سگ تریر
سگ‌های تریر

سگهای تریر سگهایی هستند که گونه‌های گوناگونی دارند و به طور نوعی کوچک، پرجنب جوش، پر طاقت و همچنین بسیار شجاع و بی باک هستند.خیلی از انواع سگهای تریر در انگلیس و ایرلند به وجود آمدند.از آنها برای کنترل جمعیت موشها و خرگوش و روباه استفاده می‌شد و از نوع بزرگتر آنها برای شکار گورکن استفاده می‌شد.در واقع کلمه تریر از زبان فرانسوی گرفته شده که نتیجه کلمه «ترا» در لاتین به معنی زمین می‌باشد.






خیلی زود از تریرها در مسابقات شکار استفاده شد و مثلاً در مسابقه برای گرفتن موش صحرایی از درون لانه اش.و سگی که همه سریع تر موشها را می‌کشت برنده می‌شد. در سال ۱۷۰۰ میلادی بول‌داگ‌ها با تریرها پیوند داده شدند که انواع مختلفی را بوجود آورد.بعدها از آمیزش تریرها با برخی گونه‌های دیگر تریرهای دیگری نیز به وجود آمد. در زیر به برخی از انواع تریرها اشاره میکنیم:

وست هایلند وایت تریر.(تریر سفید هایلند غربی)
بول و تریر؛ که این از پیوند این دو نزاد انواعی چون تریر بوستون و بول تریر به وجود امد نوع دیگر بول تریر بول تریر مینیاتوری می‌باشد.



تریر اسکاتلندی
تریر شکارچی؛ از این سگ هنوز در پیدا کردن و یا تعقیب یا آوردن حیوان شکار شده استفاده می‌شود.نزاد این سگها معمولاً خالص نمی‌باشد.از انواع این نزاد می‌توان به این دو گونه زیر اشاره نمود:
تریر جسور؛ این نوع تریر در شمال انگلستان برای شکار روباه پرورش داده شد.
تریر شکار؛ که در جنوب انگلستان برای رم دادن شکار و پیدا کردن محل روباه‌ها پرورش داده شد.
تریر عروسکی؛ که می‌توان از آنها به تریر عروسکی انگلیسی و تریر یورکشایر اشاره نمود.





تریر اسکاتلندی
تریر اسکاتلندی یک سگ با اصلیت اسکاتلندی است و اغلب سیاه رنگ، سگ جرج بوش بارنی نیز از همین نوع بود. تریرهای اسکاتلند تا سال ۱۸۷۳ تنها شامل گروه از سگها و تحت عنوان scotch terrier می‌شدند




خلق و خو

سگی باهوش و مغرور است به اعضای خانواده‌ای که در آن بزرگ می‌شود علاقهٔ بسیار نشان می‌دهد و در برابر غریبه‌ها بی تفاوت است با کوچک ترین سر زنش آزرده می‌شود تربیت این نژاد به صبر و حوصله بسیار زیاد احتیاج دارد



خصوصیات ظاهری

پوزه این سگ قوی بوده ولی خیلی طویل نیست، بینی او سیاه است چشمهایش چهن هستند و قهوای رنگ هستند. گوشها کوچک بوده و به خوبی ایستاده‌اند. بدنی عضلانی، قوی، قعال و ارتجاعی دارند. به استثناء رنگ سفید ممکن است هر رنگی باشند.



نگهداری

کوتاه کردن موها ۲ بار در سال.
حمام کردن یک هفته به یک هفته.
پیاده روی مستمر.


اندازه

وزن در نرها = ۷ کیلو گرم وزن در ماده‌ها = ۶/۵ کیلو گرم اندازه در نرها = ۲۵ سانتی متر اندازه در ماده‌ها = ۲۲ سانتی متر




داشهوند

تاریخچه

نام داشهوند ازدوکلمه Dachs به معنی گورکن وHund به معنی سگ آمده‌است. کتبی که از قرون وسطی اروپا به دست آمده اشاره به نوعی سگ می‌کند که ازلحاظ توان دنبال کردن شبیه به تازیها وازلحاظ رفتارو خلق وخوی شبیه به تریرها بوده‌است و از این لحاظ که می‌توانستند گورکن را تعقیب کنند تحت عناوین dachs – hund و, badger – dog نامیده شده‌اند که در ایران بیشتر به نام سگ سوسیسی. شکل معروف است. باید دانست که گورکن یک موجود نیرومند ۱۲ الی ۲۰ کیلوگرمی است که چه دربالا وچه درزیرزمین پرقدرت. به علاوه درنواحی مختلف نیزازسگهای مختلفی که قادربه شکارخرگوش بوده‌اند استفاده می‌شده‌است وهمگی آنها را تحت عنوانrabbit dog به معنی سگ شکارخرگوش می‌نامیدند. قوی، زیرک و با جرات است. همچنین سگهای داشهوند درمقابله علیه گرازهای وحشی نیزمداخله می‌کردند. یک داشهوند کوچک ۸ الی ۱۱ کیلوگرمی به خوبی علیه روباه‌ها ودنبال کردن گوزن‌های زخمی کارائی دارد. حتی داشهوندهای ۶ کیلوگرمی قادربه شکارسمورو خرگوش صحرائی هستند. طی ۲۵ سال اول قرن بیستم انواعی ازاین نژاد به وجود آمده‌اند که با وزن کمتراز۵/۲ کیلوگرم ودورسینه‌ای درحدود ۳۰ سانتی مترهنوز هم استعداد شکارخرگوش را دارند. داشهوند موصاف با اندازه متوسط را به خوبی می‌توان درداخل خانه یا آپارتمان نگهداری کرد. پاهای کوتاه آن به خوبی طاقت فعالیتهای بسیارزیاد را دارد.




آراستن

موهای کوتاه، تیره‌رنگ، بدون بو ونرم آن نیازی به اصلاح. برس زدن. شانه زدن وحمام کردن ندارند. مگرآن که به صورت اتفاقی کثیف وآلوده شوند. درمحیط خارج ازخانه داشهوند سگی خستگی ناپذیرسرسخت وقوی است ودرداخل خانه سگی مطیع و وظیفه شناس. درموقع بازی بشاش ودرمواقع خطرهوشیاراست.



مشخصات استاندارد داشهوند

مشخصات ظاهری

قد کوتاه بدن دراز با پاهایی کوچک که به خوبی عضلانی هستند. پوست حالت ارتجاعی دارد وبدون چین خوردگی زیاد کاملاً انعطاف پذیراست. به نظرمی رسد درتوان بالای خود برای حرکت هیچگونه لنگش. درد عضلانی وناهماهنگی را نشان نمی‌دهد. داشهوند سگ جسوری است که سرخود را با اطمینان وهوشیاری بالا نگه می‌دارد وحالت چهره اوحاکی اززیرکی است. روحیه شکار. حسن بویائی قوی وصدای رسا. آن را به موجودی مبدل ساخته که برای کاردرزیرزمین وعبورازلابلای بوته‌ها ودرختچه‌ها ایده‌آل نموده‌است. حس بویائی قوی مزیت فوق العاده‌ای نسبت به سایرنژادها درتعقیب شکاربه این سگ داده‌است.

