن زیادی نیاز ندارد (دوبار در سال ریزش مو دارد). برس کشیدن با شانه آهنی پیشنهاد می‌شود. ‎






شیتزو
تاریخچه

مدارک و نقاشی‌های بدست آمده از قرن ۱۶ میلادی سگهای کوچکی را نشان می‌دهند که شبیه به شیر می‌باشند. در قرن ۱۷ این نژاد از موطن خود یعنی تبت به پِکینگ برده و در آنجا پرورش یافت. اجداد او را نژادهای لهاسا آپسو و پیکینیز تشکیل می‌دهند. بعدها شیتزو سگ محبوب امپراطور چین گردید و تا سالیان زیادی چینی‌ها از فروش و یا هدیه آنها به غرب خودداری می‌کردند اولین جفت از آن در سال ۱۹۳۰ به انگلستان وارد شد و در سال ۱۹۴۶ به ثبت رسید.





مشخصات

شیتزو باوقار، پر جنب و جوش، هشدار، شاد، شیرین و اهل تفریح ​​و بازی است. او بسیار مهربان و و علاقه دارد روی پاهای شما بنشیند و به او محبت کنید. او با غریبه‌ها دوست و خوش مشرب است. او یکی از محبوب ترین سگ در ایالات متحده است.





آموزش

شیتزواز سخت ترین نژادهای سگ برای آموزش است. او دستورات جدید را از تمام نژادهای دیگر کندتر می‌آموزد. شما باید به دقت و صبر بیشتری در هنگام آموزش او خرج کنید.





ریزش مو

ریزش موی شیتزو بسیار کم است و شما هیچوقت در خانه موهای اورا پیدا نخواهید کرد.





طول عمر

شیتزو حدود ۱۵ سال یا بیشتر عمر می‌کند.





شیهواهوا

چی‌ و‌ا و‌ا (به اسپانیایی: Chihuahueño) کوچکترین نژاد سگ است که به نام ایالت چی‌ و‌ا و‌ا در مکزیک نام‌گذاری شده‌است. خاستگاه اصلی این نژاد از سگ، کشور مکزیک ‌می‌باشد.





مشخصات ظاهری

ارتفاع متغیر، بیش از نژادهای دیگر می‌باشد.

به طور کلی محدوده ارتفاع بین شش و ده اینچ است. با این حال برخی از سگ‌های قد بلند تا ۱۲ تا ۱۵ اینچ رشد می‌کنند.

وزن آنها بین ۱٫۵ و ۳٫۰ کیلوگرم (۳٫۳ - ۶٫۶ پوند) است.





فاکس تریر

فاکس تریر (به انگلیسی: FOX TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است. منشا این سگ کشور انگلستان و همجوار آن می باشد. دو گونه اصلی این نژاد عبارتند از : فاکس تریر موصاف و فاکس تریر موسیمی.





فاکس تریر موصاف

این نژاد مخصوص شکار روباه است اما به ندرت به دنبال روباهی که در داخل زمین لانه ساخته می رود. این سگ همدم مناسبی می‌باشد و مهارت خاصی در گرفتن موش دارد. نژاد موصاف نسبت به نژاد موسیمی آرامتر بوده، کمتر تحریک پذیر میباشد. علاوه بر این شانه کردن نژاد مو صاف آسانتر بوده، سگ خانگی خوبی است. با بچه‌ها هم رفتار خوبی دارد. از نظر ویژگی‌های ظاهری، سگ کوچکی است که حالت چند ضلعی دارد. دم آن را باید تا نیمه کوتاه کرد. از لحاظ رنگ، سفیدی غالب است که در آن لکه‌های خرمایی یا سیاه هم دیده می شود. رنگ زیاد اهمیت ندارد زیرا ممکن است لکه‌های گندمگون، قرمز یا نقرهای هم دیده شود. ارتفاع آن‌ها بین ۳۵ تا ۴۰ سانتی متر می باشد. این سگ‌ها عاشق شکار می باشند به طوری که اگر شکاری پیدا نشود، به طریقی دیگر دندان هایشان را به کار می اندازند لذا باید مراقب عابرین پیاده باشید.





