راک استار گیمز
راک‌استار گیمز

راک‌استار گیمز (به انگلیسی: Rockstar Games) یک شرکت توسعه‌دهنده و ناشر بازی‌های ویدئویی در نیویورک، که مالک اصلی آن شرکت تیک-تو اینتراکتیو است. این شرکت به دلیل توسعهٔ بازی‌هایی هم‌چون سری اتومبیل‌دزدی بزرگ، سری مکس پین، ال. ای. نویر، بولی، سری شکارچی انسان، سری باشگاه شبانه و رزمندگان و هم‌چنین استفاده از سبک دنیای آزاد به شهرت بسیار رسید.





راک‌استار اولین بار در سال ۱۹۹۸ در نیویورک به وسیلهٔ سم و دن هوسر، تری دونوان، جیمی کینگ و گری فورمن، توسعه‌دهنده‌های انگلیسی، ساخته شد. دفتر مرکزی شعبه اصلی راک‌استار در نیویورک (که با نام راک‌استار ان‌وای‌اس شناخته می‌شود) و در نزدیکی محلهٔ سوهوی آن شهر است.

در فوریه سال ۲۰۱۴، کپی‌های بازی‌های راک‌استار، به ۲۵۰ میلیون کپی رسید و بیشتر موفقیتش را مدیون سری بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ است که تنهایی ۱۵۷٫۵ میلیون فروش رفت. در مارس ۲۰۱۴ نیز راک‌استار جایزه فلوشیپ آکادمی بفتا برای سری بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ کسب کرد.

راک استار استودیوهای متعددی در نقاط مختلف جهان دارد؛ که می‌توان استودیوی راک‌استار نرت را از مشهورترین آن‌ها نام برد.






بازی‌های ساخته شده توسط راک‌استار

سری اتومبیل‌دزدی بزرگ (۱۹۹۷-تاکنون)
سری باشگاه شبانه (۲۰۰۰-تاکنون)
سری مکس پین (۲۰۰۱-تاکنون)
سری شکارچی انسان (۲۰۰۳-تاکنون)
سری سرخپوست مرده (۲۰۰۴-تاکنون)
رزمندگان (۲۰۰۵)
بولی (۲۰۰۶)
ال. ای. نویر (۲۰۱۱)






راک‌استار ژاپن
راک‌استار ژاپن از شرکت‌های تابعه‌ی راک‌استار گیمز که مکانش در کشور ژاپن است. این شرکت بازی‌های راک‌استار را در آسیا منتشر می‌کند.





راک‌استار لینکلن
راک‌استار لینکلن (به انگلیسی: Rockstar Lincoln)، شرکت بریتانیایی توسعه‌دهنده بازی‌های ویدئویی از شرکت‌های تابعه‌ی راک‌استار گیمز که مکانش در لینکلن، انگلستان است. این شرکت جوابگوی تست و ترجمه بازی‌های ویدئویی راک‌استار دیگر شرکت‌های راک‌استار است.





راک‌استار نرت
راک‌استار نرت (به انگلیسی: Rockstar North) یک توسعه‌دهنده بازی‌های ویدئویی اسکاتلندی است. این شرکت بخشی از راک‌استار گیمز، و متعلق به تیک-تو اینتراکتیو است. راک‌استار نرت توسعه دهندهٔ اصلی سری اتومبیل‌دزدی بزرگ از جمله اتومبیل‌دزدی بزرگ ۳، اتومبیل‌دزدی بزرگ: وایس سیتی، و اتومبیل‌دزدی بزرگ: سن آندریاس می‌باشد.





راک‌استار سن‌دیگو

راک‌استار سن‌دیگو (به انگلیسی: RockStar San Diego) نام یک استودیوی بازی‌سازی آمریکایی است که عمده شهرت خود را مدیون ساخت دو بازی سرخپوست مرده: رستگاری و سرخپوست مرده: شش‌لول است.

این استودیو زیرمجموعه شرکت راک استار گیمز محسوب می شود. استودیو راک‌استار سن‌دیگو تنها استودیوی راک‌استار است که از موتور بازی پیشرفته راک‌استار برای بازی‌هایش از جمله اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ استفاده کرده است.





بازی اکشن-ماجراجویی

بازی اکشن-ماجراجویی (به انگلیسی: Action-adventure game) سبکی در بازی رایانه‌ای است که خود زیرمجموعهٔ سبک اکشن قرار می‌گیرد، بازیکن با بازی در این سبک، علاوه بر شرکت در صحنه‌های اکشن، در عمل درگیر داستان بازی نیز خواهید شد. همراه شدن صحنه‌های اکشن با ماجراجویی‌هایی مانند پنهان‌کاری و حل پازل‌های گوناگون، از جمله عناصر تشکیل‌دهنده این سبک از بازی‌ها به‌شمار می‌روند. بازی‌های ندانسته، توم ریدر، کیش یک آدم‌کش و اسپیلنترسل در این سبک قرار می‌گیرند.





لوئیز فرناندو لوپز

لوئیز فرناندو لوپز شخصیت خیالی قابل بازی در اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: حکایت گی تونی است که در که در لیبرتی سیتی زندگی می‌کند. او مباشر آنتونی پرینس (به انگلیسی: Anthony Prince) مشهور به گِی تونی (تونی همجنسگرا) (به انگلیسی: Gay Tony)، مالک چندین باشگاه شبانه در آمریکا است. در داستان بازی، لوئیز لوپز به همراه گی تونی درگیر ماجرای سرقت الماس‌های دو میلیون دلاری می‌شود که نیکو بلیک، جانی کلبیتز (که برای ری باچینو کار می‎کند) و رِی بولگارین نیز به دنبال آن هستند. در این ماجرا حوادث بسییار مرگباری برای لوئیز فرناندو لوپز و گی تونی رخ می‌دهد اما یک مرد ثروتمند عرب به نام یوسف امیر با آنان شریک می‌شود و آن‌ها را نجات می‌دهد اما به هر حال در پایان ماجرا، یک بی‌خانمان الماس‌ها را که در آشغالدانی گم شده‌بود پیدا می‌کند و به ثروت می‌رسد.