سر چنانچه ازبالا یا ازپهلو به سرنگاه شود به صورت یکنواخت به طرف بینی نازکترمی گردد. چشمها دارای اندازه متوسط بادامی شکل وسیاه هستند. منظره چشم مطبوع وپرنفوذ است. زوائد استخوانی بالای حدقه چشم به طرزمشهودی بیرون زده‌اند. قاعده گوشها نزدیک به قله سراست وخیلی به سمت جلونمی آید. طول آن متوسط وشکل آن گرد می‌باشد وحالت باریک یا چین دارپیدا نمی‌کند. جمجمه وپوزه کمی انحنا دارند. مشکی بهترین رنگ بینی است. لبها به خوبی فک پائین را می‌پوشانند. سوراخهای بینی کاملاً بازهستند. گردن بلند وعضلانی است ودرناحیه پس سرکمی خمیدگی دارد. بدن درازوعضلانی است. درنمای نیمرخ کمرمختصرخمیدگی دارد. شکم دارای انحنای کمی به سمت بالا است.

دستها به دلیل کارائی کافی درزیرزمین دستها می‌بایست قوی وعضلانی باشد. بازو نزدیک به دنده‌ها است وآرنج چسبیده به بدن قرارمی گیرد. قسمت ساعد کوتاه وعضلانی است. پنجه‌ها فشرده قوی ودارای انحنای مناسب ودارای بالشتک های ضخیمی است. هردست دارای پنج انگشت است که چهارانگشت نزدیک به یکدیگرو جهت کارمورد استفاده قرارمی گیرند. ناخنها کوتاه هستند. پاها قوی وعضلانی هستند. لگن . ران . ساق وقلمهای پا دارای طول یکسانی می‌باشند. پاها به جوانب چرخش ندارند. وقتی از پشت به قلم ها نگاه می‌شود عمودی وموازی هستند. پنجه‌های پا کوچکترازپنجه‌های دست بوده وتنها دارای چهارانگشت خمیده وبالشتک های ضخیم می‌باشند. دم درادامه ستون مهره‌ها قراردارد. فاقد فرخوردگی وتاشدگی است. حالت نگه داشتن دم چندان قابل توجه نیست.




ویژگی

داشهودها سگهای با هوش هستند، این سگها با نشاط، خونگرم و بی باک می‌باشند. از دیگر خصوصیات این نژاد: بی‌باکی، سرسختی و اغلب عجول بودن است. با وجود اینکه جثه کوچک دارند ولی شجاع، بدجنس و خیلی ناقلا هستند. داشهوندها به خانواده خود بسیار علاقه‌مند هستند و فقط تحت فرمان صاحب خود هستند. راه رفتن داشهوندها با غرو خاص خود همراه است. این نژاد علاقه زیادی به کندن زمین و عوعو کردن دارد. اغلب صدایش با جثه اش قابل مقایسه نیست. چون دارای صدایی بلند هستند.نژادی مقاوم در تعلیم و آموزش هستند و بسیار باهوش بطوریکه شاید گاهی به نظر برسند او صاحبش را تربیت می‌کند! با بزرگسالان رابطه بهتری دارد و برای کودکان توصیه نمی‌شود اما برای سفر سگ مناسبی است. از بغل شدن خوششان نمی‌آید و معمولاً با سایر حیوانات خانگی کنار می‌آیند.




بیماری

این نژاد از نظر بیماری مستعد دیابت، دیسک بین مهرهای کمر، مشکلات قلبی و مجاری ادراری است. طول عمر داشهوند بین ۱۲ تا ۱۵ سال است.




قد و وزن

سه تیپ مو کوتاه، مو بلند و مو مجعهد دارای سه اندازه از نظر قد و وزن می‌باشند.

طبیعی normal یا استاندارد: قد ۳۵ تا ۴۵ سانتی‌متر و وزن تا ۹ کیلوگرم.
مینیاتور miniature یا کوتوله: قد ۳۵ سانتی‌متر و وزن ۴ کیلوگرم.
عوسکی Toy یا خرگوشی: قد ۳۰ سانتی‌متر و وزن ۵/۳ کیلوگرم.




داشهوند دارای سه نوع مواست

داشهوند مو کوتاه short-haired
داشهوند مو سیمی wire-haired dachshund
داشهوند موبلند long-haired dachshund

داشهوند مو کوتاه short-haired dachshund

موها کوتاه، صاف وبراق هستند. سگیست جسور، لجباز، بشاش، مغرور و پراحساس.سگی است که شکارش را در لانه‌اش صید می‌کند. در بریتانیایی کبیر، آلمان و سوئیس در شکار ورزشی به کار گرفته می‌شود. اما به دلیل احساس عمیقی که با صاحبش برقرار می‌کند به عنوان سگ همدم هم استفاده می‌شود.به خاطر قابلیت‌های زیاد عو عو کردن به عنوان سگ نگهبان هم استفاده می‌شود. تمیز کردن با بدن با پارچه نمدار برای این نژاد کافیست.

رنگ: خاکستری با لکه‌های سیاه، قهوه‌ای یا بلوطی براق که در عین حال ممکن است خال دار، نقش دار یا ابلق باشد.

داشهوند مو سیمی wire-haired dachshund

حاصل جفت گیری نژادهای اشناوزر(schnauzer)، دندی دینمونت(dandie dinmont) و داشهوند موکوتاه(short-haired dachshund) می‌باشد.

موها به استثناء فک‌ها ابرو وگوش تمام بدن به وسیله یک نوع موی سخت، خشن، ضخیم و کلفت پوشیده شده‌است. درلابلای این موها موهای کوتاهتر ونرمتری نیزوجود دارد. ریشی تیز و ابروهایی بوته مانند دارد. سگیست آرام، پراحساس، پرتوجه، صمیمی و همواره نگهبانی با دقت. به علت جسارت و خستگی ناپذیری حتی در زمینهای صعب و دشوار نیز شکار را تا لانه‌اش تعقیب می‌کند. به عنوان سگ آپارتمانی سگی با ارزش است و به پیاده‌روی زیادی احتیاج دارد. سالیانه ۲ مرتبه نیاز به اصلاح موها دارد.




رنگ

در هر رنگی دیده می‌شود اما لکه‌های سفید در این نژاد مقبول نیست.
داشهوند موبلند long-haired dachshund

حاصل جفت گیری داشهوند موکوتاه (short-haired dachshund) و نوعی اسپانیل (spaniel) است. مودراین نوع داشهوند نرم وغالبا کمی موجداراست. درزیرگردن وجلوسینه. زیربدن وگوشها وپشت پاها ازطول بیشتری برخوردارمی باشد. مونباید حالت مجعد وفرفری داشته باشد.

