سلامت و بهداشت
سلامت و بهداشت

اصفهان یکی از مرکزهای اصلی و تاثیرگذار برای درمان بیماران در ایران محسوب می‌شود. حدود سی بیمارستان، بیست درمانگاه، دههاانجمن و نهاد پزشکی و بهداشتی در این شهر فعالیت دارند. همچنین شهرستان اصفهان دارای ۱۴۷ آزمایشگاه، ۲۵۴ داروخانه، ۸۷ مرکز پرتونگاری و ۲۰۸ مرکز توانبخشی است.






زیرساخت‌های اولیه
مراکز تفریحی

پارک و فضای سبز

اصفهان دارای سه هزار و هفتصد هکتار (۳۷ میلیون متر مربع) فضای سبز شهری است که با داشتن سرانه فضای سبز ۲۴ متر مربع بالاترین رتبه را در سطح کلان شهرهای ایران دارد. همچنین مقدار این سرانه تا سال ۱۳۹۵ به ۳۲ متر مربع خواهد رسید که با توجه به آلاینده‌های زیست محیطی اصفهان این سرانه باید به ۴۰ متر مربع افزایش پیدا کند. بوستانهای کنار و مشرف بر زاینده رود که به بوستانهای ساحلی نیز مشهور هستند از مهمترین فضاهای سبز اصفهان می‌باشند. زیباترین و منحصر بفردترین فضای سبز اصفهان بوستان جنگلی ناژوان است که در غرب اصفهان و در کنار زاینده رود قرار دارد. نام برخی از بوستانهای ساحلی و غیر ساحلی چنین است: بوستان‌های ساحلی: ناژوان، سعدی، زاینده رود، کودک، ملت، آیینه خانه، آبشار، مشتاق و باغ گلها. بوستانهای غیر ساحلی: قلمستان، نقش جهان، استقلال، باغ فدک و باغ غدیر و پارک امام رضا.




گردشگری


جاذبه‌های تاریخی
اصفهان سرشار از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش‌جهان، مسجد امام، سی و سه پل، پل خواجو، پل مارنان، مسجد جامع، مسجد سیّد، مسجد شیخ لطف‌الله، منار جنبان، برج کبوترخانه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان، کاخ چهلستون، آتشگاه اصفهان، کاخ عالی‌قاپو، کاخ هشت بهشت، کلیسای وانک، حمام علیقلی آقا، مدرسه چهارباغ و هتل عباسی خانه خان (خوراسگان)، امام زاده ابو العباس (خوراسگان) از بارزترین آنها هستند.



پل‌ها

پل چوبی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو و پل زمان خان





بازارها

بازار اصفهان، بازار قیصریه اصفهان یا بازار صفویه یا بازار سلطانی، بازار شاهی یا بازارچه بلند بازار دردشت، بازار بیدآباد، بازار ریسمان، بازار غاز، بازارهای معروفی اطراف میدان نقش‌جهان: بازار مسگرها، بازار هنر، بازار ترکش‌دوزها، بازار کلاهدوزها، بازار لواف‌ها و بازار آهنگره
مسجدها


مسجد جامع کوله پارچه
مسجد علی
مسجد امام
مسجد حکیم
مسجد جامع
مسجد حاج محمد جعفرآباده‌ای
مسجد علیقلی‌آقا
مسجد قطبیه
مسجد ایلچی



مسجد آقا نور
مسجد رکن الملک
مسجد سید
مسجد رحیم خان
مسجد صفا
مسجد ذوالفقار
مسجد خان



مسجد شیخ لطف‌الله
مسجد مصری
مسجد جمعه
مسجد لنبان
مسجد مقصودبیک




محله‌ها

چرخاب، خواجو، قلعه تبرک، شهشهان، دردشت، تیران، دستگرده (فروغی)، پاچنار (جامی)، بید آباد، شیْش، درب کوشک، محله نو، جوزدان، الیادران، چهارسوق شیرازی‌ها، لنبان، ناژوان، جاوان پایین، جاوان بالا، آفاران، برزان، ولدان، رهنان، خوراسگان، کوله پارچه، تخت فولاد، هزارجریب، دستگرد خیار، قائمیه، مارچین




خانه‌های قدیمی

به علت وجود بافت قدیمی و معماری زیبای شهر اصفهان، خانه‌های قدیمی بسیاری در این شهر وجود دارد. برخی از این خانه‌ها امروزه توسط میراث فرهنگی بازسازی شده و بصورت موزه درآمده‌است. همچنین برخی از این سراهای قدیمی با تغییر کاربری در حال استفاده می‌باشد. تالار تیموری (موزه تاریخ ملی) به عنوان موزه تاریخ ملی، توحیدخانه به عنوان دانشکده معماری دانشگاه هنر اصفهان و عمارت رکیب خانه به عنوان موزه هنرهای معاصر اصفهان مورد استفاده و بهره‌برداری است. خانه‌های: حاج رسولی‌ها، شیخ الاسلام، خانه مشروطه، حاج مصورالملکی، یداللهی، عاصمی اصفهانی، قدسی، خانه نیلفروشان، مجتهدزاده، حقیقی، داوید (داود)، سوکیاس، مارتا پیترز، پطروس، سرتیپی، منعمیان، وثیق انصاری، بهشتیان، اعلم و قزوینی‌ها از خانه‌های قدیمی و دیدنی اصفهان می‌باشد. همچنین بتازگی بدست زوجی ایرانی و غیر اصفهانی خریداری و بازسازی شده که باعث حفظ و بقای آن گشته‌است. این خانه دارای سابقه‌ای پانصد ساله می‌باشد که ابتدا به عمه شاه عباس تعلق داشته‌است. موقعیت این اثر تاریخی در نزدیکی مسجد جامع اصفهان و حمام شیخ بهایی است که در مرکز بافت تاریخی شهر قرار گرفته‌است.




جاذبه‌های مذهبی


خانقاه‌ها

از دیرباز در شهر اصفهان تعدادی خانقاه منعلق به فرقه‌های مختلف درویشان وجود داشته‌است. بعضی از این خانقاه‌ها به واسطه فشار دستگاه‌های امنیتی تعطیل یا مستقیماً توسط خود حکومت تخریب گشته‌است که خانقاه درویشان گنابادی واقع در گورستان تخت فولاد از آن جمله‌است. البته هنوز هم بعضی از خانقاه‌ها فعال می‌باشند که خانقاه علی بن سهل واقع بر سر آرامگاه وی از آن جمله می‌باشد.
کلیساها

در این شهر کلیساها و کنیسه‌های بسیاری وجود دارد که بخش عمده‌ای از کلیساها در منطقه جلفا می‌باشند. برخی از کلیساهای شهر از سده هفده میلادی بجای مانده‌اند که معروفترین و قدیمی ترین آنان کلیسای وانک، کلیسای مریم مقدس، کلیسای گئورگ، کلیسای حضرت لوقا، کلیسای هاکوپ، کلیسای نرسس و سرکیس. در این میان کلیسای هاکوپ مقدس قدیمی ترین کلیسای اصفهان می‌باشد.