دربارهٔ لوئیز

او دورگه‌ای سیاه و سفید است. مادر او در لیبرتی سیتی زندگی می‌کند. همچنین دو دوست با وفا دارد که در هر شرایطی او را کمک می‌کنند نام این دو هنریکه و آرماندو می‌باشد. لوئیز، نیکو بلیک و جانی کلبیتز در سه بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴، اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: حکایت گی تونی و اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: گمشده و نفرین‌شده هستند و با هم ارتباط دارند.





فهرست شخصیت‌های اتومبیل دزدی بزرگ ۴
شخصیت‌های اصلی بازی اتومبیل دزدی بزرگ ۴ معرفی شده‌اند.






نیکو بلیک

نیکو در بازی به‌عنوان یک شخصیت خلافکار معرفی می‌شود. این بخاطر فعالیت‌های مجرمانه او در زندگی اش است. کارهایی مانند کشتن، فروختن و قاچاق انسان‌ها. بعد از متقاعد شدنش توسط پسرعمو رومن حالا او میخواهد زندگی تازه‌ای را در شهر آزادی شروع کند.






رومن بلیک

آقای رومن پسر عموی نیکو هست. او در شهر آزادی زندگی می‌کند. علاقه شدید به زنان - خوش گذارانی‌های شبانه - ماشین‌های سرعت و به‌روزکردن آنهاست و در کل شغل خاصی جز این کار ندارد و تمام طول روز را به انجام فعالیت‌ها در این زمینه می‌پردازد.






ولاد

جناب ولاد بزرگ‌ترین و در اصطلاح گردن‌کلفت‌ترین شخصیت بازی و رئیس بزرگ‌ترین دسته اراذل و اوباش شهر می‌باشد. او کار عظیم خود را با معاملات کوچک با گروهی انجام می‌دهد و رفته‌رفته با افرادی از کشور روسیه وارد بازی بزرگ و خطرناکی می‌شود. از اینجا داستان جنایت‌های این مرد آغاز می‌شود شما در ابتدا توسط رومان(پسر عمویتان) با وی (ولاد) دوست شده ولی در ادامه مجبور به کشتن وی می شوید و این آغاز ورود شما به ماجراهای هیجان انگیز این بازی است.






الیزابتا

او دلال خرده‌فروش و عمده‌فروش داروهای کم‌یاب و اعتیاد آور است. خانم الیزابتا شخصیتی آرام دارد که ناگهان در خورد کارهای خرید و فروش خود دست به فروش و معامله داروهای اعتیاد آور و در کل مواد مخدری که حاصل آن به اعتیاد و سود آوری می‌باشد دست می‌یابد. در پی این عمل خود، کار خود را از عامیانه به مخفیانه تغییر می‌دهد و حال او جز یکی از گروه‌ای شرور شهر می‌شود.






مانی

مانی شخصتی مقدر است که زندگی سختی را در بین اراذل و اوباش به پا کرده و بیش‌تر فعالیتش، معطوف به شعارهای ضد قانون یا درخواستی و دیوار نوشته هاست. او عاشق هیپ‌هاپ و breakdancing می‌باشد. او نیز در پی کشمکش‌های به وجود آمده در بین گروه‌های محلی و خیابانی وارد جنایت می‌شود.






بروس کیبوتس

معنای واقعی مرد مدرن در شهر همین بروسی هست. او مردی لارج و عاشق مطالعه مجله‌ها و زنان - لوارم ورزشی و تفریحی شخصی می‌باشد. اما ناگهان اتفاقاتی به خاطر اندکی پول او را به کام سیاهی می‌برد.





نیکو بلیک
نیکو بلیک یا نیکو بلیچ (صربی سیریلیک: Нико Белић - صربی لاتین: Niko Belić) شخصیتی ساختگی در مجموعه بازی رایانه‌ای اتومبیل‌دزدی بزرگ است. او نقش اصلی و شخصیت قابل بازی در اتومبیل دزدی بزرگ ۴ است.






مقدمه

نیکو به عنوان شخصیت اصلی در بازی اتومبیل دزدی بزرگ 4 نقش دارد. او یک سرباز سابق 30 ساله است که برای فرار از گذشتهٔ تلخ و در جستجوی «رویای امریکایی» به شهر آزادی آمده است. او توسط پسر عمویش، رومن بلیک، به آمدن به امریکا ترغیب شده، کسی که در نامه هایش به نیکو ادعا داشت که زندگی عالی با زنهای زیبا، ماشین‌های آخرین مدل و پول بسیار در امریکا دارد. اما بعداً مشخص می‌شود که تمام اینها دروغی بیش نبوده است، رومن فقط یک آژانس تاکسی تلفنی در حال ورشکستگی دارد، مبلغ زیادی بدهی بالا آورده و تمام خلافکاران شهر برای سر او جایزه گذاشته‌اند. در واقع رومن با آگاهی از گذشته وحشتناک پسر عمویش، با این امید که نیکو او را از دست طلبکارانش نجات دهد، یا حتی دروغ او را به واقعیت تبدیل کند، وی را به امریکا کشانده است. با اینحال نیکو برای آمدن به امریکا دلایل دیگری هم در پشت پرده داشت، که در طول داستان بازی مشخص میشود. نیکو علاوه بر زبان انگلیسی، صربی هم صحبت می کند.






