سگ گریت دین
گریت دین

گریت دین (به انگلیسی: Great Dane) از انواع اصلی سگ‌های نگهبان، که اصلیتی آلمانی دارد. در این سگ قدرت و نیرومندی و زیبایی توام مشاهده می‌شود. بر خلاف نامش اصلیت این نژاد آلمانی است و هیچ ربطی به دانمارک ندارد. استاندارد این سگ عبارتست از : حداقل قد در نرها ۸۰ و در ماده‌ها ۷۲ سانتی متر و وزن در حدود ۶۰ کیلوگرم.





گریت دین به رنگ‌های سیاه (یکدست بدون لکه سفید یا همراه با لکه‌های سفید در زیر گلو، جلو سینه و پاها) حنایی یا زرد طلایی (با پوزه و ناخن‌های سیاه) آبی فولادی، ابلق (سفید با لکه‌های سیاه) و مخلوط (زرد طلایی رو شن یا تیره، با رگه‌های سیاه پوست ) یافت می‌شود. در تمام انواع این نژاد پوشش بدن کوتاه، نرم، چسبنده و درخشان است. گریت دین اساسا سگی است ملایم، مهربان و صبور ولی چنانچه صاحبش مورد تهدید بیگانه قرار گیرد، چهره تهاجمی به خود می‌گیرد. این سگ در حال حاضر بیشتر جهت نگهبانی به کار گرفته می‌شود.





مقدمه

چه ازلحاظ ظاهروچه ازلحاظ ماهیت گریت دین یکی اززیباترین ومشهورترین انواع دربین سگهای عظیم الجثه‌است. نام این نژاد(البته درزبان انگلیسی) درواقع ترجمه ای است ازلغت قدیمی فرانسوی grand Danois به معنی دانمارکی بزرگ درسایرکشورها نیزاسامی دیگری براین نژاد نهاده شده‌است. Dogue alleman درفرانسه. Mastiff , German mastiff درانگلیس. Dogge درآلمان و dogue ,dogo درزبان لاتین همگی اشاره برسگ عظیم الجثه ای دارد با سری بزرگ به منظورجنگیدن یا شکار.

البته هیچ دلیل قابل قبولی برای ارتباط بین این نژاد ودانمارک وجود ندارد. به اعتقاد برخی ازمحققین درمقبره‌های مصریان ۳۰۰۰ سال قبل ازمیلاد تصاویرسگهایی وجود دارد که بسیارشبیه به گریت دین است. جانورشناسان عقیده دارند که نژادهای ماستیف ازآسیا منشا گرفته‌اند وبرخی عقیده دارند که نژاد Irish Wolfhound اجداد اصلی گریت دین می‌باشد وبرخی Old English Mastiff را دراین رابطه معتبرترمی دانند.

اما عقاید جدیدتربراین نظراست که گریت دین درواقع مخلوطی ازاین دونژاد قدیمی است.

البته این حرف بدین معنا نیست که گریت دین یک نژاد جدید است. این نژاد دارای قدمت ۴۰۰ ساله ویا بیشترازآن می باشد. با این وجود نظیرسایرنژادها تاریخچه واصلاح نژاد گریت دین به شکل مدرن واستاندارد ازاواخرقرن نوزدهم درآلمان شروع گردید وسپس به انگلیس وامریکا گسترش یافت .





مشخصات استاندارد گریت دین

ظاهرعمومی: گریت دین تلفیقی است ازظاهراشرافی وسلطنتی. اقتدار. نیرووزیبائی. با جثه ای بزرگ وقوی. ترکیب بدنی مناسب وبدنی عضلانی. این نژاد یکی ازانواع سگهای عظیم الجثه کاراست. اما آنچنان ازلحاظ ساختارکلی بدن متعادل است که هیچگاه زمخت به نظرنمی آید. یک گریت دین می بایست جسور. پرجرات ونترس ودرعین حال دارای رفتاری دوستانه باشد. این ویژگی‌های بدنی واخلاقی به گریت دین برتری خاصی نسبت به سایرنژادها بخشیده‌است.

سر: سردراین نژاد مستطیل شکل. طویل. تمایزیافته وخوش تراش است. هنگامی که ازبالا به جمجمه نگاه شود باید طرفین آن موازی وپلهای بینی درحد امکان پهن باشند. چشمها دارای اندازه متوسط. عمیق وتیره وبادامی شکل هستند.

گوشها: دارای اندازه وضخامت متوسطی است. درصورت اصلاح گوش اندازه آن می بایست درتناسب با اندازه سربوده وبه طوریکسانی حالت افراشته پیدا کنند.

بینی : می بایست سیاه باشد. به استثنا سگهای خاکستری رنگ که بینی درآنها خاکستری تیره‌است. بینی‌های صورتی رنگ قابل قبول نیستند.

دندانها: می بایست قوی با رشد مناسب تمیزوموقعیت‌های نرمال داشته باشد. دندانهای نیش پائین تماس مختصری با کف سطح داخلی دندانهای نیش بالا دارد.

گردن: محکم . روبه بالا. با انحنای مناسب. طویل وعضلانی است وتدریجا به سمت کتفها پهن می شود تا به اندازه پهنای شانه ها پهنا یابد.

سینه : پهن. عمیق وعضلانی است. پائین سینه تا حدآرنج‌ها وسعت دارد. دنده‌ها حالت ارتجاعی خوبی دارند. کفل می بایست پهن وشیب بسیارکمی داشته باشد.

دم : درقاعده پهن است وبه تدریج ازضخامت آن کاسته می‌شود وتا پس زانو ادامه می یابد. درزمان استراحت دم حالت افتاده دارد. درزمان هیجان یا دویدن کمی حالت افراشته پیدا می‌کند اما هیچگاه ازخط پشت بالاترقرارنمی گیرد. دم نباید شکل حلقوی یا قلاب مانند داشته باشد.

دستها : درنمای جانبی بایستی قوی وعضلانی باشند. ستیغ کتف قوی وشیب داراست ونسبت به بازو تقریبا عمودی واقع می شود. عضلات زیربغل نیزباید قوی باشند. ستیغ کتف وبازو باید طول برابری داشته باشند. آرنج می بایست کاملا درمیان حدفاصل جدوگاه وزمین قرارگیرد. پنجه‌ها می بایست گرد ومتراکم وانگشتان خمیده باشند بدون آنکه به خارج یا داخل چرخش وپیچ خوردگی داشته باشند. ناخن‌ها می بایست کوتاه. قوی ودرحد امکان تیره باشد.

پاها : می بایست قوی. پهن وعضلانی باشد وازناحیه پس زانوعمودی قرارگیرد. پنجه‌ها نیزباید گرد ومتراکم بوده وانگشتان حالت خمیده داشته باشند.

موها : موها می بایست کوتاه. ضخیم. تمیزوظاهرصاف وبراقی داشته باشد. رنگ ولکه‌ها: رنگ زمینه زرد طلائی است وهمیشه دارای خطوط راه راه مشکی با الگوی Chevron می باشد. داشتن یک نقاب مشکی نیزارجح است. پلکها وابروها می بایست سیاه باشند واین سیاهی ممکن است برروی گوش ونوک دم نیزدیده شود. لکه‌های سفید برروی سینه وپنجه‌ها رگه هایی با رنگهای نامطلوب قابل قبول نیستند.