موهای دم ازطول بیشتری برخوردارند وحالتی شبیه به پرچم ایجاد می‌کنند. به مراتب آرامتر و سازگارتر از نژاد مو کوتاه است. ضمناً کمتر عو عو می‌کند که احتمالاً از خلق و خوی اسپانیلهاست. زیبائیش باعث شده که به عنوان سگ همدم استفاده شود و موهای بلندش این نژاد را در مقابل سرما مقاوم کرده‌است. برس زدن روزانه در این نژاد توصیه می‌شود.




رنگ

رنگ ها دقیقاً مشابه داشهوند مو کوتاه است.





دوبرمن
دوبرمن پینچر (به انگلیسی: Doberman Pinscher) که به اختصار دوبرمن هم گفته می‌شود یکی از معروف‌ترین سگ‌های پرورش یافته به‌دست انسان است و از نظر تیز هوشی و هشیاری شناخته شده‌است، اغلب به عنوان سگ گارد یا سگ پلیس استفاده می‌شود.




ظاهر استاندارد

دوبرمن سگی است با اندازه ۶۶ تا ۷۲ سانتی متر قد در نرها و ۶۱ تا ۶۸ سانتی متر در ماده‌ها و بدنی دوکی با موهای کوتاه. آن‌ها بدنی عضلانی، ورزشی، با استقامت و پر سرعت دارند. دوبرمن باید خلق وخوی مغرورانه و هشیار داشته باشد.

ماده‌ها لاغر تر هستند اما نباید دوکی شکل باشند. وزن استانداری برای این نژاد تعریف نشده اما یک سگ مطلوب باید سایز مناسب برای آمیزش و چالاکی و استقامت داشته باشه به طور معمول وزن در نرها بین ۳۴ تا ۴۵ کیلوگرم و در ماده‌ها بین ۲۷ تا ۴۱ کیلوگرم هست.




رنگ بندی

دو رنگ کلی در این نژاد وجود داره یکی رنگ مشکی و دیگری رنگ رقیق شده . اگر آلل رنگ مشکی را B تعریف کنیم و آلل رنگ رقیق شده را Dتعریف کنیم امکان بوجود آمدن نه ژنوتیپ متفاوت وجود دارد.




(BBDD, BBDd ,BbDD, BbDd, BBdd, Bbdd, bbDD, bbDd, bbdd)

که از این نه ژنوتیپ چهار فنوتیپ یا به عبارتی رنگ بدست می‌یاد که شامل: سیاه، قرمز، آبی و حناییر می‌شود. رنگ سنتی یا معمول ترین(رنگ مشکی یا مشکی با لکه‌های قهوه‌ای) رنگ زمانی درست می‌شه که هر دو ژن رنگ و رقیق شدگی حداقل یک آلل غالب داشته باشند. مانند ژنوتیپ‌های زیر:




(BBDD, BBDd, BbDD or BbDd)

رنگ قرمز یا قهوه‌ای زمانی پدید میاد که ژن رنگ سیاه دوتا آلل مغلوب دارد و ژن رقیق شدگی حداقل یک آلل غالب داشته باشد. مثل ژنوتیپ‌های زیر:



(bbDD, bbDd)

رنگ آبی و حنایی تحت کنترل ژن رقیق شدگی هستند.در دوبرمن آبی ژن رنگ حداقل داری یک آلل غالب است و ژن رقیق شدگی داری دو آلل مغلوب است مانند:


(BBdd or Bbdd)

رنگ حنایی (ایزابلا) نادرترین رنگ در این نژاد است و زمانی پدید می‌آید که تمامی آلل‌ها مغلوب باشند (bbdd) بنابراین رنگ آبی رقیق شده رنگ سیاه و رنک حنایی رقیق شده رنگ قرمز یا قهوه‌ای است.

در سال ۱۹۷۶ یک دوبرمن ماده سفید متولد شد این حیوان رو با پسرش که سفید بود پیوند زدند و به این ترتیب نسل به نسل درون آمیزی کردند تا پرورش دهنگان توانستند این جهش بوجود آمده را ثابت کنند.



دوبرمن سفید رنگ کرم رنگ به همراه چشمانی به رنگ آبی یخی دارد.

رنگ سیاه
رنگ قهوهای یا قرمز
رنگ آبی
رنگ حنایی یا ایزابلا
رنگ سفید (داریای صفت آلبینیسم)




دم

دم دوبرمن به طور طبیعی بلند است اما اغلب دم را به وسیله جراحی کوتاه می‌کنند، این عمل قرن هاست که انجام می‌شود و حتی مربوط به قبل از بوجود آمدن دوبرمن به عنوان یک نژاد است.

کوتاه کردن دم به این دلیل است که دم مانع کار حیوان نشود. اما بیشتر نقش زینتی دارد. این مطلب اخیراً جزو بحث‌برانگیزترین موضوعات بوده‌است.

در بسیاری از کشورهای اروپایی این کار محدود شده‌است و غیر قانونی است.





گوش‌ها

دوبرمن پینچر به طور طبیعی گوش‌های افتاده دارد اما معمولاً گوش‌ها مانند دم تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند تا برای جهت یابی و انجام وظیفه به عنوان سگ گارد آماده باشد. این کار مانند جراحی دم در برخی کشورها غیر قانونی است. جراحی گوش‌ها معمولاً در سن ۷ تا ۹ هفتگی انجام می‌شود. جراحی‌هایی که بعدر از ۱۲ هفتگی انجام می‌شود معمولاً درصد پایینی از موفقیت در ایستاده بودن گوش‌ها دارند. بعضی از پرورش دهنگان ترجیح می‌دهند که این عمل را انجام ندهند به این دلیل که برای حیوان درناک است و بعضی اعتقاد دارند که در جهت یابی و هوشیاری حیوان اختلال ایجاد می‌کند.





خلق و خو

دوبرمن پینچر به منظور درنده خویی و بدون ترس بودن برای محافظت و فرمان برداری از صاحب خود پرورش یافته‌است. این ویژگی‌ها (درنده خویی و بدون ترس بودن) این نژاد را سگ خوبی برای محافظت شخصی، سگ پلیس و گارد قرار داده اگر چه این خوصیات باعث می‌شود که این نژاد قوانین همنشینی با انسان را خوب فرا نگیرد.

در دهه‌های اخیر پوشش بدن کوتاه و هوش دوبرمن پینچر این نژاد را سگی مطلوب برای هم خانه شدن با انسان کرده‌است. اگرچه به اشتباه به عنوان سگی درنده معروف شدند ولی در حقیقت بسیار وفادار هستند. آنها به راحتی محافظت و فرمانبرداری از صاحب خود رو یاد می‌گیرند.