فاکس تریر موسیمی یا مو مجعد
پر تحرک، سرزنده و بازیگوش می باشند و اشتیاق و علاقه خاصی به شکار دارند. از این سگ‌ها برای تعقیب و شکار حیواناتی که در زیر زمین لانه می سازند استفاده می شود.از خصوصیات این سگ فعالیت فوق العاده و خستگی ناپذیر آنهاست. نگهداری این سگ‌ها آسان است اما به تمرین و فعالیت زیادی نیاز دارند. گونه موسیمی، سگ خانگی مناسبی می باشد. از نظر ویژگی‌های ظاهری، دارای جثه ای کوچک و نسبتاً چند ضلعی با گوش‌های کوچک تیز است که به طرف جلو خم می‌شود دم آن را باید تا نیمه کوتاه کرد. از لحاظ رنگ، سفیدی در آن غالب است و لکه‌های سیاه یا خرمایی در آن دیده می شود. رنگ آن خیلی اهمیت ندارد ولی رنگ‌های گنمگون، قرمز، نقرهای آن چندان خوشایند نیست. سگ‌های نر ۳۸٫۵ سانتی متر ارتفاع و ۸٫۵ کیلوگرم مزن و سگ‌های ماده ۳۶ سانتی متر ارتفاع و ۷ کیلوگرم وزن دارند.





کانگال
کانگال(به انگلیسی: Kangal) یک سگ اصیل ترک است که بیشتر به عنوان سگ گله یا نگهبان مورد استفاده قرار می‌گیرد از جثه بزرگ و استخوان بندی قوی برخوردار است و بشدت نترس و شجاع می‌باشد. این سگ از نژاد اصیل است و یک کانگال اصیل به راحتی از کانگال دورگه قابل شناسایی است.






خصوصیات ظاهری

از خصوصیات ظاهری آن می‌توان به بدن تراشیده و خشک، پوزه و سر بزرگ و به رنگ مشکی و گوشهای افتاده اشاره کرد همچنین این نژاد در رنگ‌های سفید، شیری و خاکستری بعضاً با رگه‌های سیاه موجود می‌باشد.

ظاهر این سگ به سگ سراب و سگ افغانی شباهت‌هایی دارد که این به دلیل موقعیت نزدیک جغرافیایی این سه نژاد می‌باشد. قد و اندازه کانگال از ۷۷ تا ۸۶ سانتیمتر و وزنش از ۵۰ تا ۶۶ کیلوگرم متغیر است. واز لحاظ یادگیری در حد ژرمن شپرد باهوش است. از خصوصیات بارز آن می‌توان به اعتماد به نفس بالا در برخورد با سگسانان دیگر اشاره کرد. با اینکه کانگال یک ماستیف است اما در مقایسه با بعضی ماستیف‌ها وزن سبک تری دارد و به رغم وزن کمتر از چالاکی بیشتری برخوردار است. در این سگ اضافه وزن دیده نمی‌شود. برای بهره وری کامل از خصوصیت‌ها، این نژاد نیازمند تربیت صحیح واصولی می‌باشد. از کانگال به عنوان نگهبان و سگ گله استفاده می‌شود و نمی‌توان آن را در محیط آپارتمانی نگهداری کرد. کانگال خصوصیت حمله به هر تهدیدی را دارد لزا نباید قلاده آنرا در محیط‌های پر رفت‌وآمد باز گذاشت.





کوتون دو تولیر
کوتون دو تولیر سگی کوچک با رنگ معمولا سفید که بسیار شبیه مالتیزها می باشد. بسیار مهربان، احساساتی و علاقه مند به صاحب (یا صاحبان) و منزل بوده و با کودکان بسیار با احتیاط رفتار میکند. وزن آن معمولا در حدود 4 الی 6 کیلوگرم و قد آن در حدود 30 سانتی متر می باشد. جنس موها بسیار لطیف مشابه پنبه میباشد.