رفتار: گریت دین سگی اصیل. جسوروشجاع با رفتاری دوستانه‌است. این سگ نباید ترسو ویا مهاجم باشد.

اندازه: سگهای نربه مراتب عضلانی تروقوی تربه نظرمی رسند. ازلحاظ نسبت بین طول وارتفاع گریت دین تقریبا مربع شکل می باشد. البته سگهای ماده باید کمی طویل ترباشند. ارتفاع سگهای نرازناحیه شانه نباید کمتراز۷۵ سانتی مترباشد وترجیحا این ارتفاع می بایست بیش از۸۰ سانتی مترباشد. این ارتفاع درمورد سگهای ماده نباید کمتراز۷۰ سانتی مترباشد. اما ترجیحا باید ارتفاعی بیش از۷۵ سانتی مترداشته باشند. سگ در وطن خود بنام ماستیف آلمانی شناخته می‌شود و در میان نژادهای مختلف سگ به مانند آپولو درمیان سایر خدایان یونان نسبت داده می شود. گریت دین در قرون وسطی برای شکار گراز نیز مورد استفاده قرار گرفته‌است.




پوشش: کوتاه، خشن و براق



رنگ: بلوطی، آبی و سیاه

خصوصیات ظاهری: سوراخهای بینی باز پهن و بزرگ، چشمهای دور از هم، گوشهای مثلثی، بدن بسیار عمیق، دم بلند که در انتها به طرف بالا تاب بر می دارد.




وزن، ارتفاع

وزن: در نرها : (۵۴-۹۰) ک.گ، در ماده‌ها : (۴۵-۵۹) ک.گ

ارتفاع: در نرها : (۷۶-۸۶) س.م، در ماده‌ها : (۷۱-۸۱) س.





نگهداری

نیازمند تمرین روزانه و برس کشیدن روزانه‌است. نکته ناراحت کننده در مورد این نژاد طول عمر کوتاه آن است که بین ۹-۸ سال است. و اصلا در خانه نباید نگهداری شود به فضای ازاد نیاز دارد. این حیوان به دلیل خلق و خوی اجتماعی و جسته بزرگی که دارد به هیچ عنوان در محیط خانه نگهداری نمی شود. این سگ باید در محیط باغی شکل زندگی و چند صاحب داشته باشد و با مردم رفت امد کند تا اجتماعی شود.




خصوصیات رفتاری

این سگ بزرگ نباید در خارج از خانه نگهداری شود بلکه باید به عنوان عضوی در خانواده مورد نگهداری قرار گیرد. سگی خوش رفتار، بازیگوش بوده و براحتی آماده یادگیری است.

گریت دین مشهورترین سگ عظیم الجثه‌است. ارتفاع سگهای نر۷۵ تا ۸۰ وگاهی حتی ۹۰ سانتیمتراست. ماده‌ها ارتفاعی بین ۷۵ تا ۸۰ سانتیمتردارند. این نژاد علی رغم بزرگی جثه اش ازترکیب بدنی متعادل ومناسبی برخورداراست بطوریکه جثه بزرگش نه تنها اززیبایی حیوان نمی کاهد بلکه برعکس جذابیت آنرا دوچندان می کند. ازمشخصات ظاهری آن می توان به چشمهای بادامی شکل وتیره وبینی سیاه وگردن محکم وروبه بالا که درنزدیکی کتف‌ها پهن می‌شود وسینه عمیق وعضلانی اشاره کرد.

گریت دین سگی اصیل وشجاع ومقتدر ونیرومند وزیبا وبا رفتاری دوستانه‌است. توله‌های وی درموقع تولد چندان بزرگ بنظرنمی رسند ولی بعد ازدوماه بسرعت رشد کرده وبتدریج هیکل آنها بزرگ وترسناک می شود. برخلاف قیافه ترسناکش سگی درنده وبد اخلاق نیست وبرعکس خیلی آرام ومهربان است. این نژاد کمتردرجنگ وجدال با سگهای دیگروارد می‌شود وبه هرچیزی که متعلق به صاحبش باشد علاقه پیدا می کند. سگهای نژاد گریت دین با کودکان بسیارمهربان بوده وازاین لحاظ کاملا قابل اعتمادند.





توضیحات

گریت دین نژادی است که اصالت، نجابت، نیرو و ذکاوت را در هم ادغام کرده.

یکی از بزرگترین سگهای دنیاست. موهایی زبر و خشن دارد. نگهداری از این نژاد بدلیل جثه بزرگ آن شرایط ویژه ای را طلب می کند. این نژاد به محیط بزرگتری برای زندگی و فعالیتهای بدنی نیاز دارد. میزان تغذیه و خوراک آنها نیز به مراتب از نژادهای دیگر بیشتر است. اصولاً چنانچه آموزش و تعلیم این سگها بدرستی صورت گیرد و سگهای مطیع و آرامی تربیت شوند، می توانند بعنوان سگهای خانگی نگهداری شوند. رنگ پوشش خارجی آن متغایر است و تقریباً به هر رنگی یافت می شوند. رنگ چشم‌ها معمولاً تیره می‌باشد اما گاهی اوقات به رنگ آبی نیز یافت می شود.




خلق وخو

گریت دین نژاد آرام، مهربان، شیرین و با محبت است. بازیگوش و مهربان با کودکان. همه را دوست دارد و ترجیح می دهد که همیشه در اطراف مردم باشد. پارس نمی کند مگر در شرایط خاص. سگی مسئول، باوفا و شجاع است. بدلیل جثه بزرگی که دارد باید از سنین پایین تر مورد آموزشهای لازم قرار گیرد تا بیاموزد که خود را به انسانها خصوصاً کودکان تکیه ندهد. معمولاً نرها با هم جنس خود کنار نمی آید اما اگر از دوران تولگی با سگهای دیگر بزرگ شود می تواند به راحتی با آنها کنار آید. آموزش دادن به آنها می تواند گاهی اوقات مشکل و دشوار گردد.





مشکلات سلامتی

این نژاد عمر کوتاهی دارد. در هنگام خرید باید از سلامت و بهداشت محیطی که توله‌ها در آن پرورش یافته‌اند اطمینان حاصل کرد. از جمله بیماریها می توان به مشکلات لگن، بیماریهای خونی، تومار، بیماری قلبی و عفونت دم اشاره کرد.

شرایط نگهداری می توان این نژاد را در آپارتمان نگهداری کرد به شرط آنکه اجازه فعالیت بدنی کافی در طول روز به آن داده شود. اصولاً یک حیاط بزرگ می تواند مکان مناسبی را برای زندگی آن فراهم نماید.





فعالیت بدنی

گریت دین به فعالیت زیاد نیاز دارد. حداقل فعالیت بدنی برای آن در طول روز پیاده روی‌های طولانی است.




طول عمر

بطور متوسط زیر ۱۰ سال عمر می‌کند اما بعضی از آنها می توانند تا سنین ۱۲-۱۳ سالگی زندگی کنند. اگر غذا خوب باشد.