کنیسه‌ها

بیشتر کنیسه‌های اصفهان در محله جویباره که یهودی نشین بوده قرار گرفته‌اند. کنیسه عمو شعیا قدیمی‌ترین کنیسه اصفهان می‌باشد که در همین محل قرار گرفته‌است. در سال ۱۳۵۰ و بر اساس پژوهش‌های لطف‌الله هنرفر تعداد کنیسه‌های اصفهان بیست عدد ثبت شده ولی در حال حاضر تعدادی از آنها از بین رفته‌است.




گورستان‌ها

باغ رضوان گورستان فعلی و فعال اصفهان و تخت فولاد گورستان قدیمی و تاریخی اصفهان است که به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین آرامگاه‌های ایران نیز شناخته می‌شود. این آرامگاه از تکیه‌های مختلفی تشکیل شده که چهارده تکیه همانند: تکیه سید العراقین، تکیه میر فندرسکی و تکیه آقا حسین خوانساری مربوط به دوره صفوی است. و نزدیک به سی تکیه و مسجد همانند: تکیه میر محمد صادقی که جزیی از تکیه سادات محسوب می‌شود تکیه شهشهانی، تکیه واله، مسجد رکن الملک، تکیه بختیاریها و تکیه کلباسی (ابوالمعالی) از دوره قاجار هستند. همچنین شش تکیه نیز همچون تکیه لسان الارض از تکیه‌های گلستان شهدای اصفهان محسوب می‌شوند.




موزه‌ها

اصفهان به جهت داشتن موزه‌های مختلف و با ارزش مشهور است که از آن میان می‌توان به موزه‌های زیر اشاره نمود.

گنجینه هنرهای تزئینی و هنرهای معاصر اصفهان
موزه صنایع‌دستی و هنرهای سنتی اصفهان
کاخ موزه چهل ستون
موزه کلیسای وانک
موزه تاریخ طبیعی
موزه علوم و فنون آموزش پرورش اصفهان
موزه آب اصفهان
موزه شهدای اصفهان
گنجینه سنگ نوشته‌های تخت فولاد
باغ موزه پروانه‌ها




صنایع دستی

اقتصاد سنتی استان مبتنی بر صنایع دستی چون قالی بافی، ابریشم بافی، قلمزنی، منبت کاری، زری بافی، خاتم کاری، ملیله دوزی، مینیاتور، سفالگری، میناکاری، فلزکاری، فیروزه کوبی، نقره سازی، کاشی سازی، قلمکاری و پولک دوزی از صنایع زیبای اصفهان است که امروزه رونق خوبی نیز در بخش جهانگردی دارد. صنایع بزرگی چون ذوب آهن، مجتمع فولاد مبارکه، پالایشگاه، پلی اکریل و همچنین کارخانه جات متعدد سرامیک و کاشی سازی و معادن سنگ و سنگبری از علل صنعتی شدن و اقتصاد قوی استان محسوب می‌شود. از صنایع دیگر استان که می‌توان فهرست وار به برخی اشاره نمود: ظروف چینی، سرامیک، تولید لوازم خانگی، کارخانه تولید سیمان، ورق موجدار، صنایع خودروسازی، صنایع نظامی، صنایع هواپیماسازی، ساخت لوازم و تاسیسات گازی، صنایع مواد غذایی، فراورده‌های لبنی، ریسندگی، نساجی و …می‌باشند.




غذاهای سنتی

در اصفهان غذاهای سنتی بسیاری مورد استفاده هستند که برخی از آنها مربوط به شهرهای دیگر اصفهان بوده‌اند و یا در شهرهای دیگر ایران نیز رواج داشته و دارند. در این میان کباب، بریان و خورش ماست معروف‌ترین غذای اصفهان می‌باشند. همچنین سایر غذاهای این شهر عبارتند از: باقالی ذرت (خوراسگان)، آش سماق، کله جوش که ازغذاهای ایلات اصفهان است، سرگنجشکی، کوکو قندی، قیمه ریزه، آش ماش و قمری، یخنه ترش، ماش و زردک، اوماج سرکه و چغندر، نخود و آب.




ره‌آورد

معروفترین ره‌آورد اصفهان گز است. گز یک نوع شیرینی است که با گز انگبین یا ترنجبین شکر بادکا و مغز پسته، بادام، فندق یا گردو و سفیده تخم مرغ و گلاب ساخته می‌شود و در آن در از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی‌شود. از دیگر رها آوردهای اصفهان می‌توان به صنایع دستی به ویژه قابهای خاتم کاری و میناکاری، پارچه‌های قلمکاری شده و آثار مختلف قلمزنی اشاره نمود.




ترابری
فرودگاه

فرودگاه بین‌المللی اصفهان که "شهید بهشتی" نام دارد در شمال شرقی شهر و در ۱۸ کیلومتری شهر واقع شده‌است.
از این فرودگاه روزانه ۳۶ پرواز در مسیرهای ورودی و خروجی و ۲۵۰ پرواز هفتگی به ۲۱ مقصد در داخل و خارج از ایران صورت می‌گیرد که روزانه ۴۰ هزار مسافر از طریق این فرودگاه مسافرت می‌کنند.




قطار شهری

قطار شهری به نام متروی اصفهان نیز معروف است. این شبکه به سبب گذر از منطقه‌های باستانی این شهر با مخالفان بسیاری همراه گشته و تاکنون به منطقه‌های باستانی همانند: خیابان چهار باغ و سی و سه پل آسیب رسانده‌است. شبکه درون شهری مترو دارای ۲ خط جداگانه می‌باشد. خط شماره یک شمالی - جنوبی و دارای بیست و یک ایستگاه است. این خط از شمال غربی آغاز شده و به کوه صفه در جنوب ختم می‌شود. خط شماره دو نیز محور شرقی - غربی دارد که بیست و یک ایستگاه را شامل می‌شود. این خط از شمال شرقی آغاز می‌شود و تا خمینی شهر ادامه می‌یابد.




اتوبوس شهری

سازمان اتوبوسرانی اصفهان برای خدمات رسانی به مردم ۱٫۳۰۰ دستگاه اتوبوس در اختیار دارد که در تمام مسیرهای شهری تردد دارند. از شهریور ماه ۱۳۹۰، نخستین خط اتوبوس تندرو (BRT) اصفهان راه‌اندازی شد. این مسیر شرقی-غربی، از میدان آزادی تا خیابان شفق امتداد دارد.