زندگی نامه

ملیت نیکو دقیقاً مشخص نشده، با این حال او به زبان صربی صحبت می کند. پدر نیکو یک دائم‌الخمر بوده که مدام بر او، مادر و برادرش (که در جنگ کشته شد) پرخاش می کرده است. میلیسا، مادر نیکو، که مادری دلسوز و مهربان بود از اینکه پسرش در چنین وضعیت سختی زندگی می کرد ناراحت بود. زیرا نیکو در دوران جنگ‌های یوگوسلاوی رشد می کرد، جنگی که بزودی نیکو که یک جوان خشمگین بود در آن شرکت کرد. نیکو شاهد بیرحمی‌های بسیاری در جنگ بود، مانند قتل‌عام و قطعه قطعه کردن 50 کودک، که باعث شد همیشه دید بدگامانه ای در زندگی اش داشته باشد، همراه با باری از حسرت و پشیمانی و افسردگی. خاطره مهم نیکو از جنگ زمانی است که گروه 15 نفره آنها که همگی مردان جوانی از دهکدهٔ او بودند، توسط دشمن قافلگیر شدند. او توانست از آن حمله فرار کرده و جان سالم بدر ببرد، اما چند هفته بعد دریافت که این حمله به دنبال خیانت یکی از اعضای گروه خودشان روی داده است. پس به جایی بازگشت که دوستانش توی گودال به خاک سپرده شده بودند، آنها را شمرد و هریک را شناسایی کرد، در نهایت دریافت که بجز او دو نفر دیگر هم جان سالم بدر برده‌اند: فلوریان کراویچ و دارکو برویچ. نیکو با خودش پیمان بست که فرد خائن را پیدا کند، نه فقط برای انتقام، قصد دیگر او التیام بخشیدن به وضع روحی‌اش بود و بازگشتن به زندگی خودش. علاوه بر این، نیکو در تمرین‌های ابتدایی ارتش مهارت‌های بسیاری را نیز آموخت، از جمله نبرد نزدیک، تیراندازی و شنا.

زمانی که جنگ به پایان رسید، نیکو بسختی یک شغل پیدا کرد و به زندگی عادی بازگشت. پسر عمویش رومن قبل از شروع جنگ به شهر آزادی در امریکا رفته بود تا زندگی جدیدی را آغاز کند. نیکو که چیزی جز خشونت نمی شناخت، سر شغل سابقش زیاد دوام نیاورد و بزودی وارد دنیای تبهکاران، مافیای صبری شد و 10 سال بعدی زندگی اش را اینطور گذراند، اما در این مدت به دنبال دو نفر دیگری که از آن حمله جان سالم بدر برده بودند نیز می گشت. در این دوران او یک بار برای مدتی کوتاه دستگیر شد. بعد از آزادی به گروه یک روس بنام ری بلغارین که کار اصلی‌اش قاچاق انسان بود، پیوست. سرانجام نیکو دریافت فلوریان کراویچ، یکی از آن دو تن که در دنبالشان بود در شهر آزادی در امریکا زندگی می کند.

طی یکی از قاچاق‌ها به ایتالیا، کشتی کوچکی که نیکو روی آن کار می کرد در دریای ادریانیک در یک مایلی ساحل غرق شد. هرچند نیکو توانست خود را به ساحل برساند، اما چیز دیگری از کشتی باقی نماند. بلغارین که دنبال یک مقصر میگشت، نیکو را به این متهم کرد که با پول از کشتی فرار کرده. نیکو این را رد کرد، اما بلغارین باور نمی کرد و بسیار قوی‌تر از آن بود که بتوان با او مخالفت کرد. از این رو نیکو به یک ناوگان بازرگانی دریایی ملحق شد تا از بلغارین فرار کند. او هفت ماه بعد را روی دریا گذراند، و در این مدت به دعوت پسر عمویش رومن برای آمدن به شهر آزادی در امریکا فکر کرد. رومن از نیکو میخواست به شهر آزادی بیاید تا زندگی اشرافی‌اش در یک کاخ، اتومبیل‌های آخرین مدل، پول و زن‌های زیبا را با او تقسیم کند. این دعوت بسیار نیکو را وسوسه کرد، اما دلایل دیگرش برای پذیرفتن دعوت رومن، پیدا کردن فلوریان کراویچ و دور شدن از بلغارین بود.

بعد از رسیدن به شهر آزادی نیکو فهمید که داستان‌های پسر عمویش رومن چیزی جز یک دروغ بزرگ نبوده است، او در واقع در یک آپارتمان کوچک و کثیف زندگی می‌کند و جز یک آژانس تاکسی تلفنی کوچک چیزی ندارد و علاوه بر آن سر شرط بندی به بسیاری از خلافکاران گردن کلفت شهر بدهکار است. مهارت هایی که نیکو در گذشته سختش بدست آورده بود در اینجا برای رومن مفید واقع شد و نیکو بزودی رومن را از شر کسانی که او را تهدید می کردند خلاص کرد. طولی نکشید که رومن نیکو را به دوستان و حتی دشمنانش معرفی کرد و نیکو از این راه توانست کارهایی برای آنها انجام داده و در عوض پول و اطلاعاتی در مورد افرادی که در تعقیبشان بود بدست آورد. سرانجام نیکو از طریق رومن با بسیاری از خلافکاران سرشناس شهر آشنا شد.