آراستن

موی کوتاه آن برای آراستن مناسب می باشد. ریزش مو در این نژاد متوسط می باشد.

برس زدن روزانه کافی است. از آنجایی که شستن این سگ غول پیکر دشوار می‌باشد، بنابر این می توان او را فقط در مواقع ضروری استحمام کرد. ناخن هایش را بطور منظم کوتاه کنید.




تاریخچه

نام این نژاد در زبان انگلیسی ترجمه ایست از لغت قدیمی فرانسوی Grand Danois به معنی دانمارکی بزرگ. البته هیچ دلیل قابل قبولی برای ارتباط بین این نژاد و دانمارک وجود ندارد. به اعتقاد برخی از محققین در مقبره‌های مصریان سه هزار سال قبل از میلاد تصاویر سگهایی وجود دارد که بسیار شبیه به گریت دین است.

جانور شناسان عقیده دارند که نژاد تازی ایرلندی اجداد اصلی گریت دین می باشند و برخی Old English Mastiff را در این رابطه معتبر تر می دانند. اصلاح نژاد گریت دین از اواخر قرن نوزدهم ابتدا در آلمان و سپس در انگلیس و آمریکا گسترش یافت ‎




گروه

سگهای کاری





گرگی

گرگی حیوان دورگه‌ای ست که از جفت‌گیری سگ و گرگ پدید می‌آید. از آن‌جا که سگ اهلی (Canis lupus familiaris) بر پایهٔ آخرین طبقه‌بندی‌های علمی زیرگونه‌ای از گونهٔ گرگ خاکستری (Canis lupus) به شمار می‌رود، می‌توان آن را نژادی از سگ نیز به شمار آورد. با توجه به اینکه نسل تمامی سگ‌ها به زیرگونه‌هایی از گرگ می‌رسد، گرگی، سگی است که خون گرگ را از ۵ جد نزدیک خود به ارث برده باشد. نام‌های فارسی دیگر این جانور «گرگ سگ» و سَگگُرگ است.

بیشترین جمعیت گرگی‌ها در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند. شمار گرگی‌ها در این کشور در سال ۱۹۹۸ حدود ۳۰۰ هزار برآورد شده که برخی منابع آن را تا ۵۰۰ هزار بالا می‌برند. برای تولید گرگی معمولاً گرگ خاکستری را با سگی از نژادهای گرگ‌مانند (مثل ژرمن شپرد یا سیبرین هاسکی یا مالاموت آلاسکایی) جفت می‌کنند.

از آن‌جا که ساختار ژنی گرگی ترکیبی از آن ِ سگ و آن ِ گرگ است، ویژگی‌های جسمی و رفتاری‌اش ممکن است به هر یک از آن‌ها شبیه شود و چندان قابل پیش‌بینی نیست.





در حیات وحش

دورگه شدن گرگ و سگ به‌طور طبیعی و در حیات وحش نیز دیده می‌شود. این وضعیت بیشتر در نواحی نزدیک به سکونت‌گاه‌های انسانی اتفاق می‌افتد که تراکم جمعیتی گرگ‌ها کم و آن ِ سگ‌ها زیاد است. البته مواردی نیز از حضور گرگی‌ها در مناطقی با تراکم جمعیتی مناسب گرگ در شوروی سابق مشاهده شده‌است. بسیاری از موارد حملات گرگ‌های بزرگ به انسان‌ها که رفتار تهاجمی غیرمتعارفی نسبت به انسان‌ها داشته‌اند ممکن است مربوط به گرگی‌ها باشد و در اینصورت خطرناک هستند. در اروپا تداخل ژنتیکی سگ‌ها و گرگ‌ها یکی از عوامل تهدید بقای گله‌های کوچک گرگ در این قاره است که در خطر شدید انقراض قرار دارند.
گرگی در کشورهای مسلمان‌نشین

اداره دامپزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران هم نژادی از گرگی به نام قوچک تولید کرده‌است'.





گلدن رتریور

گُلدِن رِتریوِر (به انگلیسی: Golden retriever) نژادی از سگ است از گونه سگهای ورزشی از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به جذابیت، مهربانی و هوش و استعداد بالا اشاره کرد. این نژاد از نظر ظاهری دارای جثه متوسط و در رنگ‌های گوناگون از جمله کرم و طلائی یافت می‌شود.

گلدن رتریور سگی باهوش، زیبا و اجتماعی است. دارای جثه متوسط می‌باشد و به رنگهای کرم و طلایی یافت می‌شود ( رنگ موی قرمز و سرخ قابل قبول نمی‌باشد). لایه بیرونی پوشش ضد آب و لایه زیرین انبوه و پر پشت است. دارای سر پهن و عضلانی و دندانهای منظم می‌باشد. بینی سیاه دارد و چشم‌های مهربانش به رنگ قهوه‌ای و مشکی یافت می‌شود. گوشهایی به اندازه متوسط، گردنی ماهیچه‌ای و سینه‌ای فراخ دارد. دمش بلند است اما هرگز بصورت فر خورده نمی‌باشد.





خلق وخو

گلدن رتریور سگی جذاب، پر محبت، باهوش و با استعداد آموختن فراوان است. همیشه مهربان است و رفتار خیلی آرامی با کودکان دارد. سگهایی باوفا، شیرین و مشتاق برای خشنود کردن صاحبانشان هستند. گلدن رتریور فعال و پر محبت و به طور خلاصه سگ مناسبی برای اعضای خانواده‌است. آموزش دادن به او سرگرم کننده خواهد بود. با غریبه‌ها و سایر سگها رفتاری دوستانه دارد و خوی تهاجمی ندارد. گلدن رتریور دیدبان خوبی است و ورود غریبه‌ها را با عوعو کردن اطلاع می‌دهد. در اطراف انسانها بودن او را خوشحال نگاه می‌دارد و نباید او را برای مدت زیادی تنها رها کرد. گلدن رتریور نام خود را از باز آوردن شکار برای شکارچی کسب کرده‌است، همچنین قابل ذکر است که این سگ شناگر بسیار ماهری می‌باشد.
وزن و ارتفاع

وزن: در نرها : (۲۷-۳۶) ک.گ، در ماده‌ها : (۲۵-۳۲) ک.گ

ارتفاع: در نرها : (۵۶-۶۱) س.م، در ماده‌ها : (۵۱-۵۶) س.م






مشکلات سلامتی

مستعد برای بیماریهای لگن و همچنین عفونت چشمی است. مشکلات و نارسائی‌های قلبی و همچنین آلرژی پوست در این نژاد شایع است که در صورت مشاهده باید سریعاً به دامپزشک مراجعه کرد.

شرایط این نژاد برای زندگی لیت بدنی داشته باشد. در داخل خانه پر تحرک است و یک حیاط متوسط یا بزرگ می‌تواند مکان مناسبی را برایش فراهم کند.





فعالیت بدنی

گلدن رتریور به فعالیت و ورزش روزانه نیاز دارد و اکثراً علاقه دارد که توپ یا اسباب بازیهای پرتاب شده را باز بیاورد. بنابراین ورزش دادن او چندان سخت نخواهد بود.