شواهدی وجود دارد که دوبرمن پینچر شمال آمریکا آرامتر از نمونه اروپایی آن است و این به دلیل استراتژی تکثیر و پرورش آنها در آمریکای شمال است. به خاطر این اختلاف استراتژی در تکثیر و پرورش نسل‌های متفاوت از دوبرمن دارای ویژگی‌های متفاوت هستند. همچنین گفته شده دوبرمن آمریکای شمالی نجیب تر با وفاتر و باهوش تر است.




مشکلات سلامتی

به طور میانگین دوبرمن پینچر ۱۰ تا ۱۴ سال عمر می‌کند. بیماری‌های سرطانی در این نژاد به کررات دیده شده. بیماری‌های جدی و معمول این نژاد عبارتنداز:

cervical vertebral instability
prostatic disease
dilated cardiomyopathy
von Willebrand's disease



بیماری‌های غیر جدی و معمول این نژاد عبارتنداز :

hypothyroidism
hip dysplasia

مطالعات نشان داده که این نژاد بیش‌تر از سایر نژادها از بیماری‌های پروستات رنج می‌برد. مانند: عفونت‌های باکتری‌های پروستات، کیست پروستات ،benign hyperplasiaوprostatic adenocarcinoma

عقیم کردن حیوان می‌تواند این بیماری‌ها را کاهش دهد.

Dilated cardiomyopathy بزرگ‌ترین عامل مرگ در دوبرمن پینچر است. این بیماری در این نژاد بیش از سایر نژادها دیده می‌شود. بیش از ۴۰ درصد از تشخیص‌های این بیماری مربوط به این نژاد و ۱۳ درصد مربوط به نژاد جرمن شپرد است. این بیماری در اکثر موارد کشنده‌است و در ۵۰ درصد از موارد مرگ ناگهانی و ناشناخته را به همراه دارد.





تاریخچه

دوبرمن پینچر برای اولین بار در سال ۱۸۹۰ در شهر Apolda در ایالت Thüringia در آلمان توسط کارل فردریش لوئیس دوبرمن پرورش یافت.

لوئیس دوبرمن مسئولیت خطرناک جمع اوری مالیات را در شهر آپولدا بر عهده داشت و همچنین دسترسی به محل پرورش سگ‌های این شهر داشت و به نژادهای زیادی دسترسی داشت. هدف او بوجود آوردن نژادی برای محافظت در حین کا رکردن و جمع آوری مالیت در مقابل سارقان بود. سگ مورد نظر او ترکیبی از قدرت، وفاداری، هوش و درندگی بود.

بعدها فیلیپ گروئنینگ و اوتو گالر کارهای لویس دوبرمن را ادامه دادند تا به نژادی که امروز شاهد آن هستیم رسیدند.

پرورش دهندگان اعتقاد دارند که این نژاد از ترکیب نژداهای زیادی بوجود آمده که چندین مورد آن عبارتنداز:

the German Pinscher, the Beauceron, the Rottweiler, the Thuringian Sylvan Dog, the black Greyhound, the Great Dane, the Weimaraner, the German Shorthaired Pointer, the Manchester Terrier and the Old German Shepherd Dog

ترکیب دقیق از نژادهای استفاده شده امروزه ناشناخته‌است. تنها مدارک باقی‌مانده نشان از ترکیب دو نژاد Greyhound و Terrier Manchester دارد. همچنین اعتقاد وسیعی وجود دارد که مخزن ژنی دوبرمن از ژرمن شپرد قدیمی نشات می‌گیرد.

کتابی با عنوان"The Dobermann Pinscher" نوشتهٔ Philip Greunig که در سال ۱۹۳۹ منتشر شده شامل مطالعات زیادی از چگونگی بوجود آمدن این نژاد است.





روت‌ویلر
رات‌وایلر (به انگلیسی: Rottweiler) از انواع گونه‌های سگهای نگهبان می‌باشد. در گذشته این سگ جهت محافظت از احشام توسط گله دارها مورد استفاده قرار می‌گرفت. بعدها صفات پسندیده این سگ آن را به عنوان سگ نگهبان خوبی مطرح کرد. این سگ همیشه آماده دفاع از صاحبش می‌باشد. ارتفاع سگ نر ۶۰ تا ۶۸ سانتی متر و ارتفاع سگ ماده ۵۵ تا ۶۵ سانتی متر می‌باشد. این سگ دارای گردنی قوی، سری پهن، گوش‌هایی کوچک و پو ششی به رنگ سیاه و خرمایی می‌باشد . این سگ نجابت و هنرمندی را توام داراست. دم، کوتاه و افقی است و اگر دمش بلند باشد باید کوتاه شود. خیلی وقت شناس است و زمان انجام وظیفه و ترک خدمت را بخوبی تشخیص می‌دهد. با اینکه ذاتاً خشن نیست ولی در عین حال در مقابل دشمن خطرناک است. نسبت به صاحبش همیشه مهربان و باوفا است. اطفال کوچک را دوست دارد. حافظه ای قوی دارد و آموخته هایش را هیچ گاه از یاد نمی‌برد. زندگی صمیمی را دوست دارد و با وجود سنگینی وزنش حرکات سریعی دارد.





ژرمن شپرد

ژرمن شپرد (به انگلیسی: German Shepherd) یکی از نژادهای سگ است.

ژرمن شپرد یکی از نژادهای اصیل آلمانی است که برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ ثبت گردید. سگی باهوش، شجاع و مناسب برای کارهای مختلف از جمله گله داری، نگهبانی، همراه خانواده، و جستجو و نجات است. قد تا شانه در نرها تا ۶۶ سانتی متر و در ماده‌ها تا ۶۱ سانتی متر است. طول عمر از ۱۰ تا ۱۲ سال است.ژرمن شپرد در ایران به گرگی مشهور است.





ساموید
ساموید ساموید جزو قدیمی ترین سگ هایی است که حدوداً ۳۰۰۰ سال قدمت دارد.ساموید نام خود را از مردم ساموید که ساکن سیبری بودند گرفته است؛از این سگ برای سورتمه کشی-نگهداری و هدایت گله-نگهبانی و گرم نگه داشتن صاحبانش استفاده می شده است.





خصوصیات ظاهری

وزن نرها معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم ، در ماده ها ۱۷ تا ۲۵ کیلوگرم است.ارتفاع در نرها(۵۳-۶۰)سانتی متر و در ماده ها(۴۸-۵۳)سانتی متر است.





چشم ها

معمولاً در رنگ های سیاه و قهوه ای یافت می شود ولی رنگ ابی در این نژاد غیر معمول نیست.




گوش ها

ساموید دارای گوش های کلفت و پوشیده از پشم است که به سمت بالا متمایل شده و مثلثی شکل می باشد و معمولاً اطراف و نوک گوش ها تیره تر است.