در ابتدا نیکو کار را با پسر عمویش در بروکر شروع و به او کمک کرد تا کسانی که تهدیدش می کردند را از سر راه بردارد و همچنین کار آژانسش را توسعه دهد. بعد از کشتن ولادمیر، یک تبهکار روسی با دوستان با نفوذ بسیار، نیکو با رئیس مافیای روسی، میخائیل فاستین، و همکارش دیمیتری رسکولاف آشنا شد و کار برای آنها را آغاز کرد. چندی بعد فاستین سفارش قتل پسر رقیبش، پتروویچ، را به نیکو داد، و بعد از آن نیکو برای اینکه خود و پسرعمویش از خشم پتروویچ در امان بمانند، به دستور دیمیتری، فاستین را به قتل رساند. طولی نکشید که دیمیتری نشان داد شریک بلغارین، که حالا در شهر آزادی اقامت داشت، است و به نیکو خیانت کرد. نیکو و رومن بعد از اینکه آپارتمان و آژانس تاکسی شان در آتش سوخت، ناچار از بورکر گریحتند.

نیکو به بوهان نقل مکان کرد و در آنجا با چندین تن از دلالان مواد مخدر، از جمله الیزابت تورس ملاقات کرد. او با خانواده خلافکار ایرلندی مک‌رری و دووین فورج، یک خلافکار بازنشسته افسرده و ری بوکینو، یکی از اطرافیان خانواده پگارینو آشنا شد. طولی نکشید که او کار با جیمی پگارینو را نیز آغاز کرد و بعد از مدتی کار برای این افراد، توانست یک آپارتمان خوب دست و پا کرده و زندگی سطح بالایی را آغاز کند؛ با این حال همچنان در پیدا کردن آن فرد خائن، ناکام مانده بود.

سرانجام نیکو فلوریان کراویچ را پیدا کرد، اما دریافت که او یک همجنس‌گرا شده که با شهردار شهر آزادی، برایس داکینز، بطور پنهانی ارتباط دارد و در تلاش برای فراموش کردن گذشته است؛ از این رو نیکو به این نتیجه رسید دارکو برویچ شخصی است که به آنها خیانت کرده. بعنوان پاداش کار برای یک سازمان مرموز دولتی، آنها برویچ را پیدا کرده و کت بسته نزد نیکو آوردند. آنگاه نیکو بهمراه رومن فرصت داشت دارکو را مجازات کند؛ در بازی این انتخاب به بازیکن داده می‌شود که دارکو را بکشد یا او را به حال خود رها کند. اگر نیو دارکو را بکشد بعداً در می یابد که وضع روحی اش بهتر نشده است. اگر اجازه زندگی به دراکو بدهد، ابتدا از کارش مایوس می‌شود اما بعداً به این نتیجه می رسد که کار درست را انجام داده است.

مدتی بعد نیکو با یک موقعیت جدید مواجه شد، همکاری با دیمیتری رسکولاف، که دشمن درجه یک اش بود، برای انجام یک معامله بزرگ هروئین. بار دیگر او دو انتخاب دارد: یکی اینکه دوباره با دیمیتری همکاری کند، و دیگری اینکه به کشتی ای که دیمیتری در آن است رفته و او را بکشد. در صورت انتخاب راه اول دیمیتری یک مامور را به جشن عروسی رومن فرستاده و رومن در این جریان کشته می شود، اما با انتخاب راه دوم کیت مک رری، دوست دختر نیکو، در مراسم عروسی رومن توسط جیمی پگارینو به قتل می رسد. در ادامه این دو حادثه متفاوت نیکو به کمک افرادی که در شهر می شناسد، در هر دو حالت دیمیتری را می کشد و یا جیمی پگارینو را پیدا کرده و به قتل می رساند. در نهایت نیکو در بحر رویای امریکایی فرو رفته و می فهمد که آن چیزی جز یک رویای پوچ نیست که هیچ کس نمی‌تواند به آن دست یابد.






شخصیت

بنظر می آید نیکو از نظر شخصیتی کمی سطح پایین باشد، اما حامی فوق العاده ای برای اعضای خانواده و دوستانش، بخصوص رومن است. در طول بازی اکثر دخترهایی که با او آشنا میشوند به او می گویند که شخصیت پیچیده‌ای دارد و خیلی نجیب به نظر می رسد. او یک فرد منطقی است، و چندین بار در طول بازی مشاهده می کنیم که درگیری‌های بین دو نفر یا دو گروه را بدون بکارگیری خشونت حل می کند. البته او نشان داده که در مقابل خیانت و رفتارهای این چنینی تاب نمی‌آورد. نیکو شخصی مهربان به نظر میرسد؛ در بازی، بازیکن می تواند توسط نیکو به کمک بعضی افراد در خیابان که مشکلی دارند، برود، همچنین در قسمت دیگری از بازی او خانواده دوستش را که یکی از اعضای خانواده‌شان از دست داده‌اند دلداری داده و به آنها کمک می کند. بنظر می آید او نسبت به بقیه آشنایانش عاقل‌تر و دارای شخصیت کاملتری باشد. با این حال خیلی کم پیش می آید که از حرف خودش برگردد، برای مثال وقتی که فرانسیس مک‌رری از نیکو می خواهد مردی را که او را تهدید کرده است، از سر راه بردارد-نیکو اعلام می‌کند تنها در صورتی قبول خواهد کرد که فرانسیس پول مناسبی برای این کار بپردازد، و وقتی که فرانسیس می گوید این مرد به کودکان مواد مخدر می فروشد، نیکو باز هم سر حرفش مانده و می گوید: "دنیا پر از آدمهای بد است، آقای مک‌رری".