تاکسی

علاوه بر حضور تاکسی بی‌سیم هماهنگ با سامانه یکپارچه کشوری (۱۳۳)، نزدیک به ۳۰٫۰۰۰ تاکسی گردشی، خط ویژه (مانند تاکسی فرودگاه و تاکسی پایانه مسافربری)، تاکسی بانوان، دفتر تاکسی تلفنی و مسافربرهای شخصی در شهر فعالیت دارند که از آن میان ۹٫۵۰۰ تاکسی پلاک قرمز (رسمی) می‌باشند.




پایانه‌ها

به جهت رفاه مسافران پایانه‌های مسافربری اصفهان در چهار جهت شهر قرار دارند که در این میان پایانه صفه و کاوه نقش اساسی‌تری در جابجایی مسافر دارا هستند.

پایانه مسافربری زاینده رود در غرب
پایانه مسافربری جی در شرق
پایانه مسافربری صفه در جنوب
پایانه مسافربری کاوه در شمال




آموزش
آموزش و پرورش

اصفهان دارای شش ناحیه آموزشی است که آموزش مدرسه‌های کودکستان، پیش‌دبستانی (آمادگی)، دبستان، راهنمایی، دبیرستان، هنرستان و پیش‌دانشگاهی را هدایت و نظارت می‌کنند. هنرستان هنرهای زیبا از مهمترین مرکزهای آموزش هنری ایران بوده که بیش از هفتاد سال پیشینه دارد.




آموزش عالی

اصفهان به عنوان یکی از شهرهای علمی ایران نقش مهمی در تولید و آموزش علم در ایران دارد. دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان،دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه غیر انتفاعی شهید اشرفی اصفهانی،دانشکده فنی شهید مهاجر،دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر مجلسی و دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان از دانشگاه‌های مهم اصفهان می‌باشند.





آموزش دینی

در اصفهان از قدیم و از بدو ورود اسلام و تشیع، حوزه‌های علمیه شکل گرفت و در ادواز مختلف حکومتهای اسلامی، دچار فراز و فرودهایی بوده است اما مهمترین دوره و اوج آن مربوط به دوره صفویه بوده است که با هجرت دانشمندان شیعه از لبنان و دیگر مناطق، این شهر مرکزیت علمی در همه زمینه‌ها پیدا نموده و می‌توان این دوره را یکی از دوره‌های طلایی و تمدن پیشرفته شیعه تلقی نمود در این دوره محقق کرکی عاملی به عنوان بزرگ فقیه و دانشمند شیعه در دربار، به عنوان مشاور اعظم و پس از او شیخ بهایی و سپس علامه مجلسی نقش والایی را در شکل گیری این تمدن شیعی ایفا نمودند. در این دوره تمدن شیعه شیخ بهایی با برخورداری از تخصص در بیشتر علوم زمان خود و مهندسی فوق العاده، مدیریت علمی این تمدن با شکوه را بر عهده گرفته و اصفهان در زمینه کشاورزی و صنعت و معماری و هنر و مرکزیت پیدا کردن سرآمد شهرهای اسلامی شد. حوزهای علمیه در این شهر نقش والای خود را ایفا نمودند و مدرسه‌های بزرگی در این شهر با معماری زیبای اسلامی شکل گرفت مانند مدرسه چهار باغ، مدرسه صدر، مدرسه نیم آور، مدرسه صدر خواجو، مدرسه ملاعبد الله، مدرسه جده بزرگ و مدرسه جده کوچک و... در دوره صفویه در این شهر جریانهای علمی بزرگی در زمینه دانش فقه و حدیث و تفسیر و فلسفه در این شهر شکل گرفت که آثار و تالیفات این دوره مهمترین کتب علمی امروزه در حوزه‌های علمیه به حساب می‌آید. دائرةالمعارف بزرگ بحارالانوار مهمترین کتاب شیعه محصول این دوره و تالیف علامه مجلسی می‌باشد.

پس از انتقال مرکزیت علمی حوزهای دینی از این شهر به کربلا و نجف، حوزه‌های علمی این شهر پویایی خود را حفظ نموده و خاندانهای علمی بزرگی در این شهر شکل گرفت که این حیات علمی تا به امروز در اصفهان ادامه پیدا کرده و امروزه هم حوزه علمیه اصفهان پس از قم در کنار حوزه مشهد یکی از یزرگترین مراکز علمی جهان تشیع به حساب می‌آید.




رسانه‌ها
صدا و سیما
نشریه‌ها

روزنامه‌های نسل فردا، اصفهان امروز، اصفهان زیبا و نصف جهان از روزنامه‌های محلی می‌باشند و همچنین نزدیک به یکصد هفته نامه، ماهنامه و فصلنامه در اصفهان به چاپ می‌رسد.




سینماها

اصفهان دارای بیش از ۱۰ سالن سینما می‌باشد. مجموع ظرفیت این سینماها برابر با ۷۳۰۰ نفر می‌باشد. همچنین ده‌ها سالن نمایش و همایش نیز در اصفهان وجود دارند که برخی از آنها به صورت خصوصی اداره می‌شوند.
فهرست سینماهای اصفهان به شرح زیر می‌باشد:

سپاهان
خانواده (چهارباغ)
قدس
فلسطین
ایران
ساحل
فرشچیان
مهتاب
فرهنگیان
ملک شهر





نگارخانه‌ها

برخی از نگارخانه‌های اصفهان را نیز می‌توان چنین نام برد: نگارخانه زاینده رود، نگارخانه بدرالسما، نگارخانه سایه، نگارخانه کوثر و نگارخانه کلاسیک.





کتابخانه‌ها

در اصفهان بیشتر از بیست کتابخانه در کنار بیست فرهنگسرا فعالیت دارند. که معروف‌ترین آنها به این ترتیب است:

کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان
کتابخانه ابن بابویه
کتابخانه میرداماد
کتابخانه صائب اصفهانی
کتابخانه ولی‌عصر
کتابخانه توحید
کتابخانه عمومی میرداماد و تخصصی حقوق شهروند
کتابخانه عمومی فاطمه زهرا و کتابخانه گویا اختصاصی نابینایان

همچنین در حدود سی سالن مطالعه در شهر اصفهان وجود دارد. در بیشتر مناطق شهری و به کوشش شهرداری مناطق سالن‌های مطالعه جهت استفاده عمومی ساخته شده‌است که برخی از آنها به شرح ذیل می‌باشند از جمله سالن مطالعه کوی بهار، سالن مطالعه کوی امیریه و سالن مطالعه کوی کشاورزی.
ورزش




امکانات ورزشی

شهر اصفهان به عنوان یکی از قهرمان پرورترین شهرهای ایران به حساب می‌آید به طوریکه اکثر ورزشکاران یا تیم‌های ورزشی آن دارای ترازهای بالا در مسابقات کشوری و رقیب سرسخت ورزشکاران پایتخت می‌باشند. دو باشگاه بزرگ سپاهان و ذوب آهن در اکثر رشته‌های ورزشی در رده‌های اول کشور می‌باشند.