لابرادور رتریور

توله شکاری لابرادوری یک سگ کوچک با بدنی سفت و محکم است که شکار کشته شده را می‌یابد. همچنین از این توله‌های کانادایی به عنوان سگ‌های ورزشی نیز استفاده می‌شود.

این توله شکاری به طور تقریبی ۲۳ اینچ (۵۹ سانتیمتر) ارتفاع و ۵۵ تا ۸۰ پوند (۲۵ تا ۳۶ کیلوگرم) وزن دارد. توله‌ها سیاه یا زرد هستند. اغلب اوقات یک توله زرد رنگ در میان توله‌های متولد شده سیاه ظاهر می‌شود.






لهاسا آپسو
لهاسا آپسو سگی است از گونه سگ‌های غیر ورزشی، با قدی کوتاه و موهای بلند و لطیف.





تاریخچه
موطن اصلی لَهاسا آپسو تبت می‌باشد. این سگ نام خود را از شهر لَهاسا کسب کرده‌است. برای ۲۰۰۰ سال این نژاد تنها در تبت و توسط مردان مقدس در معابد پرورش می‌یافت. آنها اعتقاد داشتند که روح صاحب لَهاسا آپسو پس از مرگ به درون بدن این سگ منتقل می‌شود. آنها همچنین معتقد بودند که این سگ خوش یمنی را به زندگی صاحبش می‌برد. بعدها مردان حکومتی تبت آنرا بعنوان تحفه به دیپلمات‌های خارجی هدیه کردند. این نژاد برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ در انگلستان به نمایش درآمد.





خصوصیات بارز ظاهری

لَهاسا آپسو دارای پوشش بسیار بلند و مضاعف می‌باشد که از دو سوی بدنش به سطح زمین می‌رسد. به رنگهای طلایی، کرم، عسلی، دودی و چند رنگ یافت می‌شود. موها صاف، بلند و سنگین می‌باشد و حالت ابریشمی ندارد. دارای چشمهای تیره و فرو رفته‌است. گردنش توسط موهای بلندی پوشیده شده، دم پرپشت و فر خورده دارد.

وزن در نرها: (۵-۶) ک.گ، در ماده‌ها: (۵-۶) ک.گ
ارتفاع در نرها: (۲۵-۲۸) س.م، در ماده‌ها مقداری کوتاه تر می‌باشد.

همچنین عمری بین ۱۵ تا ۱۸ سال دارد.





خصوصیات بارز اخلاقی

سگی سرسخت، باهوش و سر زنده‌است که رفتار دوستانه‌ای دارد.




ماستیف

ماستیف (به انگلیسی: MASTIFF) از انواع سگ‌های نگهبان به شمار می رود.منشا این سگ کشور انگلستان است. از نظر ویژگی‌های ظاهری دارای مویی کوتاه و بدنی قوی و عضلانی و سنگین می باشد. با وجود این به عنوان سگ نگهبان و سگ ورزشی مناسب می باشد. سر این حیوان عریض و چند ضلعی بوده، پوزه کوتاه است. گوش‌ها کوچک و آویزان می‌باشد اما نباید گوش‌های آن‌ها را قطع کرد . دم این سگ بلند است . این سگ به ورزش و تحرک زیادی نیاز دارد. این سگ‌ها دارای رنگ‌های زرد، نقرهای و حنایی می‌باشد اما در تمام موارد پوزه، گوش‌ها و بینی سیاه می باشد. ارتفاع سگ نر ۷۵ سانتی متر و وزن آن ۷۵ کیلوگرم میباشد.




مالاموت
مالاموت آلاسکایی (به انگلیسی: Alaskan Malamute) نام نژاد قدرتمند و بسیار باهوش سگ است، مالاموت یکی از نژاد‌های قدیمی سگ است و در ایران به ندرت معامله می‌شود، مالاموت در ایران بیشتر با نام هاسکی خرید و فروش می‌شود علت این عمل شباهت بسیار زیاد این نژاد با نژاد شناخته شده هاسکی است لازم به ذکر است که شباهت‌های بسیاری با چند نژاد دیگر نیز دارد اما هاسکی دارای محبوبیت و کمیت بیشتری است.





مشخصات ظاهری

مالاموت بسیار زیبا و با جذبه است و دارای دم پر پشت است، بدن این نژاد پوشیده شده از مو است، این سگ در رنگ‌های سفید، سفید و خاسکتری، سفید و مشکی، سفید و قرمز یافت می‌شود. در جنس نر وزن این حیوان ۳۷-۴۰ کیلو گرم و در جنس ماده ۳۳-۳۹ کیلو گرم می‌باشد. اندازه این نژاد در جنس نر حدوداً ۶۰ سانتی متر و در جنس ماده حدوداً ۵۵ سانتی متر است.





خلق و خو

این نژاد بسیار پر جنب و جوش و بازیگوش است و نمی‌تواند ساعات بسیاری را در خانه تنها بماند، در صورتی که در خانه تنها باشد می‌تواند خسارت بسیار زیادی به شما بزند، عاشق بازی کردن است، این سگ اصلاً برای دیده بانی خوب نیست زیرا که بسیار سگ ارامی است، عاشق خانواده‌ای هست که در آن بزرگ می‌شود، هنگامی که صدایی از خودش در میاورد بیشتر شبیه به صدای گرگ است تا صدای واق واق سگ.





نگهداری

هر چند افراد بسیار زیادی تمایل به داشتن این نژاد در خانه خود دارند اما باید چند نکته را رعایت کنند

مالاموت بسیار پر فعالیت است و شما به یک حیاط برای نگهداریش احتیاج دارید.
مالاموت نیز مانند هاسکی علاقهٔ فراوانی به حفر زمین دارد پس مراقب باغچه‌های خود باشید.
مالاموت سگی است برای نواحی سرد سیر و اگر می‌خواهید او را در تابستان در حیاط خانه خود نگهداری کنید حتماً یک محیط خنک و مقداری آب خنک برایش فراهم کنید.
مالاموت بسیار دوست دارد در منطقه‌ای که شما به عنوان قلمرو برای او انتخاب می‌کنید قدم بزند و بازی کند.





تاریخچه
اسم مالاموت از اسم Mahlemuts (قبیله‌ای در قطب شمال) منشا گرفته است، قبیله mahlemuts برای اولین بار شروع به پرورش این سگ کرده‌اند، از مالاموت‌ها برای کشیدن بار‌های سنگین و همچنین کشیدن سورتمه استفاده میشده کمترین تعداد مالاموت مورد نیاز برای کشیدن بار‌های سنگین ۴ تا بوده استوجود این سگ به ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد





مینیاتور پینچر
مینیاتور پینچِر سگی است از گروه سگ‌های عروسکی دارای موهای کوتاه و صاف، سگی است کوچک و بازیگوش و نیاز به مراقبت نسبتا زیادی دارد.




تاریخچه

بر خلاف اعتقاد عمومی مردم جد مینیاتور پینچِر نژاد دابِرمَن نمی‌باشد و در حقیقت قدمت مینیاتور پینچِر بیشتر از دابِرمَن است. موطن این نژاد آلمان می‌باشد و اجداد او را تریرها و German Pinscher تشکیل می‌دهند. این نژاد برای کنترل جمعیت و شکار موشها خصوصاً در اسطبل‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. همچنین ممکن است نژا Italian Greyhound در به وجود آمدن این سگ کوچک و پر سرعت دخیل باشد. کلمه Pinscher در زبان آلمانی به معنای تریر می‌باشد.