او بعضی از ویژگی‌های شخصیتی را نیز از زمان جنگ با خود همراه دارد؛ او همراهانش را بخاطر اینکه در شرایط خطرناک همه چیز را به بازی می گیرند، سرزنش می کند. بزرگترین ضعف نیکو این است که قادر نیست گذشته را فراموش کند-و همین ضعف، زمانی که تصمیم می گیرد کسانی که در جنگ به او و گروهشان خیانت کرده‌اند را پیدا کند، بارها به ضررش تمام میشود. نیکو چندین بار بخاطر ضعفی که دارد از سوی دوستانش، مخصوصا رومن مورد انتقاد قرار می گیرد. علاوه بر آن نیکو عقیده دارد یکی از اصلی‌ترین دلایلی که او را به امریکا کشانده، فراموش کردن و خاتمه دادن به خاطرات گذشته‌اش از جنگ است. نیکو با مواد مخدر میانه ای ندارد-او پیشنهاد جیکاب را برای کشیدن حشیش رد می کند، همچنین گهگاه تنفر خود را از هروئین ـی که معامله می کردند، اعلام می کند.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: موسیقی متن

اتومبیل‌دزدی بزرگ: موسیقی متن آلبوم موسیقی متن بازی گرند دفت اوتو که در سال ۱۹۹۷ توسط دی‌ام‌ای دیزاین که امروزه با نام راک‌استار نرت می‌شناسیم، منتشر شد. کولین آندرسون، کرگ کونر و گرنت میدلتون آهنگ‌سازان این آلبوم هستند.






ترک‌های آلبوم
اتومبیل‌دزدی بزرگ: موسیقی متن
شماره عنوان مدت
1. «The Fix FM» ۷:۳۳
2. «Head Radio FM» ۹:۳۹
3. «Radio 76 (On 197.6 FM)» ۹:۴۳
4. «N-CT FM» ۷:۲۷
5. «Brooklyn Underground 77.7» ۸:۴۷
6. «It's Unleashed on 93.5 FM» ۱۱:۰۱
7. «The Fergus Buckner Show» ۳:۱۳
8. «Title Music» ۲:۱۷





اتومبیل‌دزدی بزرگ: ۱۹۶۹، لندن

اتومبیل‌دزدی بزرگ: ۱۹۶۹، لندن (به انگلیسی: Grand Theft Auto: London, 1969) بسته‌ی ماموریتی از بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ و دومین بازی از سری اتومبیل‌دزدی بزرگ است که در تاریخ ۳۱ مارس ۱۹۹۹ برای ویندوز و ۳۰ آوریل ۱۹۹۹ برای پلی‌استیشن به بازار عرضه شد. این بازی از همانند بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ از یک موتور استفاده شده است و به همین دلیل گرافیک و گیم‌پلی آن شباهت زیادی به نسخه اول دارد. این نسخه، اولین بسته‌ی ماموریتی‌ای بود که برای پلی‌استیشن عرضه شد.






موسیقی متن
اتومبیل‌دزدی بزرگ: ۱۹۶۹، لندن
شماره عنوان مدت
1. «Bush Sounds» ۴:۴۳
2. «Title Music» ۱:۳۱
3. «Heavy Heavy Monster Sound» ۵:۴۵
4. «Blow Upradio» ۱:۵۵
5. «Kaleidoscope» ۳:۱۲
6. «Sound of Soho» ۵:۰۰
7. «Radio Penelope» ۷:۰۱
8. «Radio Andorra» ۲:۲۲
9. «Westminster Wireless» ۷:۱۸
10. «Radio 7» ۵:۴۸
11. «Police Radio Track» ۳:۱۰
12. «GTA Pomp» ۲:۴۶
13. «GTA Spy Theme» ۳:۰۰
14. «Austin Allegro Chase» ۳:۱۴
15. «Ambient» ۱:۰۹
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 4:23 pm
تلویزیون یا دورنما (به فرانسوی: Télévision)، سامانه‌ای ارتباطی برای پخش و دریافت تصاویر متحرک و صداها از مسافتی دور است. همچنین دستگاه گیرنده در این سامانه، تلویزیون نام دارد. امروزه در ایران، به مجموعه فراهم کننده و پخش کننده برنامه‌های تلویزیونی، سیما گفته می‌شود.

از جان لوگی برد دانشمند و مخترع اسکاتلندی به عنوان مخترع تلویزیون یاد می‌شود، گرچه دانشمندان و مخترعان بسیار دیگری مانند پائول نیپکو، بوریس روزینگ، ولادیمیر زورکین و فیلو فارنزورث از اواخر سده ۱۹ میلادی تاکنون در توسعه و تکمیل فناوری تلویزیون نقش موثر داشته‌اند.






واژه پژوهی نام تلویزیون
واژه تلویزیون که از زبان فرانسوی به فارسی راه یافته خود واژه ای دورگه‌است که بخش نخست آن از واژه یونانی تله- (دور) و بخش دوم آن از واژه لاتین ویزیو (دید) گرفته شده‌است. با اینکه در بیشتر زبان‌ها همین واژه تلویزیون (البته با تلفظ‌های بسیار گوناگون) به کار می‌رود برخی زبان‌ها واژه‌های خود را برای این مفهوم دارند. برای نمونه در زبان آلمانی برای تلویزیون همیشه واژه Fernsehen به کار برده می‌شود که معنی واژگانی آن «دوردید» است. یا در زبان ژرمنی نیدرساکسنی به تلویزیون Kiekschapp می‌گویند که معنی لغوی آن «نگرش» است.
تاریخچه