دم

دم ساموید یکی دیگر از خصوصیاتی ست که این نژاد را از بقیه ی نژادها متمایز می سازد؛دم حیوان در واقع پیچ خورده به سمت کمر حیوان است و به پشت تکیه داده شده که در هنگام استراحت ان را صاف می کند و هنگام هوشیاری ان به سمت بالا می برد. پوشش بدن:ساموید دارای دو لایه پوشش ضخیم است.پوشش خارجی بلند و سفید رنگ است، این پوشش لایه ی زیرین را تمییز نگه میدارد.پوشش زیرین شامل پشم کوتاه و متراکم و نرم است که سگ را گرم نگه می دارد؛پوشش زیرین معمولاً یک یا دو بار در سال ریزش شدیدی دارد و در رنگ های سفید- بیسکویتی-زرد و کرم دیده می شود.





خلق و خو

ساموید سگی است شاداب و پر از احساسات و انرژی که علاقه دارد مرکز توجه باشد؛این نژاد به خوبی با بچه ها کنار می ایدو فوق العاده باهوش است بنابراین اموزش فرمانبرداری از سنین پایین ضروری ست.ان ها از پارس کردن لذت می برند و هنگام ورود افراد جدید به قلمروشان پارس می کنند. ان ها قابل اعتماد،وفادار.ارام و دوست داشتنی هستند.




آموزش

ساموید سگی باهوش است و به آسانی آموزش می پذیرد به شرط آنکه صبر و حوصله به خرج دهید و با او به ملایمت و گرمی برخورد کنید.




مشکلات سلامتی

ان ها مستعد ابتلا به بیماری هایی چون بدقوارگی لگن،دیابت،حساسیت های پوستی هستند.از دیگر بیماری ها می توان به پی ار ای اشاره کرد که بیشتر در نرها دیده میشود.





طول عمر

بین ۱۲ تا ۱۵ سال





سگ قفقازی

سگ قفقازی یک سگ گله آسیایی است و همانطور که از اسمش پیداست متعلق به شمال قفقاز، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان می‌باشد. زادگاه اصلی این سگ کشور گرجستان است. قد متوسط این نژاد از ۶۴ تا ۷۵ سانتیمتر متغیر است. این سگ یک سگ عضلانی و قوی است و اغلب برای گله داری مورد استفاده قرار می‌گیرد. عمر این سگ از ۱۰ تا ۱۴ سال متغیر است.






سگ کنعان
سگ کنعان (به انگلیسی: Canaan Dog) یک سگ با اصلیت فلسطینی است. وجود این سگ به ۲۲۰۰ سال پیش می‎رسد (با توجه به نقاشی‎های غارها)




خصوصیات اخلاقی

سگی است که ذاتاً بد اخلاق و سریع است، این سگ انقدر نا آرام است که دائماً با قلاده نگهداری می‌شود و یا در یک مکان محصور شده، فقط در شرایطی که در سطح عالی اموزش دیده باشد می‌توان او را بدون قلاده در یک مکان باز رها کرد، این سگ به هیچ وجه به درد آپارتمان نمی‌خورد زیرا که بسیار واق واق می‌کند این سگ عاشق خانواده ایست که در آن بزرگ می‌شود و همچنین خیلی بازی کردن را دوست دارد.




نگهداری

این سگ ریزش مو فصلی دارد و دائماً هم باید موهایش شانه زده شود این سگ یک سگه نگهبان است این سگ بسیار خوب اموزش می‌بیند به شرط این که از تولگی اموزش داده شود
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 12:36 pm
تئاتر
تئاتر یا نمایش شاخه‌ای از هنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان‌ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد مانند اپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی و پانتومیم.
نام
تئاتر واژه‌ای است یونانی در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» می‌گویند. دراصل تعریف دقیق تئاتر یعنی بیان مشکلات مردم ومسائل اجتماعی، سیاسی وفرهنگی یک جامعه به زبان تئاترومهمترین فنی که باید درتئاتراستفاده شودفن بیان می‌باشد. وتاریخچه رشته پرطرفدارتئاترمربوط به یونان باستان ورم درقبل ازمیلادمسیح می‌باشد.





زیرشاخه‌های تئاتر

نمایش

پانتومیم (بی کلام)

نمایش روحوضی،

تعزیه خوانی

نقالی

نمایش عروسکی

تئاترخیابانی

نمایش:این کارتوسط یک یاچندبازیگردریک محیط بازبه نام((سن)) انجام می گیردکه این کارتوسط کارگردان هدایت می‌شود.

پانتومیم (بی کلام):نمایشی است که فقط توسط یک بازیگرانجام میگیردودرآن ازهیچ کلامی استفاده نمی‌شود.

نمایش روحوضی:به نمایشی گفته میشودکه تماشگرانی روی یک حوض که با الوار پوشانده شده و رویش را فرش کرده اند بازی می شود و داستان نمایش رااجرامی کنند. این نوع نمایش درزمان‌های قدیم انجام می‌شد.

تعزیه خوانی: به نمایشی گفته می شودکه درآن بیشترمصائب کربلاوحوادث عاشورا رابه تصویرمی کشد. و بازیگران در دو گروه اولیا(نقش مثبت) و اشقیا(نقش منفی) ایفای نقش می کنند.

پرده خوانی:به نمایشی گفته می شودکه تصاویری را که بر روی پرده نقاشی شده است ،یک راوی طبق این پرده به نقل کردن نمایش می‌پردازد. استفاده این نوع نمایش بیشتردر زمانهای قدیم استفاده می شدوبه نمایش قهوه خانه‌ای معروف است.
نمایش عروسکی: نمایش عروسکی به نمایشی گفته می شودکه درآن ازعروسک استفاده می شودوبازیگران صحنه عروسکها می باشندوبه افرادی که این عروسکهارابه حرکت درمی آورند، " عروسک گردان" گفته می شودواین نمایش هم دارای کاردگردان است.


پیشینه

تئاتر یکی ازهنرهای هفتگانه است. کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده‌اند می‌گویند سر چشمه آن از آیین هاست. آیین به مراسم مذهبی و اجتماعی می‌گویند. مثل مراسم عروسی یا مراسم سینه زنی در ماه محرم در ایران و مراسم رقص‌های مخصوص در کشورهای دیگر انسان همیشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و میل اوست تسلط داشته باشد و این ویژه گی اصلی تئاتر است. تئاتر در مقایسه با هنرهای دیگر امکانات زیادی دارد برای اینکه از هنرهای دیگر مثل نقاشی، ادبیات، معماری، موسیقی و … در آن استفاده می‌شود کلمه تئاتر (theater) در اصل از کلمه تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تیه ((thea تماشاگران و یا محله تماشا است.

درزمان‌های قدیم، تماشاگرن در سرازیری تپه‌ها می‌نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشریفات مخصوص در پایین همان تپه یا کناره معبد که محل عبادت بوده، تماشا می‌کردند. موسیقی، رقص، گفتار، صورتک، لباس، اجراکنندگان، تماشگر و صحنه در اجرای آیین آرایش توسط رنگ، خاکستر یا جوهر که سطح بدن را می‌پوشاند برای کامل کردن صورتک و لباس بکار می‌رود آنطور که گریم در تئاتر این کار را انجام می‌دهد.