خصوصیات بارز ظاهری

مینیاتور پینچِر سگی است با جثه کوچک، عضلانی و پوشش نرم و براق. پاهای جلویی صاف، پنجه‌ها کوچک و شبیه به پنجه گربه می‌باشد. ماهیچه‌ها قدرتمند و به تناسب خوبی در مقایسه با بدن سگ قرار دارد. دارای دندانهای منظم و چشمان تیره و براق است. پوشش خارجی کوتاه مینیاتور پینچِر به رنگهای قرمز، مشکی، سرخ و شکلاتی یافت می‌شود.

وزن در نرها: (۴-۵) ک.گ، در ماده ها: (۴) ک.گ

ارتفاع در نرها: (۲۵-۳۰) س.م، در ماده ها: (۲۵-۲۸) س.م

عمر متوسط این نژاد معمولاً ۱۵ سال یا بیشتر است.




خصوصیات بارز اخلاقی

مینیاتور پینچِر سگی کوچک، سرسخت و بسیار وابسته می‌باشد. این نژاد مغرور و شجاع علاقه زیادی به عوعو کردن دارد. نسبت به صاحبش با وفا، هوشیار و پر انرژی است. بسیار شجاع و سرزنده و بطور کلی خصوصیات نژادهای بزرگ را در یک جثه کوچک دارا می‌باشد. نسبت به کودکان و دیگر حیوانات کوچک رفتار آرامی دارد، به غریبه‌ها خو نمی‌گیرد و مطیع و باهوش است.






ولش کورگی

ولش کرگی (به انگلیسی: Welsh Corgi) نژادی از سگ است از گونه سگهای چوپان. از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به سرسختی، فداکاری و هوش آن اشاره کرد. این نژاد از نظر ظاهری دارای جثه دراز با گوشهای برافراشته و در رنگهای مختلف یافت می‌شود.







یورکشایر تریر

یورک شایر تریر (به انگلیسی: YORKSHIRE TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است.این سگ حیوانی سرزنده و دوست داشتنی است که از هوش بالایی برخوردار است. سگ شکاری و نیرومندی می باشد. برای آپارتمان نشینهایی که می توانند در روز حداقل یک ساعت به نظافت سگ اختصاص دهند مناسب می باشد. از نظر ویژگی‌های ظاهری، دارای موهای بلند ابریشمی می باشند که به رنگ آبی فولادی است و از نوک بینی تا انتهای دم سگ را می پوشاند. موها در قسمت سینه و سر و پاهای سگ به رنگ طلایی سیر دبده می شود. گوش این حیوان کوچک و به شکل V است که تیز بوده، با موهای خرمایی سیر پوشیده شده است. وزن این سگ‌ها تا حدود 3 کیلوگرم می رسد. دم این سگ‌ها را باید از نیمه قطع نمود.
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 10:29 am
تئاتر
تئاتر یا نمایش شاخه‌ای از هنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان‌ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد مانند اپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی و پانتومیم.
نام
تئاتر واژه‌ای است یونانی در لغت به معنای چیزی که به آن نگاه می‌کنند. در فارسی به تئاتر «نمایش» می‌گویند. دراصل تعریف دقیق تئاتر یعنی بیان مشکلات مردم ومسائل اجتماعی، سیاسی وفرهنگی یک جامعه به زبان تئاترومهمترین فنی که باید درتئاتراستفاده شودفن بیان می‌باشد. وتاریخچه رشته پرطرفدارتئاترمربوط به یونان باستان ورم درقبل ازمیلادمسیح می‌باشد.





زیرشاخه‌های تئاتر

نمایش

پانتومیم (بی کلام)

نمایش روحوضی،

تعزیه خوانی

نقالی

نمایش عروسکی

تئاترخیابانی

نمایش:این کارتوسط یک یاچندبازیگردریک محیط بازبه نام((سن)) انجام می گیردکه این کارتوسط کارگردان هدایت می‌شود.

پانتومیم (بی کلام):نمایشی است که فقط توسط یک بازیگرانجام میگیردودرآن ازهیچ کلامی استفاده نمی‌شود.

نمایش روحوضی:به نمایشی گفته میشودکه تماشگرانی روی یک حوض که با الوار پوشانده شده و رویش را فرش کرده اند بازی می شود و داستان نمایش رااجرامی کنند. این نوع نمایش درزمان‌های قدیم انجام می‌شد.

تعزیه خوانی: به نمایشی گفته می شودکه درآن بیشترمصائب کربلاوحوادث عاشورا رابه تصویرمی کشد. و بازیگران در دو گروه اولیا(نقش مثبت) و اشقیا(نقش منفی) ایفای نقش می کنند.

پرده خوانی:به نمایشی گفته می شودکه تصاویری را که بر روی پرده نقاشی شده است ،یک راوی طبق این پرده به نقل کردن نمایش می‌پردازد. استفاده این نوع نمایش بیشتردر زمانهای قدیم استفاده می شدوبه نمایش قهوه خانه‌ای معروف است.
نمایش عروسکی: نمایش عروسکی به نمایشی گفته می شودکه درآن ازعروسک استفاده می شودوبازیگران صحنه عروسکها می باشندوبه افرادی که این عروسکهارابه حرکت درمی آورند، " عروسک گردان" گفته می شودواین نمایش هم دارای کاردگردان است.


پیشینه

تئاتر یکی ازهنرهای هفتگانه است. کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده‌اند می‌گویند سر چشمه آن از آیین هاست. آیین به مراسم مذهبی و اجتماعی می‌گویند. مثل مراسم عروسی یا مراسم سینه زنی در ماه محرم در ایران و مراسم رقص‌های مخصوص در کشورهای دیگر انسان همیشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و میل اوست تسلط داشته باشد و این ویژه گی اصلی تئاتر است. تئاتر در مقایسه با هنرهای دیگر امکانات زیادی دارد برای اینکه از هنرهای دیگر مثل نقاشی، ادبیات، معماری، موسیقی و … در آن استفاده می‌شود کلمه تئاتر (theater) در اصل از کلمه تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تیه ((thea تماشاگران و یا محله تماشا است.

درزمان‌های قدیم، تماشاگرن در سرازیری تپه‌ها می‌نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشریفات مخصوص در پایین همان تپه یا کناره معبد که محل عبادت بوده، تماشا می‌کردند. موسیقی، رقص، گفتار، صورتک، لباس، اجراکنندگان، تماشگر و صحنه در اجرای آیین آرایش توسط رنگ، خاکستر یا جوهر که سطح بدن را می‌پوشاند برای کامل کردن صورتک و لباس بکار می‌رود آنطور که گریم در تئاتر این کار را انجام می‌دهد.