تاریخ پیدایش تلویزیون به سال ۱۸۸۴ میلادی برمی‌گردد. زمانی که یک دانش آموز آلمانی به نام پائول نیپکو نخستین سیستم الکترومکانیکی تلویزیونی را با توانایی انتقال یک تصویر ثابت اختراع کرد. این سیستم از طریق روشن کردن یک عکس به‌وسیله لنز و یک صفحه چرخشی کار می‌کرد (صفحه نیپکو). روزنه‌های چهارگوش (سوراخ‌های کوچک) بر روی صفحه بریده‌شده بودند و خط‌های عکس را تا جایی که عکس کاملاً پویش شود دنبال می‌کردند. هر چه تعداد این روزنه ها بیشتر می‌شد خط‌های بیشتری هم دنبال می‌شدند، و از این رو جزئیات بیشتری هم نمایان می‌شد. دستگاه نیپکو تا پیشرفت فناوری تقویت‌کننده الکترونیکی لامپ خلأ و لامپ پرتو کاتدی عملاً قابل استفاده نبود. در سال ۱۹۰۷، بوریس روزینگ دانشمند روس برای نخستین بار توانست با استفاده از لامپ پرتو کاتدی در دستگاه گیرنده تلویزیونی، شکل‌های ساده هندسی را از طریق تلویزیون منتقل نماید. در سال ۱۹۲۳، ولادیمیر زوریکین دانشمند دیگر روس صفحه نیپکو را با یک عنصر الکترونیکی جایگزین کرد. این موضوع باعث به‌وجودآمدن سطح بالاتری از جزئیات بدون افزایش تعداد پویش‌ها در واحد زمان شد.در سال‌های نخست دهه ۱۹۰۰ (۱۲۸۰ خورشیدی) مهندسان در یافتند که می‌توان تصویر را با استفاده از امواج رادیویی فرستاد. اما این کار تا سال ۱۹۲۶ (۱۳۰۵ خورشیدی) عملی نشد.

سرانجام جان لوگی برد دانشمند اسکاتلندی با استفاده از دیسک نیپکو برای نخستین بار موفق شد تصاویر متحرک تلویزیونی ضد نور (در سال ۱۹۲۵) و تصاویر متحرک سیاه و سفید (۱۹۲۶) را در لندن منتقل نماید. اختراع جان لوگی برد نخستین انتقال تصویر واقعی تلویزیونی به شمار می‌رود. تنها یک سال بعد در ۱۹۲۷، جان لوگی برد نخستین دستگاه ضبط تصاویر ویدئویی را اختراع کرد. وی با استفاده از مدولاسیون توانست سیگنال‌های دوربین تلویزیونی خود را تا حد سیگنال‌های صوتی تغییر دهد و سپس آنها را روی صفحه ضبط صوت ۱۰ اینچی ضبط کند. چند صفحه از ویدئوهای ضبط شده جان لوگی برد باقی‌مانده‌اند که ویدئوهای ضبط شده در آنها در دهه ۱۹۹۰ با استفاده از تکنولوژی دیجیتال استخراج و بازسازی شدند.

جان لوگی برد همچنین تلویزیون رنگی مکانیکی را در سال ۱۹۲۸ عرضه کرد. سیستم برد کاملاً با لامپ تصویر الکترونیکی و دوربین‌های امروزی متفاوت بود. در سیستم او تصویر به کمک صفحه گردان عظیمی به طور مکانیکی، روییده می‌شد. این صفحهٔ گردان سوراخ‌هایی برای عبور نور داشت. کیفیت اولین تصاویر او خیلی بد بود و فقط ۳۰ خط داشت. اولین تلویزیون مکانیکی از صفحه نیپکو با سه فنر مارپیچ استفاده می کرد که هر فنر برای یکی از سه رنگ اصلی (قرمز، سبز، آبی) به‌کار برده‌می شد، در آن زمان عده کمی از مردم دستگاه تلویزیون داشتند و داشتن تجربه تماشای تلویزیون اهمیت چندانی نداشت.


در سال ۱۹۳۵ اولین سیستم تلویزیون الکترونیکی توسط شرکت EMI شرح داده شد. در سال ۱۹۳۹ شانزده شرکت در آمریکا شروع به ساخت یا طراحی برای ساخت دستگاه تلویزیون الکترونیکی کردند. در سال ۱۹۴۱ کمیته‌ای بین‌المللی سیستمهای تلویزیونی NTSC یک مجموعه راهنما برای مخابره تلویزیون الکترونیکی ارایه داد.

دهه ۱۹۵۰ یک دوره زمانی مهم و طلایی در پیشرفت تلویزیون به شمار می‌آید. مبدأ تلویزیون‌های سیاه سفید سال ۱۹۵۶ است. هزینه دستگاه تلویزیون سر انجام در این زمان کاهش پیداکرد.در سال ۱۹۵۳ (۱۳۲۲ خورشیدی) تلویزیون رنگی و در دو دههٔ اخیر تلویزیون‌های مسطح اختراع شدند. منشاء تلویزیون امروزی می‌تواند در زمان گذشته با کشف خاصیت هدایت نوری ماده سلنیم توسط ویلوگبی اسمیت در سال ۱۸۷۳و اختراع دیسک اسکن توسط پاول نیپکوو در سال ۱۸۸۴ بررسی و ردیابی شود. همه سیستمهای عملی و کاربردی تلویزیون از این اصل بنیادی اسکن یک تصویر برای تولید سیگنالهای سری زمانی برای نمایش آن می‌باشند. این نمایش تصویری سپس به وسیله‌ای ارسال می‌شود که برخلاف عمل اسکن کردن عمل می‌کند. دستگاه آخری، تلویزیون (یا دستگاه تلویزیون) است که با توجه به توانائیهای چشم انسان تصویر یکسان ومناسبی تهیه و نمایش می‌دهد.