کیرن تریر

کِیرن تریر (به انگلیسی: CAIRN TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است. این سگ سرزنده و با وفا است و می تواند در تمام شرایط آب و هوایی به عنوان سگ خانگی مورد بهره برداری قرار گیرد. این سگ‌ها کاوش و جستجو در محیط اطرافشان را دوست دارند. این سگ‌ها خیلی هوشیار و باهوش هستند و در گرفتن موش مهارت خاصی دارند. هرگز مو و دم این سگ‌ها را کوتاه نباید کرد. از نظر ویژگی‌های ظاهری شبیه روباه بوده، کوچک هستند و دارای گوش‌های تیزی می باشند. موی آن‌ها زبر است و پاهای آن‌ها کوتاه و دم آن‌ها نیز متوسط می باشد. به رنگ‌های قرمز، شنی، خاکستری، گندمگون یا متمایل به سیاه دیده می شوند. نقاط تیره در گوش و پوزه متداول است.
در اسکاتلند تپه‌های کوچکی از سنگ به نام توده سنگ ساخته می‌شد. اما حیواناتی بودند که این توده سنگ‌ها را غارت می‌کردند و توله شکاری توده سنگی (به انگلیسی: Cairn Terrier) که شبیه توده سنگ ثابت در یکجا می‌ماند برای به دام انداختن این حیوانات به کار گرفته می‌شد و همینطور از این سگ‌ها برای مشخص کردن مرزسرحد و حتی یافتن قبور کمک گرفته می‌شد.
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 6:14 am
تئاتر
تئاتر یا نمایش شاخه‌ای از هنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان‌ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد مانند اپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی و پانتومیم.
نام
تئاتر واژه‌ای است یونانی در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» می‌گویند. دراصل تعریف دقیق تئاتر یعنی بیان مشکلات مردم ومسائل اجتماعی، سیاسی وفرهنگی یک جامعه به زبان تئاترومهمترین فنی که باید درتئاتراستفاده شودفن بیان می‌باشد. وتاریخچه رشته پرطرفدارتئاترمربوط به یونان باستان ورم درقبل ازمیلادمسیح می‌باشد.





زیرشاخه‌های تئاتر

نمایش

پانتومیم (بی کلام)

نمایش روحوضی،

تعزیه خوانی

نقالی

نمایش عروسکی

تئاترخیابانی

نمایش:این کارتوسط یک یاچندبازیگردریک محیط بازبه نام((سن)) انجام می گیردکه این کارتوسط کارگردان هدایت می‌شود.

پانتومیم (بی کلام):نمایشی است که فقط توسط یک بازیگرانجام میگیردودرآن ازهیچ کلامی استفاده نمی‌شود.

نمایش روحوضی:به نمایشی گفته میشودکه تماشگرانی روی یک حوض که با الوار پوشانده شده و رویش را فرش کرده اند بازی می شود و داستان نمایش رااجرامی کنند. این نوع نمایش درزمان‌های قدیم انجام می‌شد.

تعزیه خوانی: به نمایشی گفته می شودکه درآن بیشترمصائب کربلاوحوادث عاشورا رابه تصویرمی کشد. و بازیگران در دو گروه اولیا(نقش مثبت) و اشقیا(نقش منفی) ایفای نقش می کنند.

پرده خوانی:به نمایشی گفته می شودکه تصاویری را که بر روی پرده نقاشی شده است ،یک راوی طبق این پرده به نقل کردن نمایش می‌پردازد. استفاده این نوع نمایش بیشتردر زمانهای قدیم استفاده می شدوبه نمایش قهوه خانه‌ای معروف است.
نمایش عروسکی: نمایش عروسکی به نمایشی گفته می شودکه درآن ازعروسک استفاده می شودوبازیگران صحنه عروسکها می باشندوبه افرادی که این عروسکهارابه حرکت درمی آورند، " عروسک گردان" گفته می شودواین نمایش هم دارای کاردگردان است.


پیشینه

تئاتر یکی ازهنرهای هفتگانه است. کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده‌اند می‌گویند سر چشمه آن از آیین هاست. آیین به مراسم مذهبی و اجتماعی می‌گویند. مثل مراسم عروسی یا مراسم سینه زنی در ماه محرم در ایران و مراسم رقص‌های مخصوص در کشورهای دیگر انسان همیشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و میل اوست تسلط داشته باشد و این ویژه گی اصلی تئاتر است. تئاتر در مقایسه با هنرهای دیگر امکانات زیادی دارد برای اینکه از هنرهای دیگر مثل نقاشی، ادبیات، معماری، موسیقی و … در آن استفاده می‌شود کلمه تئاتر (theater) در اصل از کلمه تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تیه ((thea تماشاگران و یا محله تماشا است.