بازیگران آیین باید بسیار ماهر و با انضباط باشند مثل بازیگران تئاتر برای اجرای آیین یکی پیشکسوتان یا سالمندان آشنا به آیین تمرین سختی را برای ادارهٔ اجرای خوب آیین بکار می‌گیرد که کاملاً با کارگردانی تئاتر قابل مقایسه است. با اینکه سرچشمه آیینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ بوجود آمدن تئاتر است اما جستجوگرانی هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است. آنها می‌گویند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها جزو بزرگترین خصوصیات انسان است.

برخی می‌گویند تئاتر از رقص و حرکات ضربی و ژیمناستیک و یا تقلید حرکات و صدای حیوانات آغاز شده است. اما نه خصوصیت داستانسرائی انسان و نه علاقهٔ او به تقلید، هیچکدام نمی‌تواند او را بسوی آفریدن هنر تئاتر راهنمائی کرده باشد، چرا که اسطوره‌ها و داستانها هم در اطراف آیین‌ها بوجود آمده‌اند و تقلید از حیواناتی که اندیشه و عقل ندارند هم نمی‌توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا که آیین‌ها از اندیشه و اعتقادات و میزان شناخت انسان شکل گرفته است است.

خاستگاه‌های تئاتر عناصر تئاتری و دراماتیک را در هر جامعهٔ انسانی می‌توان سراغ کرد، صرف نظر از آنکه این جوامع پیشرفته و پیچیده باشند یا نباشند. این عناصر در رقص‌ها و مراسم مردم ابتدایی همان قدر بارزند که در مبارزات سیاسی، راهپیماها، مسابقات ورزشی، مراسم مذهبی و حتی در بازی‌های کودکان ما پیداست. غالب شرکت کنندگان در این گونه فعالیت‌ها خود گمان نمی‌کنند در فعالیتی تئاتری حضور دارند، با آنکه در آنها تماشاگر، دیالوگ و برخورد عقاید به کار گرفته می‌شود. باید متذکر شد که میان تئاتر به عنوان یک شکل هنری و بهره‌برداری ضمنی از عناصر تئاتری در فعالیت‌های دیگر معمولاً تمایزی قایل می‌شوند.

علاقه به درک خاستگاه تئاتر از اواخر سدهٔ نوزدهم سرعتی تصاعدی گرفت، زیرا در آن زمان مردم شناسان اشتیاق زیادی به یافتن پاسخ مسأله از خود نشان می‌دادند. از آن هنگام تا به امروز، نظر مردم شناسی حداقل سه مرحله را پشت سر نهاده است. در مرحلهٔ اول که از ۱۸۷۵ تا ۱۹۱۵ به طول انجامید، مردم شناسان به رهبری سر جیمز فریزر ادعا کردند که همهٔ فرهنگ‌ها از یک الگوی تکاملی پیروی می‌کنند. در نتیجه جوامع ابتدایی موجود در عصر حاضر، می‌توانند منابع مستندی درباره تئاتر هزاران سال پیش در دسترس ما بگذارند.

مرحلهٔ دوم پیشرفت مردم شناسی از سال ۱۹۱۵ آغاز می‌شود و مکتب دیگری به رهبری برانیسلاو مالینوفسکی، روش استقرایی مکتب فریزر را رد می‌کند، و به جای آن رهیافتی استنتاجی را پیشنهاد می‌کند. مکتب جدید مطالعهٔ خود را در محل مورد بررسی، و در عمق آن آغاز کرده و سؤال را اساساً به گونهٔ دیگری طرح می‌کند: کارکرد روزانهٔ جوامع معین چگونه است؟ این مکتب را غالباً مکتب «کارکرد گرایی» می‌نامند. بعد از جنگ جهانی دوم مرحلهٔ سومی هم توسط مردم شناسان بنا نهاده شده که مکتب «ساختگرایی» نامیده می‌شود. بانی این مکتب کلود لِوی استروس نام دارد. لِوی استروس همچون پیروان مکتب کارکرد گرایی، داروینیسم فرهنگی را رد می‌کند و معتقد است که هر جامعه‌ای خط فرهنگی خاصهٔ خود را به وجود می‌آورد. لِوی استروس نیز مانند فریزر به الگویی جهانی معتقد است، هرچند الگوی او با الگوی فریزر تفاوت دارد. آنچه برای لِوی استروس بیشترین اهمیت را دارد آن است که بداند مغز چگونه عمل می‌کند و پاسخ آن را در تحلیل اسطوره جستجو می‌کند.

امروزه اکثریت منتقدان و مورخان توافق دارند که آئین تنها یکی از خاستگاه‌های تئاتر است و نه لزوماً تنها خاستگاه آن. از طرف دیگر، غالب محققان این نظر را که تئاتر در همهٔ جوامع از الگوی تکاملی واحدی پیروی کرده است و رد می‌کنند. به علاوه امروزه هیچ مردم شناسی جوامع ابتدایی را فرو دستانه برآورد نمی‌کند. آنها دریافته‌اند که اگرچه جوامع پیشرفته از دانش تخصصی و فنون بهره‌مندی بیشتری دارند، اما در مقابل، غالباً از نظر همبستگی و یکپارچگی ویژه‌ای که در جوامع کمتر پیشرفته وجود دارد، دچار کمبود قابل توجهی هستند با آنکه منشأ آئینی امروز پذیرفته ترین نظریه دربارهٔ خاستگاه تئاتر است، اما هرگز تنها نظریهٔ مورد قبول عام محسوب نمی‌شود.

هستند محققانی که معتقدند سرچشمه تئاتر داستانسرایی است؛ آنها اظهار می‌دارند که گوش کردن و رابطه برقرار کردن با قصه‌ها عمده ترین خصیصهٔ انسان است، همچنین آنها الگویی را پیشنهاد می‌کنند که در آن الگو تئاتر از افسانه سرایی نشأت می‌گیرد. افسانه‌ها ابتدا دربارهٔ شکار، جنگ یا فتوحات دیگرند و به تدریج آب و تاب بیشتری می‌یابند. مطالعات اخیر از نقاشی‌های به دست آمده از عصر یخبندان حاکی از آن است که انسان از ۳۰۰۰۰ سال پیش مراسم آئینی اجرا می کرده است و از هزاره‌های بعد از این تاریخ، یعنی ۲۰۰۰۰ سال پیش، در یکی از غارهای فرانسه و اسپانیا یک نقاشی به دست آمده که نشان دهندهٔ مراسمی است مربوط به شکار اما نظر ما دربارهٔ این نقاشی‌های اولیه هنوز محقق نیست. وقتی به دوره‌های نزدیک تر می‌رسیم و می‌بینیم انسان آغاز به گسترش مهارت‌ها و عاداتی کرده است که راه به تمدن می‌برند، تصاویر برای ما گویاتر می‌گردند: تصاویری همچون اهلی کردن حیوانات، کشت گندم، اختراع سفالگری و ترک زندگی کوچنشینی یعنی هنگامی که شکارچیان و تهیه کنندگان غذا در مکانی مستقر می‌شوند و به کشاورزی و دامداری خو می‌کنند.