در حدود ۵ استادیوم حرفه‌ای فوتبال در اصفهان وجود دارد که بدین شرح است:

استادیوم نقش جهان اصفهان واقع در بلوار بعثت (کمربندی شمال)
استادیوم فوتبال تختی اصفهان واقع در چهار راه تختی
استادیوم ۲۲ بهمن اصفهان که متعلق به ارتش است. واقع در نبش بلوار صفه و بلوار دانشگاه اصفهان
استادیوم پلی اکریل اصفهان که متعلق به شرکت پلی اکریل است. واقع در خیابان آتشگاه "مجموعه فرهنگی تفریحی بهشت زیبای اصفهان"



استادیوم انقلاب اصفهان واقع درمیدان آزادی

زمین چمن‌های اصفهان:

دانشگاه اصفهان: دانشگاه اصفهان، اواسط بلوار اصلی
باشگاه پاس اصفهان (نیروی انتظامی): بزرگراه اصفهان - شیراز، پل راه آهن. خیابان انتظام، جنب ستاد فرماندهی انتظامی استان اصفهان
باشگاه مقاومت اصفهان (سپاه پاسداران): بلوار صفه، جنب ستاد فرماندهی سپاه صاحب الزمان استان اصفهان، مجموعه ورزشی شهید آقابابایی
باشگاه آب منطقه‌ای: خیابان مشتاق سوم، بعد از پل شهرستان، مجموعه ورزشی سازمان آب منطقه‌ای اصفهان
باشگاه فولاد مبارکه سپاهان اصفهان: خیابان آتشگاه، جنب کوی آتشگاه مجموعه تفریحی ورزشی بهشت زیبای اصفهان (باغ فردوس)
باشگاه راه آهن اصفهان: بزرگراه اصفهان - شیراز، ایستگاه راه آهن اصفهان، ورودی بلوار اختصاصی
باشگاه پیام مخابرات اصفهان: خیابان امام خمینی، بعد از سه راه عاشق آباد

در اصفهان سالن‌های متعدد ورزشی اعم از دولتی یا بخش خصوصی فعال هستند. بعضی از این سالنها عبارتند از:

سالن ورزشی تختی اصفهان
سالن نقش جهان اصفهان
سالن پیروزی اصفهان
سالن مخابرات اصفهان
سالن باشگاه کارگران اصفهان
سالن و مجموعه ورزشی میثاق ولدان

همچنین شهرداری اصفهان اقدام به ساخت بعضی اماکن مخصوص به فعالیت‌های بانوان نموده‌است که در این بین باغ بانوان اصفهان در حاشیه بزرگراه شهید خرازی اهمیت ویژه‌ای دارد. سایر اماکن ورزشی معروف شهر از این قرار است:

پیست موتور سواری شمال اصفهان
پیست کارتینگ مجموعه ورزشی ۲۲ بهمن (ارتش)
سالن بولینگ صفه
چندین سالن بیلیارد
سالن بولینگ جی




آتشگاه اصفهان
آتشگاه اصفهان یا کوه آتشگاه از بناهای تاریخی شهر اصفهان و از یادگارهای ایران باستان است. این مجموعه دارای پیشینه تاریخیِ کهنی است و در زمانهای گونه گونی از آن بهره برده‌اند. نام اصیل و کهن بنا «مهربین» بوده که اخیراً بدان آتشکده اطلاق شده است.




موقعیت

آتشگاه اصفهان در غرب اصفهان و ۸ کیلومتری مرکز شهر در خیابان آتشگاه قرار دارد. این بنا در نزدیکی رودخانه زاینده رود، بر روی کوهی قرار دارد. از بلندای این تپه، تا کیلومترها از هر چهار سوی اصلی را می‌توان به خوبی مشاهده کرد.




مشخصات تپه

این تپه از جنس سنگ‌های رسوبی است. تراز پایینی آن در ارتفاع ۱۶۱۰ متر از سطح دریا (حدود ۵۰ متر بالاتر از تراز مرکز شهر اصفهان) و فراز آن در ارتفاع ۱۷۱۵ متری از سطح دریا واقع شده‌است. این تپه از نظر زمین‌شناسی در دوره کرتاسه تشکیل شده است. منتمن





مشخصات بنا

این بنای خشتی غریب که بر فراز کوهچه‌ای به بلندای ۱۰۰ متر (نسبت به دشت اطراف) در بخش ماربین اصفهان جای دارد، نخستین بار از سوی اَوِستا شناس بزرگ «ویلیامز جکسن» در اوایل قرن بیستم میلادی، مورد توجه و بررسی علمی قرار گرفت.

«آندره گُدار» به سال ۱۹۳۸ میلادی، در یکی از مُجَلَّدات «آثار ایران» که اختصاص به بناهای آتش داشت، گفتاری کوتاه ولی اصولی و دقیق دربارهٔ آتشگاه اصفهان می‌آورد. سپس «ماکسیم سیرو» در اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، بررسی‌های دقیقی را در آتشگاه به انجام می‌رساند، و برای نخستین بار اقدام به تهیهٔ نقشه‌های معماری صحیح از آن می‌نماید. کمی بعدتر، «کلاوس شیپ مان» با حضور درآتشگاه، آن را از نزدیک مورد مطالعه قرار داده و گزارش خود را در کتابی دربارهٔ بناهای آتش ایران، به زبان آلمانی انتشار می‌دهد. از ایرانیان، نخستین بار «رشید شهمردان» (که یک موبد پارسی ایرانی تبار بود) در کتاب «پرستشگاه زرتشتیان»، ضمن برشمردن و توصیف اکثر آتشخانه‌های ایران، از پناه گرفتن اسماعیلیان اصفهان به آتشگاه در اواخر سدة پنجم هجری خبر می‌دهد. «علیرضا جعفری زند» به سال ۱۳۸۱ خورشیدی مجموعهٔ گزارش‌ها و بررسی‌های ارزندهٔ خود دربارهٔ «اصفهان پیش از اسلام» را در قالب کتابی به همین نام منتشر می‌نماید. در این کتاب، بر کاربری مذهبی آتشگاه تأکید شده و با استناد به نتایج آزمایش سالیابی به روش کربن ۱۴، «آتشگاه» یک معبد ایلامی دانسته می‌شود که بعدها تبدیل به یک معبد مهری می‌گردد.