بازیگران آیین باید بسیار ماهر و با انضباط باشند مثل بازیگران تئاتر برای اجرای آیین یکی پیشکسوتان یا سالمندان آشنا به آیین تمرین سختی را برای ادارهٔ اجرای خوب آیین بکار می‌گیرد که کاملاً با کارگردانی تئاتر قابل مقایسه است. با اینکه سرچشمه آیینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ بوجود آمدن تئاتر است اما جستجوگرانی هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است. آنها می‌گویند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها جزو بزرگترین خصوصیات انسان است.

برخی می‌گویند تئاتر از رقص و حرکات ضربی و ژیمناستیک و یا تقلید حرکات و صدای حیوانات آغاز شده است. اما نه خصوصیت داستانسرائی انسان و نه علاقهٔ او به تقلید، هیچکدام نمی‌تواند او را بسوی آفریدن هنر تئاتر راهنمائی کرده باشد، چرا که اسطوره‌ها و داستانها هم در اطراف آیین‌ها بوجود آمده‌اند و تقلید از حیواناتی که اندیشه و عقل ندارند هم نمی‌توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا که آیین‌ها از اندیشه و اعتقادات و میزان شناخت انسان شکل گرفته است است.

خاستگاه‌های تئاتر عناصر تئاتری و دراماتیک را در هر جامعهٔ انسانی می‌توان سراغ کرد، صرف نظر از آنکه این جوامع پیشرفته و پیچیده باشند یا نباشند. این عناصر در رقص‌ها و مراسم مردم ابتدایی همان قدر بارزند که در مبارزات سیاسی، راهپیماها، مسابقات ورزشی، مراسم مذهبی و حتی در بازی‌های کودکان ما پیداست. غالب شرکت کنندگان در این گونه فعالیت‌ها خود گمان نمی‌کنند در فعالیتی تئاتری حضور دارند، با آنکه در آنها تماشاگر، دیالوگ و برخورد عقاید به کار گرفته می‌شود. باید متذکر شد که میان تئاتر به عنوان یک شکل هنری و بهره‌برداری ضمنی از عناصر تئاتری در فعالیت‌های دیگر معمولاً تمایزی قایل می‌شوند.

علاقه به درک خاستگاه تئاتر از اواخر سدهٔ نوزدهم سرعتی تصاعدی گرفت، زیرا در آن زمان مردم شناسان اشتیاق زیادی به یافتن پاسخ مسأله از خود نشان می‌دادند. از آن هنگام تا به امروز، نظر مردم شناسی حداقل سه مرحله را پشت سر نهاده است. در مرحلهٔ اول که از ۱۸۷۵ تا ۱۹۱۵ به طول انجامید، مردم شناسان به رهبری سر جیمز فریزر ادعا کردند که همهٔ فرهنگ‌ها از یک الگوی تکاملی پیروی می‌کنند. در نتیجه جوامع ابتدایی موجود در عصر حاضر، می‌توانند منابع مستندی درباره تئاتر هزاران سال پیش در دسترس ما بگذارند.

مرحلهٔ دوم پیشرفت مردم شناسی از سال ۱۹۱۵ آغاز می‌شود و مکتب دیگری به رهبری برانیسلاو مالینوفسکی، روش استقرایی مکتب فریزر را رد می‌کند، و به جای آن رهیافتی استنتاجی را پیشنهاد می‌کند. مکتب جدید مطالعهٔ خود را در محل مورد بررسی، و در عمق آن آغاز کرده و سؤال را اساساً به گونهٔ دیگری طرح می‌کند: کارکرد روزانهٔ جوامع معین چگونه است؟ این مکتب را غالباً مکتب «کارکرد گرایی» می‌نامند. بعد از جنگ جهانی دوم مرحلهٔ سومی هم توسط مردم شناسان بنا نهاده شده که مکتب «ساختگرایی» نامیده می‌شود. بانی این مکتب کلود لِوی استروس نام دارد. لِوی استروس همچون پیروان مکتب کارکرد گرایی، داروینیسم فرهنگی را رد می‌کند و معتقد است که هر جامعه‌ای خط فرهنگی خاصهٔ خود را به وجود می‌آورد. لِوی استروس نیز مانند فریزر به الگویی جهانی معتقد است، هرچند الگوی او با الگوی فریزر تفاوت دارد. آنچه برای لِوی استروس بیشترین اهمیت را دارد آن است که بداند مغز چگونه عمل می‌کند و پاسخ آن را در تحلیل اسطوره جستجو می‌کند.

امروزه اکثریت منتقدان و مورخان توافق دارند که آئین تنها یکی از خاستگاه‌های تئاتر است و نه لزوماً تنها خاستگاه آن. از طرف دیگر، غالب محققان این نظر را که تئاتر در همهٔ جوامع از الگوی تکاملی واحدی پیروی کرده است و رد می‌کنند. به علاوه امروزه هیچ مردم شناسی جوامع ابتدایی را فرو دستانه برآورد نمی‌کند. آنها دریافته‌اند که اگرچه جوامع پیشرفته از دانش تخصصی و فنون بهره‌مندی بیشتری دارند، اما در مقابل، غالباً از نظر همبستگی و یکپارچگی ویژه‌ای که در جوامع کمتر پیشرفته وجود دارد، دچار کمبود قابل توجهی هستند با آنکه منشأ آئینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ خاستگاه تئاتر است، اما هرگز تنها نظریهٔ مورد قبول عام محسوب نمی‌شود.

هستند محققانی که معتقدند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است؛ آنها اظهار می‌دارند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها عمده ترین خصیصهٔ انسان است، همچنین آنها الگویی را پیشنهاد می‌کنند که در آن الگو تئاتر از افسانه سرایی نشأت می‌گیرد. افسانه‌ها ابتدا دربارهٔ شکار، جنگ یا فتوحات دیگرند و به تدریج آب و تاب بیشتری می‌یابند. مطالعات اخیر از نقاشی‌های به دست آمده از عصر یخبندان حاکی از آن است که انسان از ۳۰۰۰۰ سال پیش مراسم آئینی اجرا می کرده است و از هزاره‌های بعد از این تاریخ، یعنی ۲۰۰۰۰ سال پیش، در یکی از غارهای فرانسه و اسپانیا یک نقاشی به دست آمده که نشان دهندهٔ مراسمی است مربوط به شکار اما نظر ما دربارهٔ این نقاشی‌های اولیه هنوز محقق نیست. وقتی به دوره‌های نزدیک تر می‌رسیم و می‌بینیم انسان آغاز به گسترش مهارت‌ها و عاداتی کرده است که راه به تمدن می‌برند، تصاویر برای ما گویاتر می‌گردند: تصاویری همچون اهلی کردن حیوانات، کشت گندم، اختراع سفالگری و ترک زندگی کوچنشینی یعنی هنگامی که شکارچیان و تهیه کنندگان غذا در مکانی مستقر می‌شوند و به کشاورزی و دامداری خو می‌کنند.