تکنیک‌های الکترومکانیکی پیش از جنگ جهانی دوم بطور قابل ملاحظه‌ای توسط چارلز فرانسیس جنکینز و جان لوگی بِرد توسعه و تکمیل شد.

تلویزیون به خاطر ارائه تصویر از رادیو جاذبه بیشتری دارد و بعد تازهای به آن ارائه می‌کند چشمها را به خود خیره می‌کند و به علاوه فهم پیام را آسانتر می‌کند چون تصویر وصدا اطلات عات کاملتری به مخاطب می‌دهد تلویزیون از جهت کنترل و تسلط بر افکار عمومی رسانه‌ای بسیار قوی و موثر است در کشورهای پیشرفته امروزه رادیو به عنوان وسیله ار تباط بین اللمل مورد استفاده قرار می‌گیرد


اجزای یک سیستم تلویزیون

اجزای یک سیستم تلویزیون ساده عبارتند از:

یک منبع تصویر- این می‌تواند یک دوربین ویدئوی حرفه‌ای برای عکسبرداری زنده و ارسال فیلم باشد.
یک منبع صدا
یک فرستنده که یک یا چند سیگنال تلویزیونی را با اطلاعات تصویر و صدا برای ارسال مدوله می‌کند.
یک گیرنده (تلویزیون) که سیگنالهای تصویر و صدا را دوباره از پخش تلویزیونی بازیابی می‌کند.
یک وسیله نمایشگر که سیگنالهای الکتریکی را به نور مرئی تبدیل می‌کند.
یک وسیله صوتی که سیگنالهای الکتریکی را به امواج صدا تبدیل می‌کند که همراه تصویر پخش می‌شوند.

سیستمهای کاربردی تلویزیون شامل تجهیزاتی برای انتخاب منابع مختلف تصویر، مخلوط و ترکیب کردن تصاویر از چندین منبع بصورت یک تصویر، درج سیگنالهای ویدئویی از قبل ضبط شده، همزمان کردن سیگنالهای منابع مختلف، و تولید تصویر مستقیم با کامپیوتر برای منظورهایی مانند معرفی اطلاعات ایستگاه پخش می‌باشد. ارسال می‌تواند از طریق هوا و توسط فرستنده‌های زمینی، از طریق کابلهای فلزی یا نوری، یا توسط رادیو با ماهواره صورت گیرد. ممکن است در هر جایی بصورت زنجیروار سیستمهای دیجیتال تعبیه شوند تا امکان کیفیت بهتر ارسال تصاویر را فراهم سازند، پهنای باند ارسال را کاهش دهند، افکتهای مخصوص اضافه کنند، و امنیت و حفظ اطلاعات ارسال شده را جهت جلوگیری از دریافت آنها توسط کسانی که دراین سرویسها ثبت نام نکرده‌اند فراهم کنند.
تکنولوژی نمایشگر

به لطف پیشرفت در تکنولوژی نمایشگرها، امروزه چندین نوع مختلف از نمایشگرهای ویدئویی وجود دارد که در دستگاههای تلویزیون استفاده می‌شوند:

"CRT" نمایشگرهای رایجتر لامپ اشعه کاتدی. این نوع نمایشگرها زیاد گران نیستند و تکنولوژی ویرایش شده برای آنها وجود دارد که بهترین کیفیت تصویر را در حالت کلی فراهم می‌کند. آز آنجایی که رزولاسیون اصلی این نمایشگرها ثابت نیست، در بعضی از موارد آنها قابلیت نمایش منابعی با رزولاسیون‌های متفاوت را با کیفیت تصویر بالا دارند.
" پانل فلت LCD" یاً"پلاسما: پیشرفتهای جدید نمایشگر پانل فلت برای تلویزیون‌ها که از سیستم نمایشگر کریستال مایع ماتریکس فعال، نمایشگر LCD یا فناوری نمایشگر پلاسما را به ارمغان آورده‌است. پانل فلت LCDها و نمایشگر پلاسمابه اندازه ۱ اینچ صخامت دارند و می‌توانند مانند یک تابلو از دیوار آویزان شوند یا روی پایه قرار بگیرند. بعضی مدلها را می‌توانند به عنوان نمایشگر رایانه به کار برد.

هرکدام نقاط ضعف و مزایای مخصوص خود را دارند. نمایشگر LCD پانل تخت می‌تواند زاویه مشاهده را کمتر و باریکتر کرده و بنابراین با محیط خانه تناسب نداشته باشد. صفحه‌های نورافکن عقبی در شرایط طبیعی روشنایی روز یا اتاقهایی که کاملاً روشن هستند بخوبی عمل نمی‌کنند و به محلهای مشاهده تاریک نیاز دارند. در سال‌های اخیر، پانل‌های LED در ساخت تلویزیون مخصوصا تلویزیون‌های با اندازه بزرگ استفاده می‌شود. نمایشگرهای LED باریک تر از LCD هستند و مصرفبرق کمتری دارند اما از لحاظ کیفیت تصویر تفاوت چندانی با LCD ندارند. نمایشگرهای LED گران تر از LCD هستند.


معیار نسبت‌ها

"معیار نسبت" به اندازه گیریهای افقی به عمودی تصویر گفته می‌شود. تلویزیونهایی که بطور مکانیکی اسکن می‌شدند در اول توسط جان لوگی بایرد در سال ۱۹۲۶ با معیار نسبت ۷٫۳، مورد استفاده قرار گرفتند که در جهت سرو شانه یک شخص در مشاهده نمای نزدیک بود.