«میترا آزاد»، در رسالهٔ دکتری خود تحت عنوان «بررسی تحول بناهای مذهبی دورهٔ ساسانی به بناهای مذهبی قرون اولیهٔ اسلامی ایران» (دانشگاه تربیت مدرس- سال ۱۳۸۴ خورشیدی) با تکمیل کردن گزارش موبد شهمردان در ذکر آتشخانه‌های ایران، و یاری گرفتن از مطالعات «دیتریش هوف» دربارهٔ گونه شناسی چهارتاق‌های ساسانی فارس و نیز مطالعات «شیپ مان» در روند دگرگونی و توسعهٔ آتشکده‌ها، به شرح بناهای مذهبی ایران پیش از اسلام می‌پردازد و در جایی که از آتشگاه اصفهان سخن می‌راند، بنای استوانه‌ای شکل فوقانی آن را از نظر دارا بودن پلان دایره‌ای شکل، با بنای موسوم به «آتشگاه چاهک» در استان قم مقایسه می‌کند.

از آتشگاه اصفهان در متون کهن، به نام «دژ ماربین/مهرین» یاد شده و اشاراتی دربارهٔ شهرک باستانی «مهرین» رفته است. یافته شدن سفال‌های گورتان و نام‌های باستانی روستاهای ماربین، گواه بسنده‌ای است بر وجود فرهنگ و تمدنی دیرسال در این بخش، که متأسفانه بسیار مورد بی توجهی واقع شده است. بافتِ ساختمانیِ این مجموعه از لایه‌های خشتی است. میانِ دو ردیف خشت را هم یک لایه نازکِ نِی (که از رودخانه آورده می‌شده) قرار می‌دادند تا بر استحکامِ آن بیفزایند. پایه‌های بزرگ و خشتیِ بنا تقریباً از میانهٔ تپهٔ آتشگاه آغاز می‌شوند و در بالا به ستونهایی محکم و قابلِ اعتماد تبدیل می‌شدند که در گذشته اتاقهایی نیز بر رویِ آنها قرار داشته‌است. در برخی جاها نیز بقایایی از راه پله‌هایی منظم و کنده شده در دلِ سنگ بچشم می‌خورد که تا بالا ادامه داشته‌است اما امروزه از میان رفته‌اند. در بالای تپه بنایی گِرد ساخته شده که می‌توان آنرا نقطه نهاییِ معماریِ این بنا معرفی کرد. بر رویِ تپه، هیچ بنایی بلندتر از آن ساخته نشده‌است. این اتاق دارای هشت گوشه‌است و در هر گوشه یک پنجره هم رو به بیرون دارد. گفته می‌شود موبدانِ زرتشتی، آتشِ مقدس را در درونِ این اتاق قرار می‌داده‌اند.

این مجموعه دارای اتاقها و ساختمانهایی در چهار جهتِ تپه بوده که تا زیرِ اتاقکِ آتشگاه ادامه می‌یافته‌اند و البته اکنون تنها سازه‌های بخشِ شمالی و بخشی از قسمتِ شرقی سالم مانده‌اند و به‌نظر می‌رسد مربوط به بازسازیِ این بنا در دوره پهلوی باشند. بر رویِ برخی از خشت‌های بکار رفته در سازه‌های بخشِ شمالی می‌توان عددِ ۱۳۵۲ را دید که در قالبِ خشت‌ها تعبیه شده‌است.
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 9:21 am
تئاتر
تئاتر یا نمایش شاخه‌ای از هنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان‌ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد مانند اپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی و پانتومیم.
نام
تئاتر واژه‌ای است یونانی در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» می‌گویند. دراصل تعریف دقیق تئاتر یعنی بیان مشکلات مردم ومسائل اجتماعی، سیاسی وفرهنگی یک جامعه به زبان تئاترومهمترین فنی که باید درتئاتراستفاده شودفن بیان می‌باشد. وتاریخچه رشته پرطرفدارتئاترمربوط به یونان باستان ورم درقبل ازمیلادمسیح می‌باشد.





زیرشاخه‌های تئاتر

نمایش

پانتومیم (بی کلام)

نمایش روحوضی،

تعزیه خوانی

نقالی

نمایش عروسکی

تئاترخیابانی

نمایش:این کارتوسط یک یاچندبازیگردریک محیط بازبه نام((سن)) انجام می گیردکه این کارتوسط کارگردان هدایت می‌شود.

پانتومیم (بی کلام):نمایشی است که فقط توسط یک بازیگرانجام میگیردودرآن ازهیچ کلامی استفاده نمی‌شود.

نمایش روحوضی:به نمایشی گفته میشودکه تماشگرانی روی یک حوض که با الوار پوشانده شده و رویش را فرش کرده اند بازی می شود و داستان نمایش رااجرامی کنند. این نوع نمایش درزمان‌های قدیم انجام می‌شد.

تعزیه خوانی: به نمایشی گفته می شودکه درآن بیشترمصائب کربلاوحوادث عاشورا رابه تصویرمی کشد. و بازیگران در دو گروه اولیا(نقش مثبت) و اشقیا(نقش منفی) ایفای نقش می کنند.

پرده خوانی:به نمایشی گفته می شودکه تصاویری را که بر روی پرده نقاشی شده است ،یک راوی طبق این پرده به نقل کردن نمایش می‌پردازد. استفاده این نوع نمایش بیشتردر زمانهای قدیم استفاده می شدوبه نمایش قهوه خانه‌ای معروف است.
نمایش عروسکی: نمایش عروسکی به نمایشی گفته می شودکه درآن ازعروسک استفاده می شودوبازیگران صحنه عروسکها می باشندوبه افرادی که این عروسکهارابه حرکت درمی آورند، " عروسک گردان" گفته می شودواین نمایش هم دارای کاردگردان است.


پیشینه

تئاتر یکی ازهنرهای هفتگانه است. کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده‌اند می‌گویند سر چشمه آن از آیین هاست. آیین به مراسم مذهبی و اجتماعی می‌گویند. مثل مراسم عروسی یا مراسم سینه زنی در ماه محرم در ایران و مراسم رقص‌های مخصوص در کشورهای دیگر انسان همیشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و میل اوست تسلط داشته باشد و این ویژه گی اصلی تئاتر است. تئاتر در مقایسه با هنرهای دیگر امکانات زیادی دارد برای اینکه از هنرهای دیگر مثل نقاشی، ادبیات، معماری، موسیقی و … در آن استفاده می‌شود کلمه تئاتر (theater) در اصل از کلمه تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تیه ((thea تماشاگران و یا محله تماشا است.

درزمان‌های قدیم، تماشاگرن در سرازیری تپه‌ها می‌نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشریفات مخصوص در پایین همان تپه یا کناره معبد که محل عبادت بوده، تماشا می‌کردند. موسیقی، رقص، گفتار، صورتک، لباس، اجراکنندگان، تماشگر و صحنه در اجرای آیین آرایش توسط رنگ، خاکستر یا جوهر که سطح بدن را می‌پوشاند برای کامل کردن صورتک و لباس بکار می‌رود آنطور که گریم در تئاتر این کار را انجام می‌دهد.