تئاتر و درام در یونان باستان

هنگامی که تمدن‌های خاور نزدیک و مصر شکوفا می‌شدند، دیگران در همسایگی آنان تازه قدم در راه تحول می‌نهادند. مهمترین این تمدن‌های نوپا، از نظر بررسی ما، «تمدن اژه‌ای» است که پیشاهنگ تمدن یونانی بود. «فرهنگ مینوسی» که از سال ۲۵۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد در جزیرهٔ کِرت شکفته بود، در اثر زمین لرزه یا آتش‌سوزی فاجعه آمیزی ویران شد، و اطلاع کمی از چگونگی آن در دست است. پس از آن، تمدن میسنی توسط مهاجمان شمالی نابود شد، و عصر تاریک از ۱۱۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد آغاز گردید. این تمدن باستانی اژه‌ای تأثیر مستقیم زیادی در تحول تئاتر نداشت، اما تئاتر غیر مستقیم آن فوقالعاده زیاد بود، زیرا خدایان، قهرمانان و تاریخ همین مردم بود که مواد اولیهٔ ایلیاد و ادیسهٔ هومر و اکثر درامهای یونانی را فراهم آورد. از این رو این تمدن‌ها به جهات مختلف زیربنای ادبیات غرب به شمار می‌آیند.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها آیتکا (آتن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو آرگوس بودند اگرچه آتن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله آتن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد آموختند. در حقیقت آنها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از آن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

اسناد مربوط به تئاتر در این دوران هنوز کم است. ارتباط بین تئاتر و ایالت ـ شهر از سال ۵۳۴ پیش از میلاد آغاز شد و آن زمانی بود که دولت آتن مسابقه‌ای برای انتخاب بهترین تراژدی اجرا شده در دیونوسیای شهر، که جشنوارهٔ مذهبی مهمی بود، گنجانید. کمدی آخرین شکل دراماتیک بود که از طرف حکومت یونان به رسمیت شناخته شد، ولی تا سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به دیونوسیای شهر راه نیافت. لذا سرگذشت آن، تا قبل از این تاریخ، تا حدودی بر حدس و گمان استوار است. ارسطو می‌گوید کمدی از نمایش بدیهه سازی‌های سرخوانِ آوازه‌های آئینی فالیک بیرون آمده است. اما از آنجا که تعداد زیادی آئین‌های فالیک وجود داشته، روشن نیست منظور ارسطو کدامیک بوده است.

بعضی از مراسم ما قبل دراماتیک، توسط گروه رقص اجرا می‌شد، که گاه صورتک حیوان بر چهره می‌زدند یا سوار حیوانات می‌شدند و یا حیوانی را به عنوان نمایندهٔ حیوانات دیگر با خود می‌کشیدند. همچنین در آن دوره نمایش‌های همسرایان چاق، سایترها و مردانی بر فراز دیرک‌های بلند وجود داشت. مراسم اغلب شامل یک راهپیمایی به دنبال همسرایانی بود که می‌خواندند و می‌رقصیدند و نمادهای بزرگ و فالیک را بر روی علم‌هایی به اهتزاز در می‌آوردند. این مراسم موجب عکس العمل‌ها و مسخره گی‌هایی در میان شرکت کنندگان و تماشاگران می‌شد. در کمدی‌های اولیه همهٔ این نمایش‌ها عناصر جنبی خود را نیز داشتند. کمدی گذشته از خاستگاه و تاریخ آغاز آن، در بین سال‌های ۴۸۷ـ۴۸۶ به حد کافی رشد یافته بود تا بتواند شایستگی‌های نمایش در دیونوسیای شهر را داشته باشد. نام تعداد کمی از کمدی نویسانِ نخستین ضبط شده است: کیونیدِس، که ظاهراً برندهٔ اولین مسابقه بوده، ماگنِس که برنده ۱۱ مسابقه بوده است و کمدی‌هایی مثل پرنده‌ها، پشه انجیری و قورباغه‌ها از اوست. اِکفانتیدس که گفته می‌شود کمدی‌های ظریفتری از پیشینیان خود نوشته است. کراتینوس که بیست و یک نمایشنامهٔ کمدی را به او نسبت داده‌اند و به عنوان اولین نویسندهٔ واقعی و در خور توجه در زمینهٔ کمدی شناخته می‌شود. کراتس که سایترهای شخصی را که قبلاً شاخص کمدی بود رها کرد و به مسائل عمومی ترین پرداخت. او پولیس و آرسیتوفان سر کردهٔ همهٔ کمدی نویسان که بذله گوئی‌ها و ابداعاتش در سایتر مورد قبول همه قرار گرفته است.

تمدن یونان که اولین دوران بزرگ تئاتر را عرضه کرد، به تدریج از سدهٔ هشتم تا ششم پیش از میلاد شکل گرفت. واحدهای بزرگ سیاسی این تمدن «پولیس» نامیده می‌شدند. مهمترین این ایالت ـ شهرها یتکا (تن)، اسپارت، کورِنت، تِب، مگارو رگوس بودند اگرچه تن از سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرکز هنری یونان بود، اما اسپارت قدرت اصلی و خط رابطی بود که اکثر ایالت ـ شهرها، از جمله تن را به هم می‌پیوست. جنگ با ایران این قاعده را برهم زد. مانند هر جامعهٔ باستانی دیگر، مدارک مربوط به خاستگاه تئاتر و درام در یونان باستان نادر است. یونانیان نوشتن را چند صباحی پس از ۷۰۰ پیش از میلاد موختند. در حقیقت نها حروف الفبای فینیقیان را گرفتند و مناسب حال خود تغییر دادن. پس از ن دوره است که اسناد نوشتاری یونانی افزایش می‌یابد.

شرق و غرب در تلاقی هزار ساله بیزانس مرحلهٔ دیگری از تداوم تاریخ روم و اسکندر کبیر و تمدن کلاسیک یونان بود. تئاتر بیزانس سه گونه متمایز داشت: تئاتر سپند، تئاتر مذهبی و تئاتر کلاسیک یا ادیبانه. ارزیابی طبیعت و وسعت تئاتر بیزانس مشکل است، زیرا منابع موجود بسیار اندک است و مورخان بر سر تفسیر همین اندک نیز توافق ندارند. مسلم این است که نمایش‌های تئاتری در سراسر دوران بیزانس رواج داشته‌اند. گفته می‌شود که قسطنطنیه در اصل دو تئاتر از نوع رومن داشته و حداقل یکی از آنها تا اواخر دوران بیزانس برپا بوده است. قلمرو امپراتوری بیزانس شامل بخش اعظم مدیترانهٔ شرقی بود که تئاترهای هلنی و یونای ـ رومی در آن ساخته شده بودند. نمایش‌های تئاتری و سرگرم‌کننده از طریق بیزانس به مدت هزار سال تداوم یافتند و هنگامی که اینگونه نمایش‌ها در روم از رونق افتاده بودند در بیزانس به حیات خود ادامه دادند. تأثیر بیزانس بر اروپای غربی بسیار متحمل است، زیرا روابط تجاری بین بیزانس و روم غربی هیچگاه به کلی قطع نشد. بدون شک در اوایل سدهٔ نهم، هنر بیزانس در معماری کلیساها و پدیده‌های دیگر هنری در غرب تأثیر فراوان داشته است. همچنین جنگ‌های صلیبی که در سدهٔ یازدهم آغاز شد برخورد شرق و غرب را افزایش داد. به رغم وجود شرایط مناسب، هنوز نمی‌توان تأثیر بیزانس بر تئاتر غرب را اثبات کرد اما می‌توان اذعان داشت که بیزانس سنت تئاتری را زنده نگه داشت و بخش‌هایی از هنر آن الهام بخش هنرمندان بعدی گردید. امپراتوری بیزانس سرانجام تسلیم نیروهای مسلمین شد. تحت تعلیمات حضرت محمد (ص) جهان اسلام به سرعت رو به گردش نهاد و در حوالی ۶۲۲ مقبولیت عام یافت. در قلمرو اسلام داستان گویی تقریباً در همه جا و درام‌های فولکور در برخی نقاط، متداول بود. در نقاط دیگر، به ویژه در هند، اندونزی، ترکیه و یونان تئاتر عروسک‌های سایه محبوبیت یافت. اما عروسک‌ها تا حد ممکن از واقع گرایی به دور بودند. این عروسک‌ها اشکالی دو بعدی بودند که از قطعات چرم بریده می‌شدند و با قطعه چوبی که به آن وصل می‌شد هدایت می‌گردیدند. بعدها، تنها سایهٔ این عروسک‌ها که توسط فانوس یا مشعل بر روی پارچهٔ سفیدی منعکس می‌گردید، نمایش داده می‌شد.