تئاتر و درام در یونان باستان

هنگامی که تمدن‌های خاور نزدیک و مصر شکوفا می‌شدند، دیگران در همسایگی آنان تازه قدم در راه تحول می‌نهادند. مهمترین این تمدن‌های نوپا، از نظر بررسی ما، «تمدن اژه‌ای» است که پیشاهنگ تمدن یونانی بود. «فرهنگ مینوسی» که از سال ۲۵۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد در جزیرهٔ کِرت شکفته بود، در اثر زمین لرزه یا آتش‌سوزی فاجعه آمیزی ویران شد، و اطلاع کمی از چگونگی آن در دست است. پس از آن، تمدن میسنی توسط مهاجمان شمالی نابود شد، و عصر تاریک از ۱۱۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد آغاز گردید. این تمدن باستانی اژه‌ای تأثیر مستقیم زیادی در تحول تئاتر نداشت، اما تئاتر غیر مستقیم آن فوقالعاده زیاد بود، زیرا خدایان، قهرمانان و تاریخ همین مردم بود که مواد اولیهٔ ایلیاد و ادیسهٔ هومر و اکثر درامهای یونانی را فراهم آورد. از این رو این تمدن‌ها به جهات مختلف زیربنای ادبیات غرب به شمار می‌آیند.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها آیتکا (آتن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو آرگوس بودند اگرچه آتن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله آتن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد آموختند. در حقیقت آنها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از آن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

اسناد مربوط به تئاتر در این دوران هنوز کم است. ارتباط بین تئاتر و ایالت ـ شهر از سال ۵۳۴ پیش از میلاد آغاز شد و آن زمانی بود که دولت آتن مسابقه‌ای برای انتخاب بهترین تراژدی اجرا شده در دیونوسیای شهر، که جشنوارهٔ مذهبی مهمی بود، گنجانید. کمدی آخرین شکل دراماتیک بود که از طرف حکومت یونان به رسمیت شناخته شد، ولی تا سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به دیونوسیای شهر راه نیافت. لذا سرگذشت آن، تا قبل از این تاریخ، تا حدودی بر حدس و گمان استوار است. ارسطو می‌گوید کمدی از نمایش بدیهه سازی‌های سرخوانِ آوازه‌های آئینی فالیک بیرون آمده است. اما از آنجا که تعداد زیادی آئین‌های فالیک وجود داشته، روشن نیست منظور ارسطو کدامیک بوده است.

بعضی از مراسم ما قبل دراماتیک، توسط گروه رقص اجرا می‌شد، که گاه صورتک حیوان بر چهره می‌زدند یا سوار حیوانات می‌شدند و یا حیوانی را به عنوان نمایندهٔ حیوانات دیگر با خود می‌کشیدند. همچنین در آن دوره نمایش‌های همسرایان چاق، سایترها و مردانی بر فراز دیرک‌های بلند وجود داشت. مراسم اغلب شامل یک راهپیمایی به دنبال همسرایانی بود که می‌خواندند و می‌رقصیدند و نمادهای بزرگ و فالیک را بر روی علم‌هایی به اهتزاز در می‌آوردند. این مراسم موجب عکس العمل‌ها و مسخره گی‌هایی در میان شرکت کنندگان و تماشاگران می‌شد. در کمدی‌های اولیه همهٔ این نمایش‌ها عناصر جنبی خود را نیز داشتند. کمدی گذشته از خاستگاه و تاریخ آغاز آن، در بین سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به حد کافی رشد یافته بود تا بتواند شایستگی‌های نمایش در دیونوسیای شهر را داشته باشد. نام تعداد کمی از کمدی نویسانِ نخستین ضبط شده است: کیونیدِس، که ظاهراً برندهٔ اولین مسابقه بوده، ماگنِس که برنده ۱۱ مسابقه بوده است و کمدی‌هایی مثل پرنده‌ها، پشه انجیری و قورباغه‌ها از اوست. اِکفانتیدس که گفته می‌شود کمدی‌های ظریفتری از پیشینیان خود نوشته است. کراتینوس که بیست و یک نمایشنامهٔ کمدی را به او نسبت داده‌اند و به عنوان اولین نویسندهٔ واقعی و در خور توجه در زمینهٔ کمدی شناخته می‌شود. کراتس که سایترهای شخصی را که قبلاً شاخص کمدی بود رها کرد و به مسائل عمومی ترین پرداخت. او پولیس و آرسیتوفان سر کردهٔ همهٔ کمدی نویسان که بذله گوئی‌ها و ابداعاتش در سایتر مورد قبول همه قرار گرفته است.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها یتکا (تن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو رگوس بودند اگرچه تن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله تن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد موختند. در حقیقت نها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از ن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

شرق و غرب در تلاقی هزار ساله بیزانس مرحلهٔ دیگری از تداوم تاریخ روم و اسکندر کبیر و تمدن کلاسیک یونان بود. تئاتر بیزانس سه گونه متمایز داشت: تئاتر سپند، تئاتر مذهبی و تئاتر کلاسیک یا ادیبانه. ارزیابی طبیعت و وسعت تئاتر بیزانس مشکل است، زیرا منابع موجود بسیار اندک است و مورخان بر سر تفسیر همین اندک نیز توافق ندارند. مسلم این است که نمایش‌های تئاتری در سراسر دوران بیزانس رواج داشته‌اند. گفته می‌شود که قسطنطنیه در اصل دو تئاتر از نوع رومن داشته و حداقل یکی از آنها تا اواخر دوران بیزانس برپا بوده است. قلمرو امپراتوری بیزانس شامل بخش اعظم مدیترانهٔ شرقی بود که تئاترهای هلنی و یونای ـ رومی در آن ساخته شده بودند. نمایش‌های تئاتری و سرگرم‌کننده از طریق بیزانس به مدت هزار سال تداوم یافتند و هنگامی که اینگونه نمایش‌ها در روم از رونق افتاده بودند در بیزانس به حیات خود ادامه دادند. تأثیر بیزانس بر اروپای غربی بسیار متحمل است، زیرا روابط تجاری بین بیزانس و روم غربی هیچگاه به کلی قطع نشد. بدون شک در اوایل سدهٔ نهم، هنر بیزانس در معماری کلیساها و پدیده‌های دیگر هنری در غرب تأثیر فراوان داشته است. همچنین جنگ‌های صلیبی که در سدهٔ یازدهم آغاز شد برخورد شرق و غرب را افزایش داد. به رغم وجود شرایط مناسب، هنوز نمی‌توان تأثیر بیزانس بر تئاتر غرب را اثبات کرد اما می‌توان اذعان داشت که بیزانس سنت تئاتری را زنده نگه داشت و بخش‌هایی از هنر آن الهام بخش هنرمندان بعدی گردید. امپراتوری بیزانس سرانجام تسلیم نیروهای مسلمین شد. تحت تعلیمات حضرت محمد (ص) جهان اسلام به سرعت رو به گردش نهاد و در حوالی ۶۲۲ مقبولیت عام یافت. در قلمرو اسلام داستان گویی تقریباً در همه جا و درام‌های فولکور در برخی نقاط، متداول بود. در نقاط دیگر، به ویژه در هند، اندونزی، ترکیه و یونان تئاتر عروسک‌های سایه محبوبیت یافت. اما عروسک‌ها تا حد ممکن از واقع گرایی به دور بودند. این عروسک‌ها اشکالی دو بعدی بودند که از قطعات چرم بریده می‌شدند و با قطعه چوبی که به آن وصل می‌شد هدایت می‌گردیدند. بعدها، تنها سایهٔ این عروسک‌ها که توسط فانوس یا مشعل بر روی پارچهٔ سفیدی منعکس می‌گردید، نمایش داده می‌شد.