بازیگران آیین باید بسیار ماهر و با انضباط باشند مثل بازیگران تئاتر برای اجرای آیین یکی پیشکسوتان یا سالمندان آشنا به آیین تمرین سختی را برای ادارهٔ اجرای خوب آیین بکار می‌گیرد که کاملاً با کارگردانی تئاتر قابل مقایسه است. با اینکه سرچشمه آیینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ بوجود آمدن تئاتر است اما جستجوگرانی هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است. آنها می‌گویند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها جزو بزرگترین خصوصیات انسان است.

برخی می‌گویند تئاتر از رقص و حرکات ضربی و ژیمناستیک و یا تقلید حرکات و صدای حیوانات آغاز شده است. اما نه خصوصیت داستانسرائی انسان و نه علاقهٔ او به تقلید، هیچکدام نمی‌تواند او را بسوی آفریدن هنر تئاتر راهنمائی کرده باشد، چرا که اسطوره‌ها و داستانها هم در اطراف آیین‌ها بوجود آمده‌اند و تقلید از حیواناتی که اندیشه و عقل ندارند هم نمی‌توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا که آیین‌ها از اندیشه و اعتقادات و میزان شناخت انسان شکل گرفته است است.

خاستگاه‌های تئاتر عناصر تئاتری و دراماتیک را در هر جامعهٔ انسانی می‌توان سراغ کرد، صرف نظر از آنکه این جوامع پیشرفته و پیچیده باشند یا نباشند. این عناصر در رقص‌ها و مراسم مردم ابتدایی همان قدر بارزند که در مبارزات سیاسی، راهپیماها، مسابقات ورزشی، مراسم مذهبی و حتی در بازی‌های کودکان ما پیداست. غالب شرکت کنندگان در این گونه فعالیت‌ها خود گمان نمی‌کنند در فعالیتی تئاتری حضور دارند، با آنکه در آنها تماشاگر، دیالوگ و برخورد عقاید به کار گرفته می‌شود. باید متذکر شد که میان تئاتر به عنوان یک شکل هنری و بهره‌برداری ضمنی از عناصر تئاتری در فعالیت‌های دیگر معمولاً تمایزی قایل می‌شوند.

علاقه به درک خاستگاه تئاتر از اواخر سدهٔ نوزدهم سرعتی تصاعدی گرفت، زیرا در آن زمان مردم شناسان اشتیاق زیادی به یافتن پاسخ مسأله از خود نشان می‌دادند. از آن هنگام تا به امروز، نظر مردم شناسی حداقل سه مرحله را پشت سر نهاده است. در مرحلهٔ اول که از ۱۸۷۵ تا ۱۹۱۵ به طول انجامید، مردم شناسان به رهبری سر جیمز فریزر ادعا کردند که همهٔ فرهنگ‌ها از یک الگوی تکاملی پیروی می‌کنند. در نتیجه جوامع ابتدایی موجود در عصر حاضر، می‌توانند منابع مستندی درباره تئاتر هزاران سال پیش در دسترس ما بگذارند.

مرحلهٔ دوم پیشرفت مردم شناسی از سال ۱۹۱۵ آغاز می‌شود و مکتب دیگری به رهبری برانیسلاو مالینوفسکی، روش استقرایی مکتب فریزر را رد می‌کند، و به جای آن رهیافتی استنتاجی را پیشنهاد می‌کند. مکتب جدید مطالعهٔ خود را در محل مورد بررسی، و در عمق آن آغاز کرده و سؤال را اساساً به گونهٔ دیگری طرح می‌کند: کارکرد روزانهٔ جوامع معین چگونه است؟ این مکتب را غالباً مکتب «کارکرد گرایی» می‌نامند. بعد از جنگ جهانی دوم مرحلهٔ سومی هم توسط مردم شناسان بنا نهاده شده که مکتب «ساختگرایی» نامیده می‌شود. بانی این مکتب کلود لِوی استروس نام دارد. لِوی استروس همچون پیروان مکتب کارکرد گرایی، داروینیسم فرهنگی را رد می‌کند و معتقد است که هر جامعه‌ای خط فرهنگی خاصهٔ خود را به وجود می‌آورد. لِوی استروس نیز مانند فریزر به الگویی جهانی معتقد است، هرچند الگوی او با الگوی فریزر تفاوت دارد. آنچه برای لِوی استروس بیشترین اهمیت را دارد آن است که بداند مغز چگونه عمل می‌کند و پاسخ آن را در تحلیل اسطوره جستجو می‌کند.

امروزه اکثریت منتقدان و مورخان توافق دارند که آئین تنها یکی از خاستگاه‌های تئاتر است و نه لزوماً تنها خاستگاه آن. از طرف دیگر، غالب محققان این نظر را که تئاتر در همهٔ جوامع از الگوی تکاملی واحدی پیروی کرده است و رد می‌کنند. به علاوه امروزه هیچ مردم شناسی جوامع ابتدایی را فرو دستانه برآورد نمی‌کند. آنها دریافته‌اند که اگرچه جوامع پیشرفته از دانش تخصصی و فنون بهره‌مندی بیشتری دارند، اما در مقابل، غالباً از نظر همبستگی و یکپارچگی ویژه‌ای که در جوامع کمتر پیشرفته وجود دارد، دچار کمبود قابل توجهی هستند با آنکه منشأ آئینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ خاستگاه تئاتر است، اما هرگز تنها نظریهٔ مورد قبول عام محسوب نمی‌شود.

هستند محققانی که معتقدند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است؛ آنها اظهار می‌دارند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها عمده ترین خصیصهٔ انسان است، همچنین آنها الگویی را پیشنهاد می‌کنند که در آن الگو تئاتر از افسانه سرایی نشأت می‌گیرد. افسانه‌ها ابتدا دربارهٔ شکار، جنگ یا فتوحات دیگرند و به تدریج آب و تاب بیشتری می‌یابند. مطالعات اخیر از نقاشی‌های به دست آمده از عصر یخبندان حاکی از آن است که انسان از ۳۰۰۰۰ سال پیش مراسم آئینی اجرا می کرده است و از هزاره‌های بعد از این تاریخ، یعنی ۲۰۰۰۰ سال پیش، در یکی از غارهای فرانسه و اسپانیا یک نقاشی به دست آمده که نشان دهندهٔ مراسمی است مربوط به شکار اما نظر ما دربارهٔ این نقاشی‌های اولیه هنوز محقق نیست. وقتی به دوره‌های نزدیک تر می‌رسیم و می‌بینیم انسان آغاز به گسترش مهارت‌ها و عاداتی کرده است که راه به تمدن می‌برند، تصاویر برای ما گویاتر می‌گردند: تصاویری همچون اهلی کردن حیوانات، کشت گندم، اختراع سفالگری و ترک زندگی کوچنشینی یعنی هنگامی که شکارچیان و تهیه کنندگان غذا در مکانی مستقر می‌شوند و به کشاورزی و دامداری خو می‌کنند.