درزمان‌های قدیم، تماشاگرن در سرازیری تپه‌ها می‌نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشریفات مخصوص در پایین همان تپه یا کناره معبد که محل عبادت بوده، تماشا می‌کردند. موسیقی، رقص، گفتار، صورتک، لباس، اجراکنندگان، تماشگر و صحنه در اجرای آیین آرایش توسط رنگ، خاکستر یا جوهر که سطح بدن را می‌پوشاند برای کامل کردن صورتک و لباس بکار می‌رود آنطور که گریم در تئاتر این کار را انجام می‌دهد.

بازیگران آیین باید بسیار ماهر و با انضباط باشند مثل بازیگران تئاتر برای اجرای آیین یکی پیشکسوتان یا سالمندان آشنا به آیین تمرین سختی را برای ادارهٔ اجرای خوب آیین بکار می‌گیرد که کاملاً با کارگردانی تئاتر قابل مقایسه است. با اینکه سرچشمه آیینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ بوجود آمدن تئاتر است اما جستجوگرانی هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است. آنها می‌گویند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها جزو بزرگترین خصوصیات انسان است.

برخی می‌گویند تئاتر از رقص و حرکات ضربی و ژیمناستیک و یا تقلید حرکات و صدای حیوانات آغاز شده است. اما نه خصوصیت داستانسرائی انسان و نه علاقهٔ او به تقلید، هیچکدام نمی‌تواند او را بسوی آفریدن هنر تئاتر راهنمائی کرده باشد، چرا که اسطوره‌ها و داستانها هم در اطراف آیین‌ها بوجود آمده‌اند و تقلید از حیواناتی که اندیشه و عقل ندارند هم نمی‌توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا که آیین‌ها از اندیشه و اعتقادات و میزان شناخت انسان شکل گرفته است است.

خاستگاه‌های تئاتر عناصر تئاتری و دراماتیک را در هر جامعهٔ انسانی می‌توان سراغ کرد، صرف نظر از آنکه این جوامع پیشرفته و پیچیده باشند یا نباشند. این عناصر در رقص‌ها و مراسم مردم ابتدایی همان قدر بارزند که در مبارزات سیاسی، راهپیماها، مسابقات ورزشی، مراسم مذهبی و حتی در بازی‌های کودکان ما پیداست. غالب شرکت کنندگان در این گونه فعالیت‌ها خود گمان نمی‌کنند در فعالیتی تئاتری حضور دارند، با آنکه در آنها تماشاگر، دیالوگ و برخورد عقاید به کار گرفته می‌شود. باید متذکر شد که میان تئاتر به عنوان یک شکل هنری و بهره‌برداری ضمنی از عناصر تئاتری در فعالیت‌های دیگر معمولاً تمایزی قایل می‌شوند.

علاقه به درک خاستگاه تئاتر از اواخر سدهٔ نوزدهم سرعتی تصاعدی گرفت، زیرا در آن زمان مردم شناسان اشتیاق زیادی به یافتن پاسخ مسأله از خود نشان می‌دادند. از آن هنگام تا به امروز، نظر مردم شناسی حداقل سه مرحله را پشت سر نهاده است. در مرحلهٔ اول که از ۱۸۷۵ تا ۱۹۱۵ به طول انجامید، مردم شناسان به رهبری سر جیمز فریزر ادعا کردند که همهٔ فرهنگ‌ها از یک الگوی تکاملی پیروی می‌کنند. در نتیجه جوامع ابتدایی موجود در عصر حاضر، می‌توانند منابع مستندی درباره تئاتر هزاران سال پیش در دسترس ما بگذارند.