در بعضی کشورها تئاتر سایه هنرپیشه‌ای گردید و به کلی از هنر بازیگری زنده جدا گشت. تئاتر سایه ظاهراً حدود سدهٔ چهاردهم میلادی در ترکیه عرضه شد. سپس از سقوط بیزانس، در مناطقی که عصر عظیم تئاترهای کلاسیک، هلنی و یونانی ـ رومی را دیده بود. در این مناطق نمایش‌های عروسکی بر گرد شخصیت «قراگوز» و ماجراهای مضحک او دور می‌زد. سرانجام این نمایش‌ها قراگوز نامیده شدند و این سنت تا زمان ما ادامه یافته است. مسلمانان در بسیاری از نقاط تئاتر را به عنوان هنری بی اهمیت قلمداد کردند. در هزارهٔ اول مسیحی، یکی از توسعه یافته ترین و پرمحتواترین درام‌ها را باید در هند جستجو کرد. تمدن هند به قدمت تمدن مصر باستان و خاورمیانه است، اما دانش ما بر این تمدن با ورود قوم آریاییاز آسیای مرکزی در ۱۵۰۰ پیش از میلاد آغاز می‌شود. در واقع در سده‌های پس از آن است که ترکیب و سیمای زندگی و هنر مردم هند پدیدار می‌گردد. شاید مهمترین تأثیرات بر درام هند، از طریق هندوییسم و ادبیات سانسکویت صورت گرفته باشد. عصر طلایی درام در فرهنگ هندی حدود ۱۲۰ میلادی آغاز می‌شود و تا حدود ۵۰۰ میلادی ادامه می‌یابد. نقطهٔ اوج عصر طلایی سده‌های چهارم و پنجم است که امپراتوری گوپتا در شمال هند مرکز هنر، طب و آموزش قرار می‌گیرد. در آنجا شهرهای زیبا، دانشگاه‌ها و تمدنی عظیم و پر شکوه بنیان نهاده می‌شود. نقطهٔ اوج دیگری نیز در نیمهٔ اول سدهٔ هفتم تحت فرمانروایی شاه هارشا به ظهور می‌رسد. خود هارشا یکی از نمایشنامه نویس‌های مهم محسوب می‌شود.

در دوران حکومت هارشا تأثیر هند بر آسیای جنوب شرقی نیز گسترده شد و موجب توسعهٔ درام در آن نقاط گردید. هندیان به واقع نگاری و ضبط تاریخ توجه چندانی نشان نمی‌دادند، از این رو محققان جدید تاریخ‌های بسیار متفاوتی را برای درام‌های موجود سانسکریت در نظر گرفتهاند. اما آنچه پیش از همه مورد توافق است قدیمیترین قطعاتی است که به حدود ۱۰۰۰ سال پیش تعلق دارند. حدود ۲۵ نمایشنامهٔ سانکسریت به دست ما رسیده است که تاریخ بعضی از آنها حوالی سدهٔ نهم میلادی و در این میان بهترین آنها را به سدهٔ چهارم و پنجم میلادی نسبت می‌دهند. از میان درام نویسان سانسکریت می‌توان این نویسندگان را نام برد: شاه هارشا با نمایشنامه‌های سینه ریو مروارید، شاهزاده خانم گمشده و ناگاندا؛ بهاوا بوتی با نمایشنامه‌های داستان قهرمان بزرگ، آخرین قصهٔ راما و ازدواج دزدیده شده؛ ویشا کاداتا با نمایشنامهٔ انگشتری خاتم راکشاسا. در سال‌هایی که درام هند در حال شکوفایی بود، تئاتر چین تازه داشت شکل می‌گرفت، به ویژه در نواحی پکن که همچون مصر و خاورمیانه از گاهواره‌های تمدن به شمار می‌رود. مدارک ما دربارهٔ سال‌های پیش از ۱۵۰۰ پیش از میلاد، یعین زمان به قدرت رسیدن سلسلهٔ شانگ اندک است. در زندگی چینیان از همان آغاز، رقص، موسیقی و آئین‌های مختلف نقش مهمی داشته است و برخی از فرمانروایان چینی اینگونه فعالیت‌ها را برای هماهنگ کردن کشور خود لازم می‌شمردند و در سدهٔ هشتم پیش از میلاد معابدی وجود داشت که اجرا کنندگانی بدین منظور در اختیار داشتند. مورخان سعی کرده‌اند بین آئین‌های چینی و همسرایان دیتیرامب در یونان شباهت‌هایی بیابند. اولین دورهٔ درخشان هنر و ادبیات چینی، با حکومت سلسلهٔ هان آغاز می‌شود. مجموعه سرگرمی‌های این دوره را «صد نمایش» می‌نامیدند.

در سدهٔ سیزدهم نمایش‌های گوناگون سرگرم‌کننده جزئی از زندگی عادی مردم چین محسوب می‌شد. اما تا مدت‌ها بعد از تسلط مغول‌ها در ۱۲۷۹ بر چین، هیچ درام ادبی در چین به وجود نیامد. تحولات اصلی تئاتر چین بعدها رخ داد. احیای تئاتر در اروپای غربی از اوایل قرون وسطی آغاز شد. پس از سقوط امپراتوری روم، فعالیت‌های سازمان دارِ تئاتری در اروپای غربی متوقف شده بود، زیرا در سدهٔ ششم شرایط مشابهی با دوران ما قبل عظمت تئاتر روم بر صحنه حاکم شد، اما عناصر تئاتری حداقل در چهار شکل مختلف حفظ شدند: بقایای میم رومی، نقالی توتنی، جشنواره‌های عامیانه و آئین‌های شرک آمیز و مراسم مسیحی. تئاتر در اوایل قرون وسطی باید از دل این منابع زاده می‌شد.
ساعت : 10:29 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
مرکز فیلم | next page | next page