تئاتر و درام در یونان باستان

هنگامی که تمدن‌های خاور نزدیک و مصر شکوفا می‌شدند، دیگران در همسایگی آنان تازه قدم در راه تحول می‌نهادند. مهمترین این تمدن‌های نوپا، از نظر بررسی ما، «تمدن اژه‌ای» است که پیشاهنگ تمدن یونانی بود. «فرهنگ مینوسی» که از سال ۲۵۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد در جزیرهٔ کِرت شکفته بود، در اثر زمین لرزه یا آتش‌سوزی فاجعه آمیزی ویران شد، و اطلاع کمی از چگونگی آن در دست است. پس از آن، تمدن میسنی توسط مهاجمان شمالی نابود شد، و عصر تاریک از ۱۱۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد آغاز گردید. این تمدن باستانی اژه‌ای تأثیر مستقیم زیادی در تحول تئاتر نداشت، اما تئاتر غیر مستقیم آن فوقالعاده زیاد بود، زیرا خدایان، قهرمانان و تاریخ همین مردم بود که مواد اولیهٔ ایلیاد و ادیسهٔ هومر و اکثر درامهای یونانی را فراهم آورد. از این رو این تمدن‌ها به جهات مختلف زیربنای ادبیات غرب به شمار می‌آیند.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها آیتکا (آتن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو آرگوس بودند اگرچه آتن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله آتن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد آموختند. در حقیقت آنها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از آن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

اسناد مربوط به تئاتر در این دوران هنوز کم است. ارتباط بین تئاتر و ایالت ـ شهر از سال ۵۳۴ پیش از میلاد آغاز شد و آن زمانی بود که دولت آتن مسابقه‌ای برای انتخاب بهترین تراژدی اجرا شده در دیونوسیای شهر، که جشنوارهٔ مذهبی مهمی بود، گنجانید. کمدی آخرین شکل دراماتیک بود که از طرف حکومت یونان به رسمیت شناخته شد، ولی تا سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به دیونوسیای شهر راه نیافت. لذا سرگذشت آن، تا قبل از این تاریخ، تا حدودی بر حدس و گمان استوار است. ارسطو می‌گوید کمدی از نمایش بدیهه سازی‌های سرخوانِ آوازه‌های آئینی فالیک بیرون آمده است. اما از آنجا که تعداد زیادی آئین‌های فالیک وجود داشته، روشن نیست منظور ارسطو کدامیک بوده است.

بعضی از مراسم ما قبل دراماتیک، توسط گروه رقص اجرا می‌شد، که گاه صورتک حیوان بر چهره می‌زدند یا سوار حیوانات می‌شدند و یا حیوانی را به عنوان نمایندهٔ حیوانات دیگر با خود می‌کشیدند. همچنین در آن دوره نمایش‌های همسرایان چاق، سایترها و مردانی بر فراز دیرک‌های بلند وجود داشت. مراسم اغلب شامل یک راهپیمایی به دنبال همسرایانی بود که می‌خواندند و می‌رقصیدند و نمادهای بزرگ و فالیک را بر روی علم‌هایی به اهتزاز در می‌آوردند. این مراسم موجب عکس العمل‌ها و مسخره گی‌هایی در میان شرکت کنندگان و تماشاگران می‌شد. در کمدی‌های اولیه همهٔ این نمایش‌ها عناصر جنبی خود را نیز داشتند. کمدی گذشته از خاستگاه و تاریخ آغاز آن، در بین سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به حد کافی رشد یافته بود تا بتواند شایستگی‌های نمایش در دیونوسیای شهر را داشته باشد. نام تعداد کمی از کمدی نویسانِ نخستین ضبط شده است: کیونیدِس، که ظاهراً برندهٔ اولین مسابقه بوده، ماگنِس که برنده ۱۱ مسابقه بوده است و کمدی‌هایی مثل پرنده‌ها، پشه انجیری و قورباغه‌ها از اوست. اِکفانتیدس که گفته می‌شود کمدی‌های ظریفتری از پیشینیان خود نوشته است. کراتینوس که بیست و یک نمایشنامهٔ کمدی را به او نسبت داده‌اند و به عنوان اولین نویسندهٔ واقعی و در خور توجه در زمینهٔ کمدی شناخته می‌شود. کراتس که سایترهای شخصی را که قبلاً شاخص کمدی بود رها کرد و به مسائل عمومی ترین پرداخت. او پولیس و آرسیتوفان سر کردهٔ همهٔ کمدی نویسان که بذله گوئی‌ها و ابداعاتش در سایتر مورد قبول همه قرار گرفته است.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها یتکا (تن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو رگوس بودند اگرچه تن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله تن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد موختند. در حقیقت نها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از ن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

شرق و غرب در تلاقی هزار ساله بیزانس مرحلهٔ دیگری از تداوم تاریخ روم و اسکندر کبیر و تمدن کلاسیک یونان بود. تئاتر بیزانس سه گونه متمایز داشت: تئاتر سپند، تئاتر مذهبی و تئاتر کلاسیک یا ادیبانه. ارزیابی طبیعت و وسعت تئاتر بیزانس مشکل است، زیرا منابع موجود بسیار اندک است و مورخان بر سر تفسیر همین اندک نیز توافق ندارند. مسلم این است که نمایش‌های تئاتری در سراسر دوران بیزانس رواج داشته‌اند. گفته می‌شود که قسطنطنیه در اصل دو تئاتر از نوع رومن داشته و حداقل یکی از آنها تا اواخر دوران بیزانس برپا بوده است. قلمرو امپراتوری بیزانس شامل بخش اعظم مدیترانهٔ شرقی بود که تئاترهای هلنی و یونای ـ رومی در آن ساخته شده بودند. نمایش‌های تئاتری و سرگرم‌کننده از طریق بیزانس به مدت هزار سال تداوم یافتند و هنگامی که اینگونه نمایش‌ها در روم از رونق افتاده بودند در بیزانس به حیات خود ادامه دادند. تأثیر بیزانس بر اروپای غربی بسیار متحمل است، زیرا روابط تجاری بین بیزانس و روم غربی هیچگاه به کلی قطع نشد. بدون شک در اوایل سدهٔ نهم، هنر بیزانس در معماری کلیساها و پدیده‌های دیگر هنری در غرب تأثیر فراوان داشته است. همچنین جنگ‌های صلیبی که در سدهٔ یازدهم آغاز شد برخورد شرق و غرب را افزایش داد. به رغم وجود شرایط مناسب، هنوز نمی‌توان تأثیر بیزانس بر تئاتر غرب را اثبات کرد اما می‌توان اذعان داشت که بیزانس سنت تئاتری را زنده نگه داشت و بخش‌هایی از هنر آن الهام بخش هنرمندان بعدی گردید. امپراتوری بیزانس سرانجام تسلیم نیروهای مسلمین شد. تحت تعلیمات حضرت محمد (ص) جهان اسلام به سرعت رو به گردش نهاد و در حوالی ۶۲۲ مقبولیت عام یافت. در قلمرو اسلام داستان گویی تقریباً در همه جا و درام‌های فولکور در برخی نقاط، متداول بود. در نقاط دیگر، به ویژه در هند، اندونزی، ترکیه و یونان تئاتر عروسک‌های سایه محبوبیت یافت. اما عروسک‌ها تا حد ممکن از واقع گرایی به دور بودند. این عروسک‌ها اشکالی دو بعدی بودند که از قطعات چرم بریده می‌شدند و با قطعه چوبی که به آن وصل می‌شد هدایت می‌گردیدند. بعدها، تنها سایهٔ این عروسک‌ها که توسط فانوس یا مشعل بر روی پارچهٔ سفیدی منعکس می‌گردید، نمایش داده می‌شد.