مرحلهٔ دوم پیشرفت مردم شناسی از سال ۱۹۱۵ آغاز می‌شود و مکتب دیگری به رهبری برانیسلاو مالینوفسکی، روش استقرایی مکتب فریزر را رد می‌کند، و به جای آن رهیافتی استنتاجی را پیشنهاد می‌کند. مکتب جدید مطالعهٔ خود را در محل مورد بررسی، و در عمق آن آغاز کرده و سؤال را اساساً به گونهٔ دیگری طرح می‌کند: کارکرد روزانهٔ جوامع معین چگونه است؟ این مکتب را غالباً مکتب «کارکرد گرایی» می‌نامند. بعد از جنگ جهانی دوم مرحلهٔ سومی هم توسط مردم شناسان بنا نهاده شده که مکتب «ساختگرایی» نامیده می‌شود. بانی این مکتب کلود لِوی استروس نام دارد. لِوی استروس همچون پیروان مکتب کارکرد گرایی، داروینیسم فرهنگی را رد می‌کند و معتقد است که هر جامعه‌ای خط فرهنگی خاصهٔ خود را به وجود می‌آورد. لِوی استروس نیز مانند فریزر به الگویی جهانی معتقد است، هرچند الگوی او با الگوی فریزر تفاوت دارد. آنچه برای لِوی استروس بیشترین اهمیت را دارد آن است که بداند مغز چگونه عمل می‌کند و پاسخ آن را در تحلیل اسطوره جستجو می‌کند.

امروزه اکثریت منتقدان و مورخان توافق دارند که آئین تنها یکی از خاستگاه‌های تئاتر است و نه لزوماً تنها خاستگاه آن. از طرف دیگر، غالب محققان این نظر را که تئاتر در همهٔ جوامع از الگوی تکاملی واحدی پیروی کرده است و رد می‌کنند. به علاوه امروزه هیچ مردم شناسی جوامع ابتدایی را فرو دستانه برآورد نمی‌کند. آنها دریافته‌اند که اگرچه جوامع پیشرفته از دانش تخصصی و فنون بهره‌مندی بیشتری دارند، اما در مقابل، غالباً از نظر همبستگی و یکپارچگی ویژه‌ای که در جوامع کمتر پیشرفته وجود دارد، دچار کمبود قابل توجهی هستند با آنکه منشأ آئینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ خاستگاه تئاتر است، اما هرگز تنها نظریهٔ مورد قبول عام محسوب نمی‌شود.

هستند محققانی که معتقدند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است؛ آنها اظهار می‌دارند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها عمده ترین خصیصهٔ انسان است، همچنین آنها الگویی را پیشنهاد می‌کنند که در آن الگو تئاتر از افسانه سرایی نشأت می‌گیرد. افسانه‌ها ابتدا دربارهٔ شکار، جنگ یا فتوحات دیگرند و به تدریج آب و تاب بیشتری می‌یابند. مطالعات اخیر از نقاشی‌های به دست آمده از عصر یخبندان حاکی از آن است که انسان از ۳۰۰۰۰ سال پیش مراسم آئینی اجرا می کرده است و از هزاره‌های بعد از این تاریخ، یعنی ۲۰۰۰۰ سال پیش، در یکی از غارهای فرانسه و اسپانیا یک نقاشی به دست آمده که نشان دهندهٔ مراسمی است مربوط به شکار اما نظر ما دربارهٔ این نقاشی‌های اولیه هنوز محقق نیست. وقتی به دوره‌های نزدیک تر می‌رسیم و می‌بینیم انسان آغاز به گسترش مهارت‌ها و عاداتی کرده است که راه به تمدن می‌برند، تصاویر برای ما گویاتر می‌گردند: تصاویری همچون اهلی کردن حیوانات، کشت گندم، اختراع سفالگری و ترک زندگی کوچنشینی یعنی هنگامی که شکارچیان و تهیه کنندگان غذا در مکانی مستقر می‌شوند و به کشاورزی و دامداری خو می‌کنند.


تئاتر و درام در یونان باستان

هنگامی که تمدن‌های خاور نزدیک و مصر شکوفا می‌شدند، دیگران در همسایگی آنان تازه قدم در راه تحول می‌نهادند. مهمترین این تمدن‌های نوپا، از نظر بررسی ما، «تمدن اژه‌ای» است که پیشاهنگ تمدن یونانی بود. «فرهنگ مینوسی» که از سال ۲۵۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد در جزیرهٔ کِرت شکفته بود، در اثر زمین لرزه یا آتش‌سوزی فاجعه آمیزی ویران شد، و اطلاع کمی از چگونگی آن در دست است. پس از آن، تمدن میسنی توسط مهاجمان شمالی نابود شد، و عصر تاریک از ۱۱۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد آغاز گردید. این تمدن باستانی اژه‌ای تأثیر مستقیم زیادی در تحول تئاتر نداشت، اما تئاتر غیر مستقیم آن فوقالعاده زیاد بود، زیرا خدایان، قهرمانان و تاریخ همین مردم بود که مواد اولیهٔ ایلیاد و ادیسهٔ هومر و اکثر درامهای یونانی را فراهم آورد. از این رو این تمدن‌ها به جهات مختلف زیربنای ادبیات غرب به شمار می‌آیند.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها آیتکا (آتن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو آرگوس بودند اگرچه آتن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله آتن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد آموختند. در حقیقت آنها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از آن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