در بعضی کشورها تئاتر سایه هنرپیشه‌ای گردید و به کلی از هنر بازیگری زنده جدا گشت. تئاتر سایه ظاهراً حدود سدهٔ چهاردهم میلادی در ترکیه عرضه شد. سپس از سقوط بیزانس، در مناطقی که عصر عظیم تئاترهای کلاسیک، هلنی و یونانی ـ رومی را دیده بود. در این مناطق نمایش‌های عروسکی بر گرد شخصیت «قراگوز» و ماجراهای مضحک او دور می‌زد. سرانجام این نمایش‌ها قراگوز نامیده شدند و این سنت تا زمان ما ادامه یافته است. مسلمانان در بسیاری از نقاط تئاتر را به عنوان هنری بی اهمیت قلمداد کردند. در هزارهٔ اول مسیحی، یکی از توسعه یافته ترین و پرمحتواترین درام‌ها را باید در هند جستجو کرد. تمدن هند به قدمت تمدن مصر باستان و خاورمیانه است، اما دانش ما بر این تمدن با ورود قوم آریاییاز آسیای مرکزی در ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود. در واقع در سده‌های پس از آن است که ترکیب و سیمای زندگی و هنر مردم هند پدیدار می‌گردد. شاید مهمترین تأثیرات بر درام هند، از طریق هندوییسم و ادبیات سانسکویت صورت گرفته باشد. عصر طلایی درام در فرهنگ هندی حدود ۱۲۰ میلادی آغاز می‌شود و تا حدود ۵۰۰ میلادی ادامه می‌یابد. نقطهٔ اوج عصر طلایی سده‌های چهارم و پنجم است که امپراتوری گوپتا در شمال هند مرکز هنر، طب و آموزش قرار می‌گیرد. در آنجا شهرهای زیبا، دانشگاه‌ها و تمدنی عظیم و پر شکوه بنیان نهاده می‌شود. نقطهٔ اوج دیگری نیز در نیمهٔ اول سدهٔ هفتم تحت فرمانروایی شاه هارشا به ظهور می‌رسد. خود هارشا یکی از نمایشنامه نویس‌های مهم محسوب می‌شود.

در دوران حکومت هارشا تأثیر هند بر آسیای جنوب شرقی نیز گسترده شد و موجب توسعهٔ درام در آن نقاط گردید. هندیان به واقع نگاری و ضبط تاریخ توجه چندانی نشان نمی‌دادند، از این رو محققان جدید تاریخ‌های بسیار متفاوتی را برای درام‌های موجود سانسکریت در نظر گرفتهاند. اما آنچه پیش از همه مورد توافق است قدیمیترین قطعاتی است که به حدود ۱۰۰۰ سال پیش تعلق دارند. حدود ۲۵ نمایشنامهٔ سانکسریت به دست ما رسیده است که تاریخ بعضی از آنها حوالی سدهٔ نهم میلادی و در این میان بهترین آنها را به سدهٔ چهارم و پنجم میلادی نسبت می‌دهند. از میان درام نویسان سانسکریت می‌توان این نویسندگان را نام برد: شاه هارشا با نمایشنامه‌های سینه ریو مروارید، شاهزاده خانم گمشده و ناگاندا؛ بهاوا بوتی با نمایشنامه‌های داستان قهرمان بزرگ، آخرین قصهٔ راما و ازدواج دزدیده شده؛ ویشا کاداتا با نمایشنامهٔ انگشتری خاتم راکشاسا. در سال‌هایی که درام هند در حال شکوفایی بود، تئاتر چین تازه داشت شکل می‌گرفت، به ویژه در نواحی پکن که همچون مصر و خاورمیانه از گاهواره‌های تمدن به شمار می‌رود. مدارک ما دربارهٔ سال‌های پیش از ۱۵۰۰ پیش از میلاد، یعین زمان به قدرت رسیدن سلسلهٔ شانگ اندک است. در زندگی چینیان از همان آغاز، رقص، موسیقی و آئین‌های مختلف نقش مهمی داشته است و برخی از فرمانروایان چینی اینگونه فعالیت‌ها را برای هماهنگ کردن کشور خود لازم می‌شمردند و در سدهٔ هشتم پیش از میلاد معابدی وجود داشت که اجرا کنندگانی بدین منظور در اختیار داشتند. مورخان سعی کرده‌اند بین آئین‌های چینی و همسرایان دیتیرامب در یونان شباهت‌هایی بیابند. اولین دورهٔ درخشان هنر و ادبیات چینی، با حکومت سلسلهٔ هان آغاز می‌شود. مجموعه سرگرمی‌های این دوره را «صد نمایش» می‌نامیدند.

در سدهٔ سیزدهم نمایش‌های گوناگون سرگرم‌کننده جزئی از زندگی عادی مردم چین محسوب می‌شد. اما تا مدت‌ها بعد از تسلط مغول‌ها در ۱۲۷۹ بر چین، هیچ درام ادبی در چین به وجود نیامد. تحولات اصلی تئاتر چین بعدها رخ داد. احیای تئاتر در اروپای غربی از اوایل قرون وسطی آغاز شد. پس از سقوط امپراتوری روم، فعالیت‌های سازمان دارِ تئاتری در اروپای غربی متوقف شده بود، زیرا در سدهٔ ششم شرایط مشابهی با دوران ما قبل عظمت تئاتر روم بر صحنه حاکم شد، اما عناصر تئاتری حداقل در چهار شکل مختلف حفظ شدند: بقایای میم رومی، نقالی توتنی، جشنواره‌های عامیانه و آئین‌های شرک آمیز و مراسم مسیحی. تئاتر در اوایل قرون وسطی باید از دل این منابع زاده می‌شد.
ساعت : 12:36 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
مرکز فیلم | next page | next page