بیشتر سیستمهای تلویزیونی اولیه از اواسط دهه ۱۹۳۰ به این طرف همان معیار نسبت به میزان ۴:۳ که برای تطابق با معیار آکادمی در فیلم‌های سینمایی آن زمان استفاده می‌شد، انتخاب کرده بودند. این معیار نسبت بقدر کافی مربع شکل بود که بطور راحت و آسانی در اطراف لامپ اشعه کاتدی نمایشگرهای CRT که می‌توانست با فناوری، تولید وساخت آن زمان تهیه شود، استفاده شود. (فناوری CRT امروزی به تولیدکنندگان امکان می‌دهد که لامپهای خیلی حهن تر و صاف تر که تکنولوژیهای صفحه تخت آن را بطور ثابت خیلی عمومی و رایج تر کرده و محدودیت‌های تکنیکی معیار نسبت را ندارد، تولید کنند). سرویس تلویزیونی BBCاز لامپهای بیشتر مربع مانند۵:۴ معیار نسبت از سال ۱۹۳۶ به 3 April ۱۹۵۰ موقعی که به معیار نسبت ۴:۳ سویچ می‌شود، استفاده می‌کند. این کار مشکلات جدی ایجاد نمی‌کرد، چون بیشتر دستگاههای تلویزیونهای آن زمان از لامپهای گرد و دایره‌ای شکل که به راحتی با معیار نسبت ۴:۳ هنگام تغییر ارسال سیگنالها تنظیم می‌شدند، استفاده می‌کردند.

در دهه ۱۹۵۰ استودیوهای فیلم به سمت صفحه پهن تمایل ورزیدند و معیار نسبتهایی مانند سینما اسکوپ تلاش کرد که محصولات تولیدی خود را از برنامه‌های تلویزیونی دور نگهدارد. اگرچه در اول این کار فقط یک حیله بود ولی صفحه پهن هنوز فرمت انتخاب امروزی است و معیار نسبت مربع شکل فیلمها بندرت دیده می‌شوند. بعضی افراد می‌گویند که صفحه پهن موقعی که اشیای را بلند هستند بصورت سراسرنما نشان می‌دهد واقعاً یک ایراد و مشکل بزرگ است، بعضی دیگر می‌گویند که مشاهده طبیعی بیشتر از بلندی سراسرنما است و بنابراین نمایشگرهای صفحه پهن برای چشم مناسب هستند.

سویچ و تغییر به سیستمهای تلویزیونی دیجیتال به عنوان یک فرصت برای تغییر فرمت تلویزیونی از معیار نسبت قدیمی ۴:۳ (۱٫۳۳:۱) به معیار نسبت ۱۶:۹ (تقریباً ۱٫۷۸:۱) استفاده شد. این عمل تلویزیونها را قادر می‌سازد که به معیار نسبت صفحه پهن مدرن یا سینما که معیار نسبتی از ۱٫۶۶:۱ از ۱٫۸۵:۱ تا ۲٫۳۵:۱ دارند، نزدیکتر شوند. دومتد برای حمل و انتقال محتویات صفحه پهن وجود دارد آنکه برای استفاده بهتر است فرمت صفحه پهن آنامورفیک نامیده می‌شوند. این فرمت خیلی مشابه تکنیک استفاده شده برای فریم فیلم صفحه پهن در داخل فریم فیلم ۱٫۳۳:۱٫۳۵ میلیمتری است. تصویر هنگام ضبط بطور افقی فشرده می‌شود، و سپس هنگام پخش دوباره باز و گسترده می‌شود. فرمت ۱۶:۹ صفحه پهن آنامورفیک اولین فرمتی بود که توسط پخش تلویزیون PALPlus اروپایی معرفی شد و کمی بعد در «صفحه پهن» DVD، ATSC، سیستم تلویزیون با کیفیت بالا(HDTV) از فرمت صفحه پهن، بدون فشردگی افقی یا بازشدن دوباره استفاده می‌کند.
امروزه «صفحه پهن» از تلویزیون به محاسبه گرها و رایانه‌ها جایی که کامپیوتر رومیزی و کامپیوترهای کیفی بطور عمومی مجهز به نمایشگرهای صفحه پهن می‌باشند. بعضی شکایات درباره اختلال معیار نسبت تصویر فیلم به علت نرم‌افزار پخش بعضی از DVDها که این معیار نسبت را در نظر نگرفته‌اند وجود دارد، اما این فقط یک چیز فرعی برای کیفیت نرم‌افزار پخش DVDها است. بعلاوه، نمایشگر صفحه پهن کامپیوتر رومیزی و کامپیوتر کیفی در معیار نسبت ۱۶:۱۰ هم از نظر اندازه فیزیکی و هم در تعداد پیکسل‌ها و نه در معیار نسبت ۱۶:۹ تلویزیونهای مورد استفاده، که باعث پیچیدگی بیشتر می‌شود، می‌باشند. این نتیجه فرضیه یکسان مهندسین کامپیوتر نمایشگر صفحه پهن کامپیوتر است که مردم مشاهده محتویات در معیار نسبت ۱۶:۹ در رایانه خود را بر ناحیه‌ای از صفحه که با کنترلهای پخش معکوس شود، نوار وظایف و دستورها که مانع مشاهده محتویات تمام صفحه می‌شود، ترجیح می‌دهند.
ساعت : 4:23 pm | نویسنده : admin | مرکز فیلم | مطلب قبلی
مرکز فیلم | next page | next page