اسناد مربوط به تئاتر در این دوران هنوز کم است. ارتباط بین تئاتر و ایالت ـ شهر از سال ۵۳۴ پیش از میلاد آغاز شد و آن زمانی بود که دولت آتن مسابقه‌ای برای انتخاب بهترین تراژدی اجرا شده در دیونوسیای شهر، که جشنوارهٔ مذهبی مهمی بود، گنجانید. کمدی آخرین شکل دراماتیک بود که از طرف حکومت یونان به رسمیت شناخته شد، ولی تا سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به دیونوسیای شهر راه نیافت. لذا سرگذشت آن، تا قبل از این تاریخ، تا حدودی بر حدس و گمان استوار است. ارسطو می‌گوید کمدی از نمایش بدیهه سازی‌های سرخوانِ آوازه‌های آئینی فالیک بیرون آمده است. اما از آنجا که تعداد زیادی آئین‌های فالیک وجود داشته، روشن نیست منظور ارسطو کدامیک بوده است.

بعضی از مراسم ما قبل دراماتیک، توسط گروه رقص اجرا می‌شد، که گاه صورتک حیوان بر چهره می‌زدند یا سوار حیوانات می‌شدند و یا حیوانی را به عنوان نمایندهٔ حیوانات دیگر با خود می‌کشیدند. همچنین در آن دوره نمایش‌های همسرایان چاق، سایترها و مردانی بر فراز دیرک‌های بلند وجود داشت. مراسم اغلب شامل یک راهپیمایی به دنبال همسرایانی بود که می‌خواندند و می‌رقصیدند و نمادهای بزرگ و فالیک را بر روی علم‌هایی به اهتزاز در می‌آوردند. این مراسم موجب عکس العمل‌ها و مسخره گی‌هایی در میان شرکت کنندگان و تماشاگران می‌شد. در کمدی‌های اولیه همهٔ این نمایش‌ها عناصر جنبی خود را نیز داشتند. کمدی گذشته از خاستگاه و تاریخ آغاز آن، در بین سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به حد کافی رشد یافته بود تا بتواند شایستگی‌های نمایش در دیونوسیای شهر را داشته باشد. نام تعداد کمی از کمدی نویسانِ نخستین ضبط شده است: کیونیدِس، که ظاهراً برندهٔ اولین مسابقه بوده، ماگنِس که برنده ۱۱ مسابقه بوده است و کمدی‌هایی مثل پرنده‌ها، پشه انجیری و قورباغه‌ها از اوست. اِکفانتیدس که گفته می‌شود کمدی‌های ظریفتری از پیشینیان خود نوشته است. کراتینوس که بیست و یک نمایشنامهٔ کمدی را به او نسبت داده‌اند و به عنوان اولین نویسندهٔ واقعی و در خور توجه در زمینهٔ کمدی شناخته می‌شود. کراتس که سایترهای شخصی را که قبلاً شاخص کمدی بود رها کرد و به مسائل عمومی ترین پرداخت. او پولیس و آرسیتوفان سر کردهٔ همهٔ کمدی نویسان که بذله گوئی‌ها و ابداعاتش در سایتر مورد قبول همه قرار گرفته است.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها یتکا (تن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو رگوس بودند اگرچه تن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله تن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد موختند. در حقیقت نها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از ن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