در بعضی کشورها تئاتر سایه هنرپیشه‌ای گردید و به کلی از هنر بازیگری زنده جدا گشت. تئاتر سایه ظاهراً حدود سدهٔ چهاردهم میلادی در ترکیه عرضه شد. سپس از سقوط بیزانس، در مناطقی که عصر عظیم تئاترهای کلاسیک، هلنی و یونانی ـ رومی را دیده بود. در این مناطق نمایش‌های عروسکی بر گرد شخصیت «قراگوز» و ماجراهای مضحک او دور می‌زد. سرانجام این نمایش‌ها قراگوز نامیده شدند و این سنت تا زمان ما ادامه یافته است. مسلمانان در بسیاری از نقاط تئاتر را به عنوان هنری بی اهمیت قلمداد کردند. در هزارهٔ اول مسیحی، یکی از توسعه یافته ترین و پرمحتواترین درام‌ها را باید در هند جستجو کرد. تمدن هند به قدمت تمدن مصر باستان و خاورمیانه است، اما دانش ما بر این تمدن با ورود قوم آریاییاز آسیای مرکزی در ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود. در واقع در سده‌های پس از آن است که ترکیب و سیمای زندگی و هنر مردم هند پدیدار می‌گردد. شاید مهمترین تأثیرات بر درام هند، از طریق هندوییسم و ادبیات سانسکویت صورت گرفته باشد. عصر طلایی درام در فرهنگ هندی حدود ۱۲۰ میلادی آغاز می‌شود و تا حدود ۵۰۰ میلادی ادامه می‌یابد. نقطهٔ اوج عصر طلایی سده‌های چهارم و پنجم است که امپراتوری گوپتا در شمال هند مرکز هنر، طب و آموزش قرار می‌گیرد. در آنجا شهرهای زیبا، دانشگاه‌ها و تمدنی عظیم و پر شکوه بنیان نهاده می‌شود. نقطهٔ اوج دیگری نیز در نیمهٔ اول سدهٔ هفتم تحت فرمانروایی شاه هارشا به ظهور می‌رسد. خود هارشا یکی از نمایشنامه نویس‌های مهم محسوب می‌شود.

در دوران حکومت هارشا تأثیر هند بر آسیای جنوب شرقی نیز گسترده شد و موجب توسعهٔ درام در آن نقاط گردید. هندیان به واقع نگاری و ضبط تاریخ توجه چندانی نشان نمی‌دادند، از این رو محققان جدید تاریخ‌های بسیار متفاوتی را برای درام‌های موجود سانسکریت در نظر گرفتهاند. اما آنچه پیش از همه مورد توافق است قدیمیترین قطعاتی است که به حدود ۱۰۰۰ سال پیش تعلق دارند. حدود ۲۵ نمایشنامهٔ سانکسریت به دست ما رسیده است که تاریخ بعضی از آنها حوالی سدهٔ نهم میلادی و در این میان بهترین آنها را به سدهٔ چهارم و پنجم میلادی نسبت می‌دهند. از میان درام نویسان سانسکریت می‌توان این نویسندگان را نام برد: شاه هارشا با نمایشنامه‌های سینه ریو مروارید، شاهزاده خانم گمشده و ناگاندا؛ بهاوا بوتی با نمایشنامه‌های داستان قهرمان بزرگ، آخرین قصهٔ راما و ازدواج دزدیده شده؛ ویشا کاداتا با نمایشنامهٔ انگشتری خاتم راکشاسا. در سال‌هایی که درام هند در حال شکوفایی بود، تئاتر چین تازه داشت شکل می‌گرفت، به ویژه در نواحی پکن که همچون مصر و خاورمیانه از گاهواره‌های تمدن به شمار می‌رود. مدارک ما دربارهٔ سال‌های پیش از ۱۵۰۰ پیش از میلاد، یعین زمان به قدرت رسیدن سلسلهٔ شانگ اندک است. در زندگی چینیان از همان آغاز، رقص، موسیقی و آئین‌های مختلف نقش مهمی داشته است و برخی از فرمانروایان چینی اینگونه فعالیت‌ها را برای هماهنگ کردن کشور خود لازم می‌شمردند و در سدهٔ هشتم پیش از میلاد معابدی وجود داشت که اجرا کنندگانی بدین منظور در اختیار داشتند. مورخان سعی کرده‌اند بین آئین‌های چینی و همسرایان دیتیرامب در یونان شباهت‌هایی بیابند. اولین دورهٔ درخشان هنر و ادبیات چینی، با حکومت سلسلهٔ هان آغاز می‌شود. مجموعه سرگرمی‌های این دوره را «صد نمایش» می‌نامیدند.

در سدهٔ سیزدهم نمایش‌های گوناگون سرگرم‌کننده جزئی از زندگی عادی مردم چین محسوب می‌شد. اما تا مدت‌ها بعد از تسلط مغول‌ها در ۱۲۷۹ بر چین، هیچ درام ادبی در چین به وجود نیامد. تحولات اصلی تئاتر چین بعدها رخ داد. احیای تئاتر در اروپای غربی از اوایل قرون وسطی آغاز شد. پس از سقوط امپراتوری روم، فعالیت‌های سازمان دارِ تئاتری در اروپای غربی متوقف شده بود، زیرا در سدهٔ ششم شرایط مشابهی با دوران ما قبل عظمت تئاتر روم بر صحنه حاکم شد، اما عناصر تئاتری حداقل در چهار شکل مختلف حفظ شدند: بقایای میم رومی، نقالی توتنی، جشنواره‌های عامیانه و آئین‌های شرک آمیز و مراسم مسیحی. تئاتر در اوایل قرون وسطی باید از دل این منابع زاده می‌شد.
ساعت : 9:21 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
مرکز فیلم | next page | next page