شرق و غرب در تلاقی هزار ساله بیزانس مرحلهٔ دیگری از تداوم تاریخ روم و اسکندر کبیر و تمدن کلاسیک یونان بود. تئاتر بیزانس سه گونه متمایز داشت: تئاتر سپند، تئاتر مذهبی و تئاتر کلاسیک یا ادیبانه. ارزیابی طبیعت و وسعت تئاتر بیزانس مشکل است، زیرا منابع موجود بسیار اندک است و مورخان بر سر تفسیر همین اندک نیز توافق ندارند. مسلم این است که نمایش‌های تئاتری در سراسر دوران بیزانس رواج داشته‌اند. گفته می‌شود که قسطنطنیه در اصل دو تئاتر از نوع رومن داشته و حداقل یکی از آنها تا اواخر دوران بیزانس برپا بوده است. قلمرو امپراتوری بیزانس شامل بخش اعظم مدیترانهٔ شرقی بود که تئاترهای هلنی و یونای ـ رومی در آن ساخته شده بودند. نمایش‌های تئاتری و سرگرم‌کننده از طریق بیزانس به مدت هزار سال تداوم یافتند و هنگامی که اینگونه نمایش‌ها در روم از رونق افتاده بودند در بیزانس به حیات خود ادامه دادند. تأثیر بیزانس بر اروپای غربی بسیار متحمل است، زیرا روابط تجاری بین بیزانس و روم غربی هیچگاه به کلی قطع نشد. بدون شک در اوایل سدهٔ نهم، هنر بیزانس در معماری کلیساها و پدیده‌های دیگر هنری در غرب تأثیر فراوان داشته است. همچنین جنگ‌های صلیبی که در سدهٔ یازدهم آغاز شد برخورد شرق و غرب را افزایش داد. به رغم وجود شرایط مناسب، هنوز نمی‌توان تأثیر بیزانس بر تئاتر غرب را اثبات کرد اما می‌توان اذعان داشت که بیزانس سنت تئاتری را زنده نگه داشت و بخش‌هایی از هنر آن الهام بخش هنرمندان بعدی گردید. امپراتوری بیزانس سرانجام تسلیم نیروهای مسلمین شد. تحت تعلیمات حضرت محمد (ص) جهان اسلام به سرعت رو به گردش نهاد و در حوالی ۶۲۲ مقبولیت عام یافت. در قلمرو اسلام داستان گویی تقریباً در همه جا و درام‌های فولکور در برخی نقاط، متداول بود. در نقاط دیگر، به ویژه در هند، اندونزی، ترکیه و یونان تئاتر عروسک‌های سایه محبوبیت یافت. اما عروسک‌ها تا حد ممکن از واقع گرایی به دور بودند. این عروسک‌ها اشکالی دو بعدی بودند که از قطعات چرم بریده می‌شدند و با قطعه چوبی که به آن وصل می‌شد هدایت می‌گردیدند. بعدها، تنها سایهٔ این عروسک‌ها که توسط فانوس یا مشعل بر روی پارچهٔ سفیدی منعکس می‌گردید، نمایش داده می‌شد.

در بعضی کشورها تئاتر سایه هنرپیشه‌ای گردید و به کلی از هنر بازیگری زنده جدا گشت. تئاتر سایه ظاهراً حدود سدهٔ چهاردهم میلادی در ترکیه عرضه شد. سپس از سقوط بیزانس، در مناطقی که عصر عظیم تئاترهای کلاسیک، هلنی و یونانی ـ رومی را دیده بود. در این مناطق نمایش‌های عروسکی بر گرد شخصیت «قراگوز» و ماجراهای مضحک او دور می‌زد. سرانجام این نمایش‌ها قراگوز نامیده شدند و این سنت تا زمان ما ادامه یافته است. مسلمانان در بسیاری از نقاط تئاتر را به عنوان هنری بی اهمیت قلمداد کردند. در هزارهٔ اول مسیحی، یکی از توسعه یافته ترین و پرمحتواترین درام‌ها را باید در هند جستجو کرد. تمدن هند به قدمت تمدن مصر باستان و خاورمیانه است، اما دانش ما بر این تمدن با ورود قوم آریاییاز آسیای مرکزی در ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود. در واقع در سده‌های پس از آن است که ترکیب و سیمای زندگی و هنر مردم هند پدیدار می‌گردد. شاید مهمترین تأثیرات بر درام هند، از طریق هندوییسم و ادبیات سانسکویت صورت گرفته باشد. عصر طلایی درام در فرهنگ هندی حدود ۱۲۰ میلادی آغاز می‌شود و تا حدود ۵۰۰ میلادی ادامه می‌یابد. نقطهٔ اوج عصر طلایی سده‌های چهارم و پنجم است که امپراتوری گوپتا در شمال هند مرکز هنر، طب و آموزش قرار می‌گیرد. در آنجا شهرهای زیبا، دانشگاه‌ها و تمدنی عظیم و پر شکوه بنیان نهاده می‌شود. نقطهٔ اوج دیگری نیز در نیمهٔ اول سدهٔ هفتم تحت فرمانروایی شاه هارشا به ظهور می‌رسد. خود هارشا یکی از نمایشنامه نویس‌های مهم محسوب می‌شود.

در دوران حکومت هارشا تأثیر هند بر آسیای جنوب شرقی نیز گسترده شد و موجب توسعهٔ درام در آن نقاط گردید. هندیان به واقع نگاری و ضبط تاریخ توجه چندانی نشان نمی‌دادند، از این رو محققان جدید تاریخ‌های بسیار متفاوتی را برای درام‌های موجود سانسکریت در نظر گرفتهاند. اما آنچه پیش از همه مورد توافق است قدیمیترین قطعاتی است که به حدود ۱۰۰۰ سال پیش تعلق دارند. حدود ۲۵ نمایشنامهٔ سانکسریت به دست ما رسیده است که تاریخ بعضی از آنها حوالی سدهٔ نهم میلادی و در این میان بهترین آنها را به سدهٔ چهارم و پنجم میلادی نسبت می‌دهند. از میان درام نویسان سانسکریت می‌توان این نویسندگان را نام برد: شاه هارشا با نمایشنامه‌های سینه ریو مروارید، شاهزاده خانم گمشده و ناگاندا؛ بهاوا بوتی با نمایشنامه‌های داستان قهرمان بزرگ، آخرین قصهٔ راما و ازدواج دزدیده شده؛ ویشا کاداتا با نمایشنامهٔ انگشتری خاتم راکشاسا. در سال‌هایی که درام هند در حال شکوفایی بود، تئاتر چین تازه داشت شکل می‌گرفت، به ویژه در نواحی پکن که همچون مصر و خاورمیانه از گاهواره‌های تمدن به شمار می‌رود. مدارک ما دربارهٔ سال‌های پیش از ۱۵۰۰ پیش از میلاد، یعین زمان به قدرت رسیدن سلسلهٔ شانگ اندک است. در زندگی چینیان از همان آغاز، رقص، موسیقی و آئین‌های مختلف نقش مهمی داشته است و برخی از فرمانروایان چینی اینگونه فعالیت‌ها را برای هماهنگ کردن کشور خود لازم می‌شمردند و در سدهٔ هشتم پیش از میلاد معابدی وجود داشت که اجرا کنندگانی بدین منظور در اختیار داشتند. مورخان سعی کرده‌اند بین آئین‌های چینی و همسرایان دیتیرامب در یونان شباهت‌هایی بیابند. اولین دورهٔ درخشان هنر و ادبیات چینی، با حکومت سلسلهٔ هان آغاز می‌شود. مجموعه سرگرمی‌های این دوره را «صد نمایش» می‌نامیدند.

در سدهٔ سیزدهم نمایش‌های گوناگون سرگرم‌کننده جزئی از زندگی عادی مردم چین محسوب می‌شد. اما تا مدت‌ها بعد از تسلط مغول‌ها در ۱۲۷۹ بر چین، هیچ درام ادبی در چین به وجود نیامد. تحولات اصلی تئاتر چین بعدها رخ داد. احیای تئاتر در اروپای غربی از اوایل قرون وسطی آغاز شد. پس از سقوط امپراتوری روم، فعالیت‌های سازمان دارِ تئاتری در اروپای غربی متوقف شده بود، زیرا در سدهٔ ششم شرایط مشابهی با دوران ما قبل عظمت تئاتر روم بر صحنه حاکم شد، اما عناصر تئاتری حداقل در چهار شکل مختلف حفظ شدند: بقایای میم رومی، نقالی توتنی، جشنواره‌های عامیانه و آئین‌های شرک آمیز و مراسم مسیحی. تئاتر در اوایل قرون وسطی باید از دل این منابع زاده می‌شد.
ساعت : 6:14 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
مرکز فیلم | next